۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۵

دکتر بهرام بیات، استاد جامعه شناسی دانشگاه دفاع ملی معتقد است دولت باید سرمایه اجتماعی را بشناسد، از آن حفاظت کند، آن را تعمیق بخشد و توسعه دهد؛ چرا که ازدست‌دادن آن خطری بزرگ است. اگر دولت در این مسیر دچار انفعال شود یا به دنبال افراطیون و تفریطیون برود، این سرمایه به‌راحتی از دست خواهد رفت.

آگاه: اولین پرسش این است که باتوجه‌به اینکه عملا دولت کنونی بیش از یک سال در مسئولیت بوده است، تحلیل شما از عملکرد فرهنگی و اجتماعی دولت در این مدت چگونه است؟
اگر بخواهیم حوزه فرهنگی را با محور تعریف الگوها و کارکردها بررسی کنیم و حوزه اجتماعی را با تاکید بر انسجام اجتماعی، به نظر من این دولت از جمله دولت‌هایی است که بعد از انقلاب توانست - البته با کمک شرایط خاص زمانی و محیطی - به یک جمع‌بندی روشن در زمینه انسجام اجتماعی برسد.


در واقع، زیرساخت‌های انسجام اجتماعی تا حدی فراهم شد و این امر ناشی از نگرش و ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهور بود. بنابراین می‌توان گفت در حوزه اجتماعی، با یک پیشران انسجام و یکپارچگی اجتماعی (Social integration) روبه‌رو بودیم که انصافا دستاورد مثبتی محسوب می‌شود. این انسجام به‌گونه‌ای شکل گرفت که دیگر با کشمکش‌های جناحی معمول میان اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان قابل‌خدشه نیست. اما در حوزه فرهنگی، تصور من این است که الزامات اجتماعی ما را به سمت واقع‌گرایی آرمان‌گرایانه سوق داد. پیش‌تر نوعی آرمان‌گرایی هیجانی و غیرواقعی در فضای فرهنگی حاکم بود؛ گویی می‌خواستیم بار تمام رسالت انبیا را در یک دوره کوتاه به دوش بکشیم. اما شرایط جدید ما را وادار کرد تا به واقع‌گرایی در عین حفظ آرمان‌ها برسیم. به نظر من این تغییر نگاه، دستاورد مهمی است. هر چند هنوز با شرایط مطلوب فاصله داریم، اما خوشبختانه بسیاری از موانع ذهنی و بت‌های ساخته‌شده در این مسیر شکسته شد.
دولت در یک سال اخیر با چه چالش‌های فرهنگی، اجتماعی روبه‌رو بوده است؟
به نظر من اصلی‌ترین چالش دولت در یک سال اخیر، خروج از قالب‌های فکری پیشین بوده است. ما از چارچوب‌های بسته اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی عبور کرده‌ایم، اما هنوز وارد یک وضعیت پایدار جدید نشده‌ایم. در جامعه‌شناسی، این شرایط را مرحله‌ ازجاکندگی می‌گویند که کنده‌شدن از گذشته و تثبیت‌نشدن در آینده است. در این وضعیت، گروه‌های افراطی و تندرو تلاش می‌کنند جامعه را دوباره به همان دوگانه‌های قدیمی برگردانند. نمونه‌اش را می‌توان در بیانیه‌های اخیر برخی گروه‌ها دید که حاوی نکات درست و واقعی بود، اما در بدترین زمان ممکن مطرح شد و عملا آثار منفی داشت. این دست حرکات، مهم‌ترین چالشی است که دولت با آن مواجه است، هر چند به نظرم جامعه به‌تدریج از آن عبور خواهد کرد.

