آگاه: «خبرنگاری شغل سخت و زیانآور است.» این جمله سالهاست در قوانین و آییننامههای مربوط به مشاغل سخت و زیانآور تکرار میشود، اما برای بسیاری از خبرنگارانی که به پایان سالهای کاری خود رسیدهاند، این عبارت بیشتر شبیه یک وعده روی کاغذ است تا حقی که بتوان به آسانی به آن دست یافت. آنچه در عمل رخ میدهد، روایت دیگری دارد روایتی از پروندههایی که سالها میان اداره کار، سازمان تامین اجتماعی، کمیتههای تشخیص و آرشیوهای گمشده رسانهها دست به دست میشود پروندههایی که گاهی هفت یا هشت سال طول میکشند تا شاید به نتیجه برسند.
مشکل تنها به بازنشستگی ختم نمیشود. بسیاری از خبرنگاران دهههای ۷۰ و ۸۰ زمانی وارد این حرفه شدند که کارفرمایان، بنا به سلیقه یا ناآگاهی، عنوان شغلی آنان را در لیست بیمه با عناوینی مانند «کارمند»، «کارشناس بازرگانی» یا «مترجم» ثبت میکردند. همان اشتباه امروز به بزرگترین مانع برای برخورداری از مزایای قانونی تبدیل شده است مانعی که رفع آن مستلزم سالها دوندگی، ارائه دهها مدرک و عبور از فرآیندهای اداری پیچیده است.
وقتی عنوان شغلی، سرنوشت بازنشستگی را تغییر میدهد
بیژن سورانی، خبرنگار باسابقه، از جمله افرادی است که سالها برای اصلاح عنوان شغلی خود و اثبات خبرنگار بودنش تلاش کرده است. او میگوید: «زمانی که برای گرفتن حکم بازنشستگی اقدام کردم، گفتند در عناوین شغلیام نواقصی وجود دارد. سالها پیش کارفرما هر عنوانی که میخواست در لیست بیمه رد میکرد یک جا خبرنگار بودیم، جای دیگر کارمند یا کارشناس بازرگانی. ما هم آن زمان دسترسی به سوابق و حکم بیمه نداشتیم و تامین اجتماعی هم همان عناوین را پذیرفته بود.» به گفته او، امروز همین اشتباهات اداری به مانعی جدی برای بازنشستگی تبدیل شده است آن هم در شرایطی که بسیاری از خبرنگاران نزدیک به سه دهه سابقه فعالیت حرفهای دارند.
سورانی معتقد است مشکل تنها اصلاح عنوان شغلی نیست، بلکه نگاه بخشی از دستگاههای اجرایی به مفهوم «سخت و زیانآور بودن» خبرنگاری نیز محل ایراد است. او میگوید: «وزارت کار فقط عنوان خبرنگار را شغل سخت میشناسد اما حتی همان را هم تفکیک میکند. میگویند خبرنگار حوادث چون کار میدانی دارد، مشمول سختی کار است، اما خبرنگار فرهنگی یا هنری سختی ندارد.» او این نگاه را غیرواقعی میداند و ادامه میدهد: «ما در سالهایی کار میکردیم که نه شبکههای اجتماعی وجود داشت و نه امکانات امروز. برای تهیه خبر، عکس و فیلم به هر جایی میرفتیم، بارها تهدید شدیم و خطر را از نزدیک لمس کردیم. امروز مسئولان اداره کار و تامین اجتماعی میگویند خبرنگار پشت میز و زیر کولر نشسته است پس چرا باید سختی کار بگیرد؟ این قضاوت هیچ نسبتی با واقعیت حرفه خبرنگاری ندارد.»
تهدیدهایی که در هیچ پروندهای ثبت نمیشوند
سختی خبرنگاری فقط در ساعتهای طولانی کار یا ماموریتهای پیدرپی خلاصه نمیشود. بخش مهمی از فشار این حرفه، آسیبهای روانی و تهدیدهای امنیتی است موضوعی که کمتر در فرآیندهای اداری دیده میشود. سورانی در این باره یکی از تجربههای شخصی خود را اینگونه روایت میکند: «سالها قبل گزارشی منتشر کردم که پلیس خواسته بود عکس یک متهم چاپ شود. چند سال بعد همان فرد جلوی مرا گرفت و گفت حالا با چاقو تو را بزنم که عکس مرا منتشر کردی؟ زورش به پلیس نمیرسید، خبرنگار را پیدا کرده بود. آیا اینها جزو سختیهای کار نیست؟» او میگوید که استرس دائمی این شغل در بلندمدت بر زندگی شخصی و سلامت خبرنگاران تاثیر میگذارد، اما هنگام بررسی پروندههای بازنشستگی، کمتر کسی به این واقعیتها توجه میکند.

