آگاه: انتشار آگهی مزایده واگذاری بهره‌برداری از فروشگاه کتاب سروستان (بخش بزرگسال) در طبقه همکف بلوک D۵ باغ کتاب تهران، با تعیین کف اجاره‌بهای ماهانه دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان (۲۶ میلیارد ریال)، پرسش‌ها و نقدهای جدی را درباره جهت‌گیری مدیریتی این نهاد عمومی برانگیخته است. این واگذاری که فضایی نزدیک به چهار هزار مترمربع — شامل ۳۲۰۰ مترمربع فضای فروشگاهی، ۴۴۰ مترمربع مساحت اداری و ۳۰۰ مترمربع انبار — را به اشخاص حقیقی و حقوقی واجد شرایط عرضه می‌کند، بیش از آنکه یک معامله ملکی ساده به نظر برسد، تعارض میان اهداف فرهنگی مجموعه و رویکردهای درآمدزایی آن را پیش چشم جامعه نشر قرار داده است.
این تصمیم مالی سنگین در برهه‌ای رقم می‌خورد که اکوسیستم کتاب و نشر کشور زیر فشار چندجانبه ناشی از تورم فراگیر، افزایش هزینه‌های تامین و توزیع، کاهش قدرت خرید خانواده‌ها و شکنندگی ملموس کتاب‌فروشی‌ها به سر می‌برد. تحمیل تعهدات مالی سنگین در چنین فضایی، ریسک خروج بازیگران حرفه‌ای و دغدغه‌مند را از این زنجیره بالا می‌برد و بار مضاعفی بر دوش کسب‌وکارهای فرهنگی می‌گذارد. در چنین مختصاتی، تقلیل نقش مجموعه‌ای وابسته به نهاد عمومی شهرداری از یک «تسهیلگر و حامی ترویج مطالعه» به یک «موجر در پی کسب بیشترین عایدی تجاری»، بزرگ‌ترین هشدار برای این حوزه تلقی می‌شود.
باغ کتاب تهران با اتکا به منابع و اموال عمومی ساخته شده و فلسفه وجودی‌اش گسترش عدالت فرهنگی، دسترسی آسان شهروندان به کتاب و پیوند پایدار با چرخه نشر است. بدیهی است که نگهداری و توسعه زیرساختی با این وسعت به تامین منابع و انضباط اقتصادی نیاز دارد، اما محل مناقشه آنجاست که این ضرورت مالی بر کارکرد بنیادین مجموعه سایه افکند. اگر غرفه‌ها و واحدهای عرضه کتاب در این مرکز درست با همان خط‌کش‌ها و نرخ‌های پاساژهای تجاری قیمت‌گذاری شوند، وجه تمایز باغ کتاب با سایر مراکز خرید پایتخت رنگ می‌بازد؛ چراکه ارزش حضور در چنین فضایی تنها نباید در موقعیت فیزیکی یا تراکم مخاطب خلاصه شود، بلکه باید در سیاست‌های مالی و تسهیلات قراردادی نیز انعکاس پیدا کند.
دستگاه مدیریت شهری و متولیان این مجموعه می‌توانستند به‌جای اکتفا به مدل‌های مرسوم مزایده‌های تجاری، ابزارهای سیاستی همسو با فرهنگ را به کار بگیرند؛ ابزارهایی همچون تعدیل و تخفیف هدفمند در اجاره‌بها برای کاستن از شوک‌های بازار؛ طراحی قراردادهای متغیر متناسب با چرخه واقعی اقتصاد نشر؛ پیش‌بینی سازوکارهای حمایتی و تسهیلاتی ویژه ایام رکود بازار؛ تعیین مشوق‌های مالی پیوندخورده با شاخص‌های کارکرد فرهنگی، نه فقط حجم گردش حساب.
در این مسیر، شفاف‌سازی رسمی پیرامون فرمول تعیین رقم پایه اجاره، شرایط مالی و حقوقی پیمان و تشریح بسته‌های حمایتی احتمالی برای غرفه‌های فرهنگی، حداقل گامی است که می‌تواند فضای ابهام‌آلود کنونی را برای افکار عمومی و فعالان نشر روشن کند.
کارآمدی و موفقیت باغ کتاب تهران را نمی‌توان با ارقام ثبت شده در ستون درآمدهای حاصل از اجاره سنجید؛ ترازنامه حقیقی این مجموعه در غنای عناوین، تنوع اندیشه‌های حاضر، حفظ ثبات کاری کتاب‌فروشان و ترویج مطالعه در سطح شهر تعریف می‌شود. نهادی که با نام کتاب و از محل دارایی‌های عمومی بنا شده، هرگز نباید سودآوری مالی را به‌عنوان تنها قطب‌نمای تصمیمات خود برگزیند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.