۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۸

سمانه فتح‌الله‌پور افشاری، آگاه مسائل سیاسی : فرهنگ در روزگار ما بیش از هر زمان دیگری در میدان نبرد روایت‌ها تعریف می‌شود.

آگاه:  اگر در گذشته قدرت‌ها با توپ و تانک سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زدند، امروز با تصویر، خبر و روایت این کار را انجام می‌دهند. این نبرد آرام است، اما اثرش بلندمدت و گاه بازگشت‌ناپذیر. در سال نخست دولت  چهاردهم، مسئله روایت و جنگ رسانه‌ای به‌طورجدی به یکی از حساس‌ترین چالش‌های فرهنگی بدل شد؛ جایی که هر ضعف یا تاخیر در اقدام، می‌تواند به شکاف اجتماعی و فرسایش امید جمعی منجر شود.
نگاه واقع‌بینانه نشان می‌دهد که در این عرصه، دولت در موقعیت دفاعی باقی مانده است. دشمنان با شبکه‌های رسانه‌ای منسجم و هوشمند، گفتمان‌هایی از ناامیدی و تفرقه را به جامعه تزریق کرده‌اند. در مقابل، روایت‌های رسمی بیش از آنکه حامل معنای تازه و خلاقانه باشند، اغلب در قالب پاسخ‌های دیرهنگام و خطابه‌های یک‌سویه باقی مانده‌اند. این نابرابری قدرت روایی، به‌ویژه در فضای دیجیتال، خود را با شدت بیشتری نشان می‌دهد.
با این حال، ظرفیت‌های ملی برای بازآرایی روایت همچنان موجود است. تجربه‌های مردمی در حوادث طبیعی، خاطرات مشترک ملی و بیش از همه دستاوردهای مقاومت در منطقه - مانند جنگ ۱۲ روزه - منابعی سرشار برای معماری یک روایت ملی‌اند. روایتی که اگر درست طراحی شود، می‌تواند پل میان نسل‌ها باشد، انسجام اجتماعی را بازآفرینی کند و اعتماد عمومی را تجدید کند.
در این میان، نقش دولت نه در انحصار روایتگری بلکه در بسترسازی و حمایت است. روایت ملی باید از دل جامعه برآید، از هنر مردمی، از قلم روزنامه‌نگار مستقل، از خلاقیت دانشجویان و از ابتکارات هنرمندان جوان. هر چه روایت تک‌صدا باشد، شکست‌پذیری آن بیشتر است و هرچه چندصدایی اما هم‌افق باشد، ماندگاری آن افزون‌تر خواهد شد. رهبر انقلاب در بیانات اخیر خود، بارها بر ضرورت «جهاد تبیین» تاکید کردند؛ جهادی که معنای آن، حضور فعال در میدان روایت است، نه صرفا پاسخ به شبهات. تبیین یعنی ساختن افق روشن، بازکردن چشم‌انداز آینده و نشان‌دادن امیدی که از دل واقعیت‌های تلخ نیز قابل‌استخراج است. فاصله میان این مطالبه راهبردی و اقدامات اجرایی دولت، همچنان محسوس است.
اگر دولت  چهاردهم بخواهد در سال‌های آینده کارنامه‌ای قابل دفاع ارائه دهد، باید سیاست فرهنگی خود را از «مدیریت خبر» به «مدیریت معنا» ارتقا دهد. این تحول نیازمند شبکه‌سازی گسترده، استفاده از ظرفیت مردمی و اعتماد به خلاقیت نسل جوان است. روایت ملی نه با دستور اداری بلکه با مشارکت اجتماعی و هنرِ تبدیل تجربه به معنا ساخته می‌شود. در پایان باید گفت، نبرد روایت‌ها نه با غوغا بلکه با صبر، خلاقیت و آینده‌نگری به نتیجه می‌رسد. اگر معماری روایت ملی به‌درستی طراحی شود، این نبرد آرام می‌تواند آینده‌ای روشن برای فرهنگ و انسجام ملت ایران رقم زند.