آگاه: با بررسی کارنامه و سوابق ۱۱ عضو منصوب شده در این کارگروه، یک ویژگی مشترک و بنیادین خودنمایی میکند؛ تمام این افراد، مدیران ارشد، معاونان ستادی و روسای سازمانهای حقوقی تابعه وزارت ارشاد هستند که بر اساس جایگاه اداری خود انتخاب شدهاند، نه بر پایه تخصص علمی، تجربی یا کارنامه پژوهشی محض در حوزه روانشناسی، تربیت و فرهنگ کودک و نوجوان. در رأس این کارگروه، ناصر جاهدنیا به عنوان دبیر قرار دارد که مدیرعامل بنیاد ملی پویانمایی است. هرچند پویانمایی پیوند عمیقی با دنیای کودکان دارد اما سوابق جاهدنیا بیشتر معطوف به حوزههای کلان مدیریتی و اجرایی هنر است تا پژوهش تخصصی در روانشناسی رشد یا متدولوژی تربیتی کودک.
در بدنه کارگروه نیز با معاونان اصلی وزارتخانه مواجه هستیم؛ رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی با پیشینه فلسفی و مدیریت بینالملل، مهدی شفیعی معاون امور هنری با کارنامه مدیریت در حوزه هنرهای نمایشی و تئاتر عمومی، محسن جوادی معاون امور فرهنگی با تخصص دانشگاهی در حوزه فلسفه و اخلاق اسلامی و محمدرضا نوروزپور معاون امور رسانهای با سوابقی در مدیریت رسانههای خبری و سیاسی کلان کشور.
همچنین حضور محمد حاجیمیرزایی در مدیریت بنیاد بازیهای رایانهای، اگرچه با حوزه سرگرمیهای نوین نوجوانان مرتبط است اما سبقه مدیریتی و نظارتی او بر نگاه روانشناختی بازی غلبه دارد. سایر اعضا مانند حسین انتظامی معاون توسعه مدیریت، حسین میرزایی رئیس پژوهشگاه فرهنگ، آزاده نظربلند دبیرکل نهاد کتابخانهها و حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا ارباب سلیمانی معاون وزیر و رئیس مرکز عالی قرآن و عترت که در حوزههای مساجد و قرآن فعال بوده است، همگی از مدیران شایسته، توانمند و باسابقه نظام اداری کشورند اما حوزه تمرکز، زیست حرفهای و کارنامه هیچیک از این افراد، تخصص مشخص در روانشناسی رشد، ادبیات اختصاصی کودک، جامعهشناسی خانواده یا برنامهریزی تربیتی نوین نیست.
چالش مدیریت عمومی در فضای فوق تخصصی
اصلیترین نقد به این ترکیب، حقوقی بودن و اداری بودن صرف آن است. این کارگروه بیشتر شبیه به شورای معاونان وزارتخانه با موضوع کودک است تا یک اتاق فکر تخصصی. دنیای امروز کودکان و نوجوانان، دنیای رسانههای تعاملی، فضای مجازی بدون مرز، چالشهای هوش مصنوعی و جهشهای مداوم نسلی است. سیاستگذاری برای این نسل هوشمند، منتقد و بومی جهان دیجیتال، نیازمند حضور افرادی است که نبض مخاطب را در دست داشته باشند؛ کسانی مثل نویسندگان برجسته ادبیات کودک، روانشناسان متخصص رشد، جامعهشناسان حوزه خانواده و برنامهسازان خلاق میدانی که سالها چالشهای زیستی این نسل را از نزدیک لمس کردهاند.
مدیران ارشد وزارتخانه به دلیل مشغلههای فراوان اداری، جلسات متعدد ستادی و درگیریهای گسترده، غالبا فرصت، تمرکز و تخصص کافی برای ورود به جزئیات علمی، روانی و هنری حوزه کودک را ندارند. در نتیجه، خروجی چنین کارگروههایی معمولا به هماهنگیهای بیندستگاهی، تفاهمنامههای کاغذی و بروکراسی خستهکننده اداری محدود میشود و از خلاقیت، جسارت هنری و نوآوری تهی میشود.
چرا هیچ نوجوانی در کارگروه نوجوان نیست
بزرگترین پارادوکس این ساختار جدید، غیبت کامل ذینفعان اصلی یعنی خود نوجوانان است. چگونه میتوان برای نسلی سیاستگذاری کرد که حتی یک نماینده در جلسات تصمیمگیری ندارد؟ این کارگروه دغدغههای مخاطب را از پشت عینک میانسالی و از منظر مدیرانی تحلیل میکند که فرسنگها با زیستجهان، زبان و چالشهای روزمره نسل جدید فاصله دارند. نیاز است برای شکستن این نگاه بوروکراتیک و خودارجاع، دستکم یک شورای مشورتی نوجوانان متشکل از نخبگان نوجوان، فعالان فضاهای تعاملی و نمایندگان تشکلهای دانشآموزی در کنار کارگروه تشکیل شود یا حداقل در هر جلسه، نمایندگانی از این نسل به عنوان مهمان دعوت شوند. تا زمانی که صدای بیواسطه، مطالبات واقعی و بازخوردهای صریح خود نوجوانان در این اتاقهای دربسته شنیده نشود، تصمیمات اتخاذشده چیزی جز تکرار نسخههای ناکارآمد گذشته نخواهد بود. حضور مستقیم آنها ضرورتی برای واقعبینی، درک دقیق نیازهای دیجیتال و بازگرداندن پویایی به ساختاری است که بدون حضور مخاطب اصلیاش، روح خود را از دست میدهد.
ریشه ضعفهای کلان در حوزه کودک و نوجوان
دقیقا همین نوع نگاه بوروکراتیک و غیرتخصصی به حوزه کودک است که پاسخ میدهد چرا با وجود بودجهها و نهادهای متعدد، امروزه در تمامی عرصههای فرهنگی مرتبط با کودک و نوجوان- از سینما و انیمیشن گرفته تا کتاب، بازیهای رایانهای و رسانههای دیجیتال- با ضعفهای جدی و مزمن روبهرو هستیم. چنین فضایی نشان میدهد که چطور در برابر سیل خروشان تولیدات جذاب خارجی، حرف جدی برای گفتن نداریم و حتی در اقناع و جذب مخاطب داخلی نیز تا حد زیادی ناکام ماندهایم.
برای اصلاح این وضعیت و دستیابی به تولیداتی امن، سالم و واقعا هویتساز، کارگروه کودک و نوجوان نباید تنها به صندلیهای مدیریتی محدود شود؛ بلکه وزارت ارشاد باید با دعوت از متخصصان حقیقی، هنرمندان مستقل و پژوهشگران فعال، این بستر را از یک مجمع اداری به یک نهاد پویا، نخبگانی و کاربردی تبدیل کند. تخصصگرایی و خروج از تکرار بوروکراتیک، تنها کلید حل چالشهای فرهنگی نسل جدید است.
نظر شما