بزرگ‌ترین مطالبات رهبری و دولت در زمینه فرهنگی و اجتماعی چه بوده است؟
رهبر انقلاب هم در سیره عملی خود و هم در تعابیری که داشته همواره بر آرمان‌گرایی واقع‌بینانه تاکید داشته‌اند. مکتب ولز واقع‌بین آرمان‌گراست؛ برای مثال می‌گوید ما آرمان داریم، ولی مهم نیست که در این دنیا به آرمان برسیم یا نه؛ ولی با واقعیت زندگی می‌کنیم. اما دیدگاه آرمان‌گرای واقع‌بین می‌گوید ما آرمان‌ها را طوری طراحی می‌کنیم که خیلی دور از دسترس نباشد و قابلیت‌هایمان ما را به آن برساند.
به نظر من شاید تنها کسی که توانست این چارچوب فکری فرهنگی اجتماعی رهبر انقلاب را به‌درستی درک و در عمل پیاده کند، شخص رئیس‌جمهور، آقای پزشکیان است. او کوشید همان نگاه آرمان‌گرای واقع‌بینانه را در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی اجرا کند و نتایج مثبت آن کم‌وبیش آشکار شده است.
جریان‌های سیاسی متنوعی وجود دارند، اما خودِ رئیس‌جمهور فردی واقع‌گراست. او در چارچوبی حرکت می‌کند که مبتنی بر واقعیت‌ها و درعین‌حال پایبند به ارزش‌های اساسی است. این نگاه هوشمندانه و متکی بر اصول، موجب شده است که جامعه نیز کم‌کم خود را با این رویکرد وفق دهد. به‌نوعی می‌توان گفت ما بعد از انقلاب، در حال زمین‌گیرشدن به معنای مثبت آن هستیم؛ یعنی پایمان روی زمین محکم شده و دیگر خطر لغزش ناگهانی وجود ندارد. در نتیجه جامعه و رهبری امروز در یک مسیر و یک‌جهت حرکت می‌کنند. مشکل اصلی ما در این میان، نبود مدیران و مسئولانی است که بتوانند این همسویی میان رهبری و مردم را به عرصه عمل بیاورند. اگر این پیوند تقویت شود، بسیاری از مسائل حل خواهد شد.

پیشنهادها به دولت در حوزه فرهنگی و اجتماعی، باتوجه‌به جنگ ۱۲ روزه اخیر و همچنین تأکید رهبر انقلاب بر «اتحاد مقدس» چه می‌تواند باشد؟
در طول تاریخ، ما همواره شاهد خدمات متقابل ایران و اسلام بوده‌ایم. در دوران دفاع مقدس، این اسلام بود که تهدید وجودی را از سر ایران برداشت. ارزش‌های اسلامی و ادبیات حماسیِ برخاسته از آن، مردم را به میدان آورد و ایران را حفظ کرد. اما در جنگ ۱۲ روزه اخیر، این‌بار «هویت ایرانی» و نمادهایی چون سرود ای ایران بودند که نقش اصلی را ایفا کردند. حتی رهبر انقلاب هم بر هویت ایرانی تاکید کردند. برخی افراد ساده‌نگر ممکن است بگویند چرا مثلا به جای ای ایران دعای مذهبی یا زیارت عاشورا خوانده نشد؛ اما واقعیت این است که شرایط اجتماعی امروز ایجاب می‌کند که عنصر «ایران» محور انسجام ملی قرار گیرد.
روحیه شاهنامه‌ای و هویت ایرانی - که فردوسی قرن‌ها پیش آن را درک و تثبیت کرده بود - امروز دوباره خود را نشان داد. این سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمند است و برخلاف تصور بسیاری از مسئولان، توانست جامعه را پای کار بیاورد.
بنابراین توصیه جدی من به دولت این است که این سرمایه اجتماعی را بشناسد، از آن حفاظت کند، آن را تعمیق بخشد و توسعه دهد، چرا که ازدست‌دادن آن خطری بزرگ است. اگر دولت در این مسیر دچار انفعال شود یا به دنبال افراطیون و تفریطیون برود، این سرمایه به‌راحتی از دست خواهد رفت. به باور من توسعه، شناخت و تعمیق سرمایه اجتماعی نه‌تنها کمتر از توسعه اقتصادی نیست، بلکه حتی مهم‌تر و ضروری‌تر است. این پشتوانه اجتماعی می‌تواند امکان انجام بسیاری از اقدامات بزرگ را برای دولت فراهم کند.