آگاه: سالهاست بسیاری از بیماران مسیر درمان را از مطب متخصص شروع میکنند؛ یک علامت، یک جستوجو، گرفتن نوبت، پرداخت هزینه و بعد شاید چند مراجعه دیگر به پزشکان مختلف. در این میان، هر پزشک بخشی از پازل درمان را میبیند و کمتر پیش میآید یک نفر از ابتدا تا انتهای مسیر، مسئول پیگیری وضعیت سلامت بیمار باشد. حالا وزارت بهداشت میخواهد این مسیر را تغییر دهد؛ از «بیمارمحوری» در مراجعه مستقیم به متخصص، به مدلی که در آن پزشک خانواده نقطه شروع درمان و هدایتکننده مسیر سلامت باشد.
پزشک خانواده البته ایده تازهای در نظام سلامت ایران نیست، اما نسخه جدید آن قرار است با پوشش گستردهتر شهری، نظام ارجاع الکترونیک و استفاده از زیرساختهای پرونده سلامت، شکل متفاوتی پیدا کند. فاز نخست این برنامه با پنج شهر پیشرو آغاز شده و در مرحله دوم، ۲۰ شبکه دیگر وارد اجرا شدهاند. طبق اعلام معاون بهداشت وزارت بهداشت، برنامه این است که تا شهریور، طرح در همه ۶۴ شهر هدف اجرا شود. اما سوال اصلی اینجاست: این تغییر قرار است برای مردم چه معنایی داشته باشد؟
قرار نیست پزشک خانواده فقط یک مطب دیگر باشد
اگر قرار بود پزشک خانواده صرفا جایگزین پزشک عمومی فعلی شود، اجرای چنین طرح گستردهای توجیه چندانی نداشت. فلسفه طرح، چیز دیگری است؛ پزشک خانواده قرار است نقطه ورود فرد به نظام سلامت باشد، وضعیت او را بشناسد، عوامل خطر را شناسایی کند، خدمات پیشگیرانه ارائه دهد و در صورت نیاز، بیمار را به سطح تخصصی هدایت کند. در این مدل، بیمار الزاما نباید برای هر مشکل کوچک یا هر علامت جدید، مستقیما سراغ متخصص برود. پزشک خانواده ابتدا وضعیت او را ارزیابی میکند و اگر تشخیص دهد که نیاز به خدمات تخصصی وجود دارد، فرآیند ارجاع را انجام میدهد. نتیجه مراجعه به متخصص نیز قرار است دوباره به سطح اول بازگردد تا روند درمان بیمار قطع نشود.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، در توضیح نسخه جدید برنامه تاکید کرده است که پزشک خانواده نباید بهعنوان پایان مسیر نظام سلامت دیده شود. او میگوید: «پزشک خانواده مقصد نهایی نیست، بلکه مرحلهای از تکامل نظام ارائه خدمات سلامت محسوب میشود.» به گفته رئیسی، نظام سلامت در جهان نیز از الگوی سنتی پزشک خانواده عبور کرده و به سمت مراقبتهای محلهمحور حرکت کرده است. این نگاه اهمیت زیادی دارد؛ چراکه نسخه جدید برنامه فقط درباره درمان بیماری نیست. سالمند شدن جمعیت، افزایش بیماریهای غیرواگیر، گسترش فناوریهای دیجیتال و افزایش سواد سلامت مردم، به گفته معاون بهداشت وزارت بهداشت، شرایطی ایجاد کرده که ادامه ارائه خدمات با مدلهای قدیمی پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نیست.
۶۴ شهر در صف اجرای طرح
دولت برای اجرای این مدل سراغ یک اجرای یکباره و سراسری نرفته است. وزارت بهداشت ابتدا پنج شبکه پیشرو را انتخاب کرده و پس از ارزیابی زیرساختها، ۲۰ شبکه دیگر از ابتدای تیر وارد مرحله اجرا شدهاند. قرار است هر دانشگاه علوم پزشکی یک شهر را بهعنوان الگو انتخاب کند و بعد از رفع اشکالات، تجربه آن به سایر شبکههای همان دانشگاه منتقل شود.
رئیسی درباره این شیوه اجرا گفته است: «از هر دانشگاه علوم پزشکی یک شهر به عنوان الگو انتخاب شده تا پس از رفع نواقص و تکمیل زیرساختها، تجربه موفق آن به سایر شبکههای همان دانشگاه تعمیم داده شود.» او همچنین از برگزاری جلسات هفتگی با رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی و بازدیدهای میدانی تیمهای کارشناسی وزارت بهداشت برای پایش اجرای طرح خبر داده است.
