آگاه: شاید در روزهای آغازین، تحلیلها بر اعداد و آمار تلفات و خسارات متمرکز بود، اما آنچه در بطن جامعه ایرانی جریان یافت، حکایتی دیگر داشت. از شهرهای بزرگ تا روستاهای کوچک، از محافل دانشگاهی تا هیئتهای مذهبی، مردم با زبانها و شیوههای گوناگون، پیام همبستگی خود را بیان کردند. یکی با سرود و شعر، دیگری با یادداشت در شبکههای اجتماعی و آن دیگری با برپایی محفل دعا یا جمعآوری کمکهای مردمی. این تکثر ابزارها در خدمت یک معنا قرار گرفت: «ما یک ملت واحدیم و فرهنگ ما رشته پیوندی است که دشمن قادر به بریدنش نیست.»
فرهنگ ایرانی - اسلامی همواره در بزنگاههای تاریخی، نقشی حیاتی در حفظ هویت و انسجام ایفا کرده است. در جنگ ۱۲ روزه نیز چنین بود. روایتهای رسانهای معارض، تلاش داشتند شکافهای داخلی را پررنگ کنند و جامعه ایران را گرفتار دوقطبیسازیهای کاذب کنند. اما حضور فعال مردم در فضای مجازی و تولید روایتهای بومی و خلاقانه، تصویر دیگری به نمایش گذاشت؛ تصاویری از اتحاد، امید و پایداری. اینجاست که نقش نسل جوان، بهویژه در حوزه فضای دیجیتال، برجسته میشود. آنان با زبان هنر، موسیقی، گرافیک و ویدیوهای کوتاه، توانستند روایتی متفاوت بسازند و همبستگی را در سطح ملی بازتولید کنند.
در کنار مردم، نخبگان فرهنگی و دانشگاهی نیز نقشآفرین بودند. تحلیلهای دقیق، مقالات تبیینی و حضور موثر در رسانههای داخلی و خارجی، به تقویت روایت ایران از این جنگ کمک کرد. آنان نهتنها واقعیتهای صحنه نبرد را روشن ساختند، بلکه با بازخوانی تاریخی و تمدنی، نشان دادند که فرهنگ و همبستگی اجتماعی مهمترین پشتوانه امنیت ملی است. شاید بتوان گفت، جنگ ۱۲ روزه فرصتی بود برای بازتعریف نقش نخبگان در پیوند میان فرهنگ و سیاست.
البته باید پذیرفت که این مسیر بیچالش نبود. بخشی از جامعه هنوز با سیاستهای رسمی فرهنگی فاصله دارد و گاه نسبت به کارآمدی دستگاههای متولی تردید نشان میدهد. اما در همین شرایط نیز همدلی خودجوش مردم نشان داد که فرهنگ رسمی و غیررسمی، اگرچه گاه ناهمگون بهنظر میرسند، در بزنگاهها میتوانند به همدیگر گره بخورند و به عاملی وحدتآفرین تبدیل شوند. این همگرایی، درس مهمی برای سیاستگذاران است: فرهنگ زمانی اثرگذار است که ریشه در دل مردم داشته باشد و مردم خود را شریک و صاحب آن بدانند.
راهبرد آینده باید دقیقا بر همین اساس شکل گیرد. تجربه جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد که سیاست فرهنگی موفق، آن است که به جای صدور دستور از بالا، بر ظرفیتهای مردمی تکیه کند. بهرهگیری از خلاقیت جوانان، تقویت بسترهای رسانهای بومی، حمایت از جریانهای هنری و مردمی و ایجاد میدان برای مشارکت داوطلبانه، میتواند فرهنگ را به ابزار قدرتمند انسجام ملی بدل سازد.
همچنین نباید از نقش امید غافل شد. امید همان عنصری است که در دل جنگ، در فضای پر از شایعه و سیاهنمایی، توانست روحیه ملی را حفظ کند. امیدآفرینی باید به سیاست دائمی بدل شود؛ نه صرفا در بحرانها. اگر مردم احساس کنند آینده روشن است و سهمی در ساختن آن دارند، همبستگی پایدار خواهد شد.
در پایان، باید گفت که جنگ ۱۲ روزه تنها یک واقعه نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای فرهنگ ملی ما بود. این جنگ نشان داد که حتی در شرایط سخت، ایرانیان میتوانند با اتکا به فرهنگ مشترک بر اختلافات غلبه کنند و همدلی را به سرمایهای اجتماعی تبدیل سازند. اکنون زمان آن است که دولت و نخبگان فرهنگی این تجربه را به راهبردی پایدار بدل کنند؛ راهبردی که فرهنگ را از سطح شعار به سطح عمل بیاورد و انسجام ملی را در برابر همه طوفانهای پیشرو تضمین کند.
۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۷
وقتی آژیر خطر جنگ در منطقه به صدا درآمد و نگاهها باردیگر به قلب خاورمیانه دوخته شد، برای ایرانیان موضوع تنها یک مناقشه نظامی نبود. جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، فراتر از میدانهای نبرد، به عرصهای برای آزمودن میزان همبستگی داخلی و قدرت نرم ملت ایران بدل شد. این بار آنچه چشمها دید، صرفا تبادل آتش نبود؛ بلکه همدلی بیسابقهای بود که در میان مردم، گروههای اجتماعی و نخبگان شکل گرفت و نشان داد فرهنگ میتواند سپری محکمتر از هر سامانه دفاعی باشد.