۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۸

فرهنگ، همان‌گونه که رهبران انقلاب بارها تاکید کرده‌اند، نه حاشیه‌ای بر سیاست و اقتصاد که متن و بطن حیات یک ملت است. اگر اقتصاد همچون زره باشد و سیاست چون فرماندهی میدان، فرهنگ، روح و خون جاری در رگ‌های جامعه است. امروزه این میدان، عرصه جنگی خاموش اما فرساینده است؛ جایی که توپ و تانک جای خود را به روایت‌ها، تصویرسازی‌ها و نبرد ذهن‌ها داده است.

آگاه: دشمن در این جبهه، بر «دوگانه‌سازی اجتماعی» سرمایه‌گذاری کرده است: مذهب در برابر مدرنیته، نسل جوان در برابر نسل انقلابی، هویت ملی در برابر هویت اسلامی و حتی مناطق جغرافیایی کشور در برابر یکدیگر. ابزار او، رسانه‌های فرامرزی، شبکه‌های مجازی و تولید هدفمند ناامیدی است. هدفش روشن است: شکستن انسجام ملت و ایجاد فرسایش روحی پیش از هر حمله سیاسی یا اقتصادی.


یک‌سال از عمر دولت چهاردهم گذشته و درست در همین نقطه، کارنامه فرهنگی و اجتماعی آن به‌عنوان یکی از ارکان «امنیت ملی فرهنگی» باید مورد واکاوی قرار گیرد. زیرا فرهنگ نه یک حوزه وزارتی محدود، بلکه ساختاری فراگیر است که خانواده، آموزش، هنر، رسانه، دین و سبک زندگی را در بر می‌گیرد. هر لغزش در این حوزه، جاده‌ای صاف برای پیشروی دشمن و هر پیشرفت، دیواری بلند برابر اوست.
اما چرا «اتحاد مقدس» کلید پیروزی در این میدان است؟ اتحاد مقدس، هم‌نشینی اتفاقی گروه‌ها و سلایق نیست؛ محصول ای‌مان عمیق، ماموریت تاریخی و شعور مشترکی است که ملت ایران در طول قرون آن را آموخته و با گوشت و خون خود پرداخته است. این اتحاد، هم آزمون تاریخی خود را پس داده - از مشروطه تا دفاع مقدس و جنگ ۳۳ روزه و نبردهای امروز غزه - و هم پشتوانه فکری و دینی دارد که در هیچ محاسبه صرف مادی نمی‌گنجد. نگاهی به جنگ ۱۲ روزه اخیر و انعکاس منطقه‌ای آن، گویای جایگاه بی‌بدیل جمهوری اسلامی در قلب «جبهه مقاومت» است. این نبرد نه‌فقط عرصه‌ای نظامی بلکه یک زلزله سیاسی - فرهنگی بود که افکار عمومی منطقه را تکان داد. موج همدلی ملت‌ها، به‌خصوص در میان جوانان مسلمان از عربستان تا اندونزی، نشان داد که «روایت انقلاب اسلامی» هنوز زنده و توان‌مند است؛ روایتی که دشمن با میلیاردها دلار هزینه، نتوانسته آن را خاموش کند. برای نهادینه‌کردن اتحاد مقدس و مقابله موثر با تفرقه‌افکنی دشمن، سه گام بنیادین ضروری است:

۱. بازتعریف روایت ملی - امت اسلامی
آنچه ملت ایران را متمایز کرده، پیوند «ایرانیت» و «اسلامیت» در بستری تمدنی است. این پیوند اگر در روایت رسانه، آموزش رسمی و تولید هنری بازخوانی و نوسازی نشود، در ذهن نسل نو فرو می‌پاشد. باید صدای مشترک «ایرانِ سنگر امت» را از مدرسه تا دانشگاه، از مسجد تا شبکه اجتماعی، به زبان‌های متنوع و قالب‌های جذاب بازتولید کرد. در این روایت، افتخار ملی نه در جدایی از جهان اسلام بلکه در پیشگامی برای عزت و آزادی تمام ملت‌های مظلوم است.

۲. ایجاد جبهه فرهنگی مردمی
قدرت نرم واقعی از قلب مردم برمی‌خیزد نه از ساختمان‌های اداری. حلقه‌های فکری، هیئت‌های مذهبی، انجمن‌های علمی دانشگاهی، هنرمندان متعهد و کانون‌های محلی، ستون‌های جبهه فرهنگی مردمی‌اند. اگر این نیروها با هم ارتباط شبکه‌ای پیدا کنند، می‌توانند در برابر هر موج رسانه‌ای دشمن، پاتک هماهنگ و موثر بزنند. این جبهه باید متکثر باشد اما هدف مشترک داشته باشد؛ همان‌گونه که یک لشکر از واحدهای رزمی متفاوت تشکیل می‌شود اما همه در یک جبهه می‌جنگند.

۳. شکستن انحصار رسانه دشمن
جنگ روایت‌ها را با سکوت نمی‌توان برد. باید با سرعت، جذابیت و عمق، حقیقت را روایت کرد. رسانه انقلابی باید به‌جای قرار گرفتن در موضع واکنش منفعل، خود پیشگام تعریف دستور کار خبری باشد. تولید محتوای چندزبانه، استفاده از هنر داستان‌پردازی، بهره‌گیری از فناوری‌های نو و حضور فعال در بسترهای جهانی، بخشی از این راهبرد است.
اتحاد مقدس زمانی به بار می‌نشیند که این سه گام، در یک راهبرد یکپارچه دیده شود. تجربه دفاع مقدس نشان داد که وقتی ارزش‌ها، روایت ملی و ای‌مان مردمی در یک قاب قرار گیرند، حتی نابرابرترین جنگ‌ها هم می‌تواند به پیروزی ختم شود. امروز نیز، میدان خاموش فرهنگ همان اهمیت جبهه‌های خرمشهر و فاو را دارد، با این تفاوت که دشمن در لباس دوست، در کانال‌های سرگرمی و در نقاب «آزادی بیان» ظاهر می‌شود.
فراموش نکنیم که فرهنگ، تنها سپر هویت ما نیست؛ موتور محرکه تمدن ما نیز هست. اگر این موتور خاموش شود یا از سوخت حقیقت تهی شود، پیروزی در سیاست و اقتصاد نیز پایدار نخواهد ماند. اتحاد مقدس، رمز حفظ این موتور و تضمین «امنیت ملی فرهنگی» ایران است. این اتحاد، یعنی ایستادن شانه‌به‌شانه در برابر روایت‌های تحریف‌شده، ساختن پل میان نسل‌ها و پاسداری از آن حقیقتی که در کربلا آغاز شد و امروز در برابر چشم جهانیان ادامه دارد. امروز بیش از همیشه، ضرورت دارد که دولت، نخبگان، رسانه‌ها و مردم در یک میدان مشترک، جبهه فرهنگی را بازسازی کنند. این کار نه فقط یک وظیفه سیاسی، بلکه یک فریضه الهی و انسانی است؛ چرا که شکست در این میدان یعنی گم‌کردن خویش و پیروزی یعنی گشودن راهی برای بیداری ملت‌ها. در یک کلام، اتحاد مقدس، انتخاب ما نیست؛ سرنوشت ماست.