این مدل مرحلهای یک پیام روشن دارد: وزارت بهداشت میداند اجرای پزشک خانواده فقط با ابلاغ یک دستورالعمل اتفاق نمیافتد. اتصال سامانهها، آماده بودن مراکز، تامین نیروی انسانی، هماهنگی بیمهها و ایجاد مسیر واقعی ارجاع، همگی باید همزمان کار کنند. طبق برنامه اعلامشده، هدف نهایی این مرحله رسیدن به ۶۴ شهر تا شهریور است.
یکی از جذابترین بخشهای طرح برای مردم، نه در تعریف پزشک خانواده، بلکه در جیب آنها خودش را نشان میدهد. اگر نظام ارجاع درست عمل کند، قرار است بیمار برای رسیدن به متخصص مسیر مشخصی داشته باشد و بخشی از هزینههای ناشی از مراجعات غیرضروری حذف شود. رئیسی درباره این بخش از برنامه توضیح داده است که در شبکههای مجری، بخش قابل توجهی از بیماران پیش از مراجعه به متخصص نوبت دریافت میکنند و فرآیند ارجاع بهصورت الکترونیک انجام میشود. به گفته او، این روند میتواند «موجب کاهش سردرگمی مردم و تسهیل دسترسی به خدمات تخصصی» شود.
اما بخش مهمتر، فرانشیز خدمات است. معاون بهداشت وزارت بهداشت اعلام کرده بیماران ارجاعشده تنها ۱۵ درصد فرانشیز خدمات سرپایی را پرداخت میکنند و در صورت نیاز به بستری، فرانشیز آنها صفر خواهد بود. اگر این سازوکار در عمل به همین شکل اجرا شود، پزشک خانواده برای بیمار صرفا یک مرحله اضافه در مسیر درمان نخواهد بود؛ بلکه میتواند در مقابل، هزینه و زمان دسترسی به خدمات تخصصی را کاهش دهد.
از «مطبگردی» تا پرونده سلامت
یکی از مشکلات نظام درمانی پراکنده، گسست اطلاعات است. بیمار ممکن است نزد چند پزشک مختلف پرونده داشته باشد، اما هرکدام تنها بخشی از سابقه او را ببینند. پزشک خانواده قرار است این وضعیت را تغییر دهد.
پرونده سلامت الکترونیک و سامانههای اطلاعاتی در نسخه جدید طرح نقش اساسی دارند. قرار است پزشک خانواده بتواند اطلاعات سلامت فرد را در طول زمان دنبال کند؛ از سابقه بیماری و نتایج آزمایشها گرفته تا ارجاعهای تخصصی و مراقبتهای دورهای. رئیسی نیز «آمادگی زیرساختهای فناوری اطلاعات، اتصال سطح یک و دو خدمات، ثبت اطلاعات در سامانهها، نظام ارجاع و نوبتدهی» را از مهمترین شاخصهای ارزیابی اجرای برنامه دانسته است.
بنابراین موفقیت پزشک خانواده فقط به این بستگی ندارد که چند پزشک در چند مرکز مستقر شوند. اگر سامانهها به یکدیگر متصل نباشند یا بیمار نتواند از طریق نظام ارجاع بهموقع به متخصص برسد، بخش مهمی از فلسفه طرح از بین میرود.
وزارت بهداشت تلاش میکند پزشک خانواده را صرفا یک برنامه درمانی نبیند. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع را «یک اقدام بزرگ ملی» توصیف کرده و آن را گامی برای ایجاد ساختاری عادلانهتر در دسترسی مردم به خدمات سلامت دانسته است.
ظفرقندی با اشاره به اینکه اجرای این برنامه حتی در شرایط دشوار متوقف نشده است، گفته برای رسیدن به این مرحله «صدها ساعت کار کارشناسی و جلسات متعدد» انجام شده است. او همچنین تاکید کرده که اجرای برنامه نیازمند فرهنگسازی، آموزش مردم و کارکنان و هماهنگی گسترده بین بخشی است. این نکته شاید یکی از مهمترین واقعیتهای اجرای پزشک خانواده باشد: طرح فقط متعلق به وزارت بهداشت نیست. بیمهها، دانشگاههای علوم پزشکی، جامعه پزشکی، استانداریها، فرمانداریها و حتی خود مردم باید در اجرای آن نقش داشته باشند. وزیر بهداشت نیز بر همین موضوع تاکید کرده و گفته است به دلیل ماهیت بین بخشی برنامه، استانداران، فرمانداران و دیگر بخشهای مرتبط باید در کنار نظام سلامت قرار بگیرند.