صدها صفحه مدرک برای اثبات یک هویت
یکی دیگر از مشکلاتی که خبرنگاران با آن روبهرو هستند، اثبات شغلی است که سالها انجام دادهاند. سورانی میگوید: «وقتی دیدم عنوان شغلیام در سوابق بیمه، کارمندی ثبت شده، به وزارت کار شکایت کردم. بیش از ۱۰۰ صفحه مدرک، گزارش، روزنامه و نمونه کار بردم تا ثابت کنم خبرنگار بودهام. حتی گفتم اگر خبرنگار نیستم، باید مرا به جرم جعل دستگیر کنید اگر هستم، حقم را بدهید.» او تاکید میکند که اصلاح عنوان شغلی و پیگیری حقوق قانونیاش حدود هفت تا هشت سال زمان برده است سالهایی که به گفته خودش، فرسایندهتر از بسیاری از ماموریتهای خبری بودهاند.
کمیتهای که خبرنگار در آن جایی ندارد
یکی از انتقادهای جدی خبرنگاران به سازوکار بررسی پروندههای سخت و زیانآور، ترکیب کمیتههای تصمیمگیر است. سورانی میگوید: «پرونده را کمیتهای بررسی میکند که نمایندگان کارفرما، اداره کار، تامین اجتماعی، روابط کار و دانشگاه علوم پزشکی در آن حضور دارند، اما هیچ خبرنگاری عضو این کمیته نیست تا درباره ماهیت این حرفه توضیح بدهد یا از حقوق همکارانش دفاع کند.» او معتقد است برداشتهای شخصی اعضای کمیته از خبرنگاری، گاه نتیجه پروندهها را تغییر میدهد و باعث میشود تصمیمها از وحدت رویه برخوردار نباشد.
وقتی آرشیوها از بین میروند
فهیمه پناهآذر، خبرنگار با سابقه نیز تجربه مشابهی از روند بازنشستگی دارد. او میگوید که بسیاری از خبرنگاران به دلیل ماهیت این حرفه، در طول سالها فعالیت با رسانههای مختلف همکاری کردهاند و تعطیلی برخی روزنامهها و خبرگزاریها، امروز به معضل بزرگی تبدیل شده است. او توضیح میدهد: «خیلی از خبرنگاران در یک رسانه ثابت کار نکردهاند. بعضی روزنامهها هم سالها پیش تعطیل شدهاند و دیگر آرشیوی وجود ندارد که بتوان سابقه کار را اثبات کرد. اگر خبرنگار آثارش را نگه نداشته باشد، اثبات فعالیت حرفهای بسیار سخت میشود.» پناهآذر میگوید خبرنگارانی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ فعالیت میکردند، بیش از دیگران با این مشکل مواجهند زیرا در آن سالها بسیاری از کارفرمایان عنوان واقعی شغل را در بیمه ثبت نمیکردند.
بازنشستگی؛ مسیری فرسایشی
به گفته این خبرنگار، فرآیند اداری دریافت بازنشستگی گاهی ماهها و حتی سالها طول میکشد. او میگوید: «ممکن است برای گرفتن یک حکم ساده، ۶ ماه فقط بین اداره کار، تامین اجتماعی و کمیتههای مختلف رفتوآمد کنید. اگر یکی از دستگاهها همکاری نکند یا پرونده معطل بماند، همه چیز از ابتدا آغاز میشود.»
پناهآذر اضافه میکند که برخی خبرنگاران به دلیل همین پیچیدگیها، پیگیری پرونده خود را به افراد واسطه که معمولا بازنشستگان اداره کار یا تامین اجتماعی هستند، میسپارند افرادی که مبالغ قابل توجهی دریافت میکنند و حتی گاهی ادعا میکنند برای پیشبرد کار مجبور به پرداخت رشوه شدهاند ادعاهایی که امکان اثبات آنها وجود ندارد و فقط براساس حرف آنها باید این پول را به این افراد بپردازیم. او میگوید: «هم هزینه مالی زیاد است، هم هزینه روحی. بسیاری از همکاران وقتی میبینند روند اینقدر طولانی و فرسایشی است، قید پیگیری حق خود را میزنند.»
دو سال برای اثبات خبرنگار بودن
پناهآذر خودش نیز تجربهای مشابه داشته است. او میگوید: «روند بازنشستگی من دو سال طول کشید. ۲۵ سال سابقه داشتم، اما یکی از جاهایی که کار کردم همکاری لازم را نکرد. خوشبختانه تمام کارتهای خبرنگاری، گزارشها و آثارم را نگه داشته بودم و همانها توانست ثابت کند که خبرنگار بودهام.» پناهآذر اگر مدارک شخصی خود را حفظ نکرده بود، شاید هیچگاه امکان اثبات سابقه واقعی کارش را نداشت. بنابراین تاکید میکند: «خبرنگاران باید بتوانند همه مدارک کارشان را نگه دارند.»
