آگاه: پس از گذشت بیش از ۶ ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و پشت سر گذاشتن دو تجربه فشرده و سنگین (جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه) جامعه دانشگاهی کشور در مواجهه با آزمونی بیسابقه قرار گرفته است. هدف قرار گرفتن دانشگاه و شهادت جمعی از استادان و دانشجویان، نشان از محاسبه دقیق دشمن برای منهدم کردن موتور پیشران علمی کشور داشت. با این حال، تداوم آموزش و عدم انقطاع چرخه تولید دانش، روایتی عینی از تابآوری ساختاری دانشگاههای ایران است.
وضعیت فعلی و درسهای دو جنگ اخیر: پایداری و بازآفرینی نقش
در یک نگاه آسیبشناسی از وضعیت فعلی، دانشگاهها میان دو بردار در حرکتند. از یکسو تحمل خسارات زیرساختی و تمرکز بر بازسازی سختافزاری و از سوی دیگر، ضرورت انطباق سریع با نیازهای فوری دفاعی و اقتصادی کشور. در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، نهاد علم توانست با بهرهگیری از مدلهای تلفیقی (آموزش حضوری منطقهای و بسترهای مقاومسازیشده مجازی)، مانع فروپاشی تقویم آموزشی شود. اما دستاورد اصلی این دوره، چرخش اولویتها بود.
درس بزرگ دو جنگ اخیر برای نهاد دانشگاه، لزوم انتقال از علم توصیفی و مقالهمحور به فناوری مسئلهمحور و بحرانمدار است. دانشگاهها دریافتند که در شرایط جنگی، زمان پاسخدهی علمی به نیازهای میدان به حداقل میرسد. سرپا نگه داشتن شریانهای حیاتی، بومیسازی قطعات صنعتی تحریمشده و ارائه راهکارهای هوشمند برای مدیریت آسیبهای زیرساختی، نشان داد که اراده علمی میتواند تهدید مستقیم نظامی را به فرصتی برای جهش فناوری تبدیل کند.
جبهه اقتصاد و جهاد تولید: تجلی اقتصاد مقاومتی
یکی از حیاتیترین وظایف دانشگاه در شرایط جنگی، پشتیبانی علمی از جبهه اقتصاد است. در شرایطی که شریانهای اقتصادی تحت فشار همزمان جنگ و تحریم قرار دارند، تحقق اقتصاد مقاومتی مستلزم ورود مستقیم دانشگاه به زنجیره ارزش تولید است. تجربه کشورهای پیشرو در شرایط بحران نشان میدهد که پیوند ارگانیک میان مراکز پژوهشی و واحدهای صنعتی تنها راهکار تابآوری اقتصادی است. دانشگاههای کشور میتوانند با سه اقدام عملی، جهاد تولید را تحقق بخشند:
۱. هدایت پایاننامهها و پروژههای پسادکترا به سمت حل چالشهای فنی صنایع مادر.
۲. ارائه مدلسازیهای دقیق برای مدیریت منابع نایاب در زمان بحران.
۳. تجاریسازی سریع دستاوردهای آزمایشگاهی برای رفع نیازهای فوری بازار و جلوگیری از کمبودهای کالایی.
بازخوانی مطالبات رهبری: جهتدهی؛ رکن مغفول نهاد علم
بازخوانی اندیشههای رهبر انقلاب و رهبر شهید، نقشه راه شفافی را برای حرکت دانشگاه در جنگ تحمیلی سوم ترسیم میکند. تاکید ویژه بر تولید دانش برای تولید عزت و ثروت، ناظر به این حقیقت است که علمی که به اقتدار ملی و رفاه عمومی منجر نشود، در شرایط بحران ناکارآمد است.
در نگاه رهبر انقلاب، اصلیترین نقطه ضعف بسیاری از دانشگاههای مدعی در جهان، مسئله جهتدهی است. علم بدون جهتدهی الهی و انسانی، یا به ابزار سرکوب در دست قدرتها تبدیل میشود یا در بهترین حالت، دچار بیتفاوتی نسبت به دردهای جامعه میشود. در شرایط فعلی، جهتدهی به معنای مسئولیتپذیری اجتماعی و ملی دانشگاه است. دانشگاه نمیتواند نسبت به مسئله جنگ، تورم، امنیت غذایی و روانی جامعه بیتفاوت باشد؛ بلکه باید همزمان سنگر علم و اتاق فکر مدیریت بحران کشور باشد.
علوم انسانی بومی؛ گسست از انفعال و بازآفرینی هویت
یکی از چالشهای بنیادین در مواجهه با بحرانها، وضعیت علوم انسانی است. متاسفانه مواجهه با علوم اجتماعی و انسانی بومی سالهاست که با نوعی تردید و انفعال همراه بوده است. علت اصلی این امر، غلبه الگوی مصرفکنندگی ادبیات غربی و عدم اعتماد بهنفس در نظریهپردازی بر اساس زیستبوم داخلی است. در شرایط جنگی، نیاز به علوم انسانی بومی از هر زمان دیگری ملموستر است. ما برای مدیریت سرمایه اجتماعی، جنگ روانی و رسانهای دشمن، پیوستگی ملی و ارائه الگوی حکمرانی در بحران، نیازمند نظریههای بومی هستیم که از دل تجربه زیسته جامعه ایران استخراج شده باشند. تبدیل شدن از مصرفکننده به تولیدکننده علم زمانی رخ میدهد که دانشگاهیان، میدان واقعی جامعه و جنگ را به عنوان آزمایشگاه اصلی خود بپذیرند و به جای فرمولهای انتزاعی وارداتی، به پاسخدهی علمی برای مسائل انضمامی کشور بپردازند.
نتیجهگیری
دانشگاه در شرایط جنگ تحمیلی سوم، در نقطهای تاریخی ایستاده است. پایداری در برابر هجمههای دشمن و صیانت از سنگر علم، گام نخست بود؛ اما گام بلندتر، نقشآفرینی فعال در جبهه فناوری، اقتصاد و بازآفرینی علوم بومی است. تحقق مطالبات رهبری و وفاداری به خون شهیدان این عرصه، در گرو تبدیل دانشگاه به مرکز حل مسئله و پیشران اقتدار ملی است؛ مسیری که بیتردید آینده علمی و اقتصادی کشور را در برابر هجمهها بیمه خواهد کرد.
نظر شما