نگرانی بزرگ؛ نسخه روی کاغذ یا تجربه واقعی مردم؟
با وجود همه این وعدهها، آزمون اصلی پزشک خانواده در ستاد وزارت بهداشت یا مراسم افتتاح طرح نیست؛ در مطب و مرکز سلامت و تجربه روزمره بیمار است.
برای مردم، موفقیت طرح با چند سوال ساده سنجیده خواهد شد: آیا برای مراجعه به متخصص واقعا نوبت سریعتر میگیرند؟ آیا هزینه درمانشان کمتر میشود؟ آیا پزشک خانواده واقعا پرونده سلامت آنها را میشناسد؟ آیا اطلاعات متخصص به پزشک خانواده بازمیگردد؟ و آیا در صورت نیاز، بیمار میان چند مرکز و چند سامانه سرگردان نمیشود؟ خود وزارت بهداشت نیز برای پاسخ به همین پرسشها اجرای برنامه را مرحلهای کرده است. رئیسی گفته است روند اجرا بهطور مستمر پایش میشود و تیمهای کارشناسی وزارت بهداشت به شکل میدانی مشکلات شبکههای منتخب را بررسی میکنند.
از طرف دیگر، اجرای این طرح نیازمند همکاری بیمهها و تامین منابع مالی پایدار است. رئیسی نیز صراحتا گفته است «بیمهها، سازمان برنامه و بودجه، دانشگاههای علوم پزشکی و جامعه پزشکی» هرکدام در موفقیت برنامه نقش دارند و بدون همراهی آنها رسیدن به اهداف طرح ممکن نیست. او همچنین معتقد است اجرای صحیح پزشک خانواده نهتنها هزینههای نظام سلامت را افزایش نمیدهد، بلکه با کاهش خدمات غیرضروری و تجویزهای بیمورد میتواند استفاده از منابع را بهینه کند.
پایان مطبگردی یا شروع یک مسیر تازه؟
پزشک خانواده قرار نیست در نهایت تعداد مطبهای متخصص را کم کند یا مردم را از دسترسی به پزشک متخصص محروم کند. ایده اصلی، تغییر ترتیب این دسترسی است؛ اینکه متخصص زمانی وارد مسیر درمان شود که واقعا مورد نیاز باشد و بیمار نیز با پرونده، تشخیص اولیه و مسیر مشخص به او برسد.
اگر این اتفاق بیفتد، پزشک خانواده میتواند از یک «پزشک عمومی در یک مرکز سلامت» فراتر برود و به حلقه اتصال بیمار، پزشک متخصص، بیمه و شبکه سلامت تبدیل شود. اما اگر نظام ارجاع به یک مرحله اداری دیگر تبدیل شود، اگر نوبتدهی بهموقع نباشد، اگر سامانهها به هم متصل نشوند یا پرداختهای پزشکان و مراکز با تاخیر انجام شود، احتمالا بیمار همچنان همان مسیر قدیمی را دنبال خواهد کرد؛ با این تفاوت که یک مرحله جدید نیز به آن اضافه شده است.
به همین دلیل، وعده اصلی پزشک خانواده را نباید فقط در تعداد شهرهای تحت پوشش جستوجو کرد. موفقیت واقعی زمانی اتفاق میافتد که بیمار احساس کند برای درمان دیگر مجبور نیست میان مطبها سرگردان شود، پزشک مسیر سلامت او را میشناسد و نظام سلامت پیش از آنکه بیماری هزینه سنگینی به خانواده تحمیل کند، وارد عمل شده است. وزارت بهداشت حالا از اجرای طرح در ۶۴ شهر تا شهریور سخن میگوید. این عدد مهم است، اما مهمتر از آن، کیفیت تجربهای است که از این ۶۴ شهر به دست خواهد آمد؛ تجربهای که مشخص میکند نسخه جدید پزشک خانواده واقعا میتواند مسیر درمان مردم را کوتاهتر، عادلانهتر و کمهزینهتر کند یا نه.
نظر شما