تصمیمهای مقطعی، سردرگمی دائمی
یکی دیگر از مشکلاتی که خبرنگاران به آن اشاره میکنند، تغییر مداوم دستورالعملها و برداشتهای متفاوت از قوانین است. پناهآذر میگوید: «در هر دوره تصمیمهای مقطعی گرفته میشود و همین باعث سردرگمی خبرنگاران شده است. گاهی خبرنگاری را شغل سخت میدانستند و گاهی نه. در همان سالهای دهه ۸۰ روی فیش حقوقی من نوشتند که در تلاشیم خبرنگاران را مشمول سخت و زیانآور بدانیم. یعنی کارفرما میدانست این شغل مشمول قانون است، اما در ثبت سوابق بیمه، عنوان دیگری درج میشد. ما هم آن زمان جوان بودیم و از این مسائل اطلاعی نداشتیم. فقط عشق به کار داشتیم.»
به گفته او، بسیاری از خبرنگاران حتی حکم استخدامی در اختیار نداشتند و سالها بعد تازه متوجه شدند که اشتباهات آن دوران، امروز مسیر بازنشستگی آنها را دشوار کرده است.
خبرنگارانی که کفش آهنی نمیپوشند
«خیلی از خبرنگاران هستند که ترس از بیکار شدن دارند یا همان که حقوقشان را میگیرند برایشان کفایت میکند. سالها خبرنگاران دنبال احقاق حق گروههای مختلف جامعه رفتهاند اما حق خودشان را نمیتوانند بگیرند یا حوصلهای برای این کار ندارند چون خسته از کارند. برخی از آنها هم اطلاعاتی درباره آیندهشان ندارند. نمیدانند اگر امروز مدارک خبرنگاری خود را جمع نکنند فردا همین موضوع باعث میشود که نتوانند ثابت کنند خبرنگار هستند. همین دلایل باعث میشود افراد دنبال کارهای بازنشستگی نروند و سختی کار خبرنگاران به آنها داده نشود.» این صحبتها را هم فاطمه زیاری، خبرنگار با سابقه میگوید و ادامه میدهد که مشکل اینجاست ما بلد نیستیم به دنبال گرفتن حقمان برویم.
قانونی که اجرا نمیشود
وجه مشترک روایت این خبرنگاران، فاصله میان قانون و اجراست. از یک سو، خبرنگاری در زمره مشاغل سخت و زیانآور شناخته شده و بارها بر آن تاکید شده است از سوی دیگر، خبرنگاران برای بهرهمندی از همین حق قانونی باید سالها زمان صرف کنند، دهها بار به ادارههای مختلف مراجعه کنند، مدارک قدیمی را از آرشیوها بیرون بکشند تا خودشان را اثبات کنند و در نهایت نیز معلوم نیست رأی کمیتهها به نفع آنان صادر شود یا خیر.
بیژن سورانی که روایتش را در ابتدای این گزارش خواندید، در بخشی از صحبتهایش جملهای میگوید که شاید خلاصه وضعیت امروز بسیاری از خبرنگاران باشد: «همه میگویند خبرنگاری شغل سخت و زیانآور است، اما در اجرا کسی به آن باور ندارد. وقتی دنبال بازنشستگی میروی تازه متوجه میشوی این بخش از کار سخت و زیانآور است که حق خودت را بگیری!»
این در حالی است که خبرنگاری حرفهای است که فشار روانی، مسئولیت اجتماعی، حضور در بحرانها، ماموریتهای غیرقابل پیشبینی، تهدیدهای امنیتی و ساعتهای کاری نامنظم، بخشی جداییناپذیر از آن محسوب میشود ویژگیهایی که فلسفه قرار گرفتن این شغل در فهرست مشاغل سخت و زیانآور نیز بر پایه همین واقعیتها شکل گرفته است. به همین دلیل برخی از خبرنگارانی که سالها کار سخت کردند و با تلاش زیاد توانستند بازنشسته شوند، درست در زمانی که باید لذت این دوران را ببرند، زیانده بودن شغلشان روی جسم و روح آنها تاثیر میگذارد!
مطالبهای قدیمی
اکنون با رسیدن نسل خبرنگاران دهههای ۷۰ و ۸۰ به سن بازنشستگی، مشکلاتی که سالها در ثبت سوابق بیمه و عناوین شغلی نادیده گرفته شده بود، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داده است. تعطیلی رسانهها، از بین رفتن آرشیوها، تفاوت رویه شعب مختلف تامین اجتماعی، طولانی بودن فرآیندهای اداری، نبود وحدت نظر در کمیتههای تشخیص و دشواری اثبات سابقه حرفهای، مجموعهای از موانع را ایجاد کرده که بسیاری از روزنامهنگاران آن را فرسایندهتر از سالهای فعالیت خبری میدانند. اگر قرار است قانون مشاغل سخت و زیانآور، پشتوانهای برای حمایت از خبرنگاران باشد، به نظر میرسد بیش از هر چیز نیازمند اجرای دقیق، یکسان و بدون تفسیرهای سلیقهای است. چرا که خبرنگاران میگویند سختترین بخش حرفهشان، نه سالهای دویدن برای خبر، بلکه سالهای دویدن برای اثبات خبرنگار بودنشان است.
نظر شما