آگاه: از یک سو، اقدامات مثبت در تولید محتوا، آموزش رسانهای و تشویق نخبگان به تبیین دستاوردها، توانست پیام قدرت ملی و پیوند ملت با دولت را تقویت کند. این تجربه نشان داد که حتی فعالیتهای کوچک فرهنگی، اگر هدفمند و هماهنگ باشند، میتوانند بازتاب گستردهای در افکار عمومی داشته باشند و جایگاه ایران را در عرصه منطقهای مستحکم کنند. از سوی دیگر، ضعف در هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و محدودیت دسترسی به برخی رسانهها باعث شد که بخشهایی از جامعه از جریان صحیح اطلاعرسانی باز بمانند و برخی روایتهای معارض بدون مقابله جدی انتشار یابند. این امر ضرورت طراحی راهبردهای بلندمدت و ساختاری برای مدیریت فرهنگ و رسانهها را پررنگتر کرده است.
یکی از نکات قابلتوجه، نقش نخبگان فرهنگی و دانشگاهیان در بازتاب درست و دقیق رخدادها بود. آنها توانستند تحلیلهای فنی و مستند ارائه کنند و به تولید محتواهایی با کیفیت بالا کمک کنند که هم به مخاطب داخلی فهم بهتر از وقایع میداد و هم در سطح بینالمللی، تصویری متوازن از قدرت و انسجام ملی ایران ارائه میکرد. این تجربه باردیگر اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در آموزش و تجهیز نخبگان فرهنگی و رسانهای را به اثبات رساند، زیرا بدون این ظرفیتها، حتی بهترین طرحهای دولتی در مدیریت افکار عمومی ناکام خواهند ماند.
در کنار نخبگان، مشارکت فعال مردم نیز نشان داد که فرهنگ، تنها از بالا به پایین شکل نمیگیرد؛ بلکه تقویت انسجام ملی نیازمند آن است که افراد جامعه در تولید و بازنشر روایتها، مشارکت فعال داشته باشند. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مردم توانستهاند با تولید محتوای محلی و مشارکت در شبکههای اجتماعی، نقش مهمی در تقویت روایت رسمی و انسجام ملی ایفا کنند. این ظرفیت عظیم اگر بهصورت راهبردی مدیریت شود، میتواند به ابزار قدرتمندی در مقابله با تفرقهافکنی و جنگ روایتها تبدیل شود.
چالشهای اصلی در این مسیر، همچنان به محدودیتهای ساختاری و نبود راهبردهای بلندمدت بازمیشود. نبود هماهنگی میان نهادها، تمرکز بر فعالیتهای کوتاهمدت و پراکنده و عدمتعریف شاخصهای دقیق برای سنجش اثربخشی، موجب شده است که بسیاری از ظرفیتهای موجود به درستی استفاده نشوند. علاوه بر این، ضعف در زیرساختهای دیجیتال و رسانهای نیز محدودیتهایی ایجاد کرده است که بدون رفع آنها، تولید محتوا و روایتسازی به شکلی پایدار و گسترده امکانپذیر نخواهد بود.
برای آینده، چند راهبرد کلیدی قابل طرح است؛ نخست ایجاد سازوکارهای هماهنگ میان دولت، نخبگان و مردم برای تولید و مدیریت محتوا، بهگونهای که پیامها هدفمند و همسو با منافع ملی باشند. دوم سرمایهگذاری بلندمدت در آموزش نخبگان فرهنگی، رسانهای و آموزشی، تا ظرفیت تولید محتوای با کیفیت و تحلیل مستند افزایش یابد. سوم، توسعه زیرساختهای دیجیتال و شبکهای برای انتشار موثر پیامها و روایتهای فرهنگی که امکان مقابله با جنگ روایتها و افزایش انسجام اجتماعی فراهم شود. چهارم، تشویق مشارکت مردمی و ایجاد فضاهای قانونی و مالی برای نقشآفرینی واقعی آنها در روایتسازی، تا فرهنگ به یک پدیده پویا و مشارکتی تبدیل شود.
تجربه جنگ ۱۲ روزه، درسهای ارزشمندی برای تقویت پیوند فرهنگ و امنیت ملی ارائه کرد. فرهنگ، اگرچه غالبا پنهان و آرام بهنظر میرسد، اما نقش راهبردی در انسجام اجتماعی و قدرت نرم کشور ایفا میکند. تنها با برنامهریزی منسجم، مشارکت نخبگان و مردم و سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختها و آموزش، میتوان فرهنگ را به ستون اصلی امنیت ملی و موتور محرک توسعه تمدنی ایران تبدیل کرد.
نظر شما