آگاه: وحدت ساحات در محور مقاومت به یک اصل تخطیناپذیر تبدیل شده است. پیروزیها و پیشرویهای اخیر یمنیها و تسلط آنها بر تنگه استراتژیک بابالمندب برای محور مقاومت و جغرافیای مقاومت یک آورده بینظیر داشته است و موازنه قوا را به نفع محور مقاومت تغییر داده است. همین الگو نیز در لبنان قابل تسری است. بدین معنا که باید سیاستی اتخاذ کرد که به واسطه آن، حزبالله لبنان نیز بر دشمن صهیونی تغلب پیدا کند و بدین ترتیب، دستاوردهای محور مقاومت مضاعف شود.
مذاکرهکنندگان ما در ابتدای روند مذاکرات با آمریکای متجاوز، وعده دادند که به استراتژی وحدت ساحات پایبند خواهند بود و هرگز جبهه لبنان را فراموش نخواهند کرد. این وعده همچنان باید به قوت خود باقی باشد و هر گشایشی در پرونده جنگ نظامی و دیپلماتیک با آمریکاییها باید با تحول در جبهه لبنان به نفع حزبالله قهرمان همراه باشد.
استراتژی وحدت ساحات، دیگر یک گزاره نظری و تئوریک نیست، بلکه به واقعیتی عینی در میدان نبرد تبدیل شده است که هرگونه تعلل در یک جبهه را با کنش فعال در جبههای دیگر جبران میکند؛ این همان منطق شبکه بههم پیوسته مقاومت است که دشمن را در محاصرهای نامرئی اما کشنده قرار داده و او را از تمرکز بر یک نقطه واحد ناتوان ساخته است.
مذاکره بدون پشتوانه دستاوردهای میدانی، چیزی جز انفعال نیست. دستاوردهای دیپلماتیک ما زمانی ضریب امنیتی پیدا میکنند که در میدان نیز شاهد برتری مطلق مقاومت باشیم. هر گفتوگویی با حامیان استکبار، اگر به تثبیت قدرت حزبالله و سایر اضلاع مقاومت در میدان منجر نشود، عملا به معنای معامله بر سر داراییهای راهبردی محور مقاومت است؛ داراییهایی که با خون پاک شهدا حفظ شدهاند. نقشآفرینی خیرهکننده انصارالله یمن در مسدودسازی شریانهای حیاتی اقتصادی دشمن، الگویی موفق از مقاومت فعال است که باید به مثابه یک دکترین نظامی در سایر جبههها، بهویژه در رویارویی با رژیم صهیونیستی بازتولید شود. وقتی یمن، دریا را برای صهیونیستها ناامن میکند، انتظار ما از سایر اضلاع مقاومت، تداوم همین خطمشی سلب آرامش از دشمن در تمامی جغرافیای مقاومت است. لازمه این امر، آن است که ما در معادلات سیاسی و مذاکراتی و دیپلماتیک، اصل را بر حمایت تمام و کمال از حزبالله لبنان بگذاریم. حزباللهی که به عنوان بازو و اهرم اصلی محور مقاومت در رویارویی با صهیونیستها محسوب میشود و امنیت و قوام و دوامش رابطه مستقیمی با امنیت کلان ایران اسلامی دارد.
رزمندگان حزبالله لبنان در ارتفاعات علیالطاهر مردانه و کربلایی جنگیدند؛ با این وجود دشمن صهیونیستی، تحرکاتی را در دامنه این ارتفاعات استرتژیک انجام داد و خساراتی به نیروهای حزبالله وارد آورد. با این وجود دشمن صهیونی کماکان در اشغال علیالطاهر ناکام مانده است.
ایران اسلامی باید نهایت حمایت را از رزمندگان حزبالله به عمل آورد. اگر صهیونیستها به ارتفاعات علیالطاهر مسلط شوند، بر کل جنوب لبنان دیدهبانی پیدا میکنند و کارشان برای اشغال کامل جنوب لبنان سهل میشود. جنوب لبنان در معادله امنیتی ما با جبهه خصم ارزش زیادی دارد. فراموش نکنیم که در ابتدای روند مذاکرات موسوم به اسلامآباد، عدهای از متنفذان در داخل کشور از معادله ضاحیه و تهران سخن میگفتند و بر همین اساس، بند اول تفاهمنامه اسلامآباد را در حمایت از لبنان و ضرورت عقبنشینی صهیونیستها از جنوب لبنان تعریف و تدوین کردند.
محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده ایرانی نیز در همان مقطع زمانی به درستی اعلام کرد که دشمن نمیتواند هرگز یکی از اضلاع مقاومت را تنها گیر بیاورد و مقاومت رزمندگان حزبالله و دیپلماسی مقتدرانه ایران، تمامیت ارضی لبنان را تضمین خواهد کرد. اکنون زمان عینیت یافتن آن وعدههای راستین است. صهیونیستهای درنده در این توهم هستند که حزب الله تنها و تک است؛ فلذا باید به یاری رزمندگان سلحشور حزبالله شتافت. کربلای لبنان، ما را فرامیخواند.
۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۱
کد مطلب: ۲۵٬۳۰۱
نظر شما