آگاه: جیکوب اِنگل شمیدت، وزیر فرهنگ دانمارک در مصاحبهای که با موضوع حذف مالیات کتاب در این کشور انجام داد گفت: این، کاری است که من بهعنوان وزیر فرهنگ آن را پیگیری کردهام، چون اعتقاد دارم باید هر کاری انجام دهیم تا بحران مطالعه را که متأسفانه طی سالهای اخیر گسترش یافته پایان دهیم.
وضعیت مالیات کتاب در سایر کشورها چطور است؟
وی افزود: در سایر کشورهای اسکاندیناوی یا مالیات بر کتاب خیلی کم است مثل سوئد و فنلاند که به ترتیب ۶ و ۱۴درصد است یا اینکه اصلاً مالیات ندارند مثل نروژ. همچنین این تصمیم بخشی از تلاش دولت برای تقویت همکاری میان کتابخانههای عمومی و مدارس و معرفی بهتر ادبیات به کودکان است.
طبق آمار دفتر ملی آمار دانمارک که سال ۲۰۲۳ میلادی منتشر شد، شهروندان این کشور با جمعیتی حدود ۶ میلیون نفر، ۸.۳ میلیون کتاب خریداری کردند و کتاب کودک و داستانهای جنایی بیشترین طرفدار را در این کشور دارد اما در سالهای اخیر با گران شدن کتاب میزان کتابخوانی در این کشور افت کرده و باید دید که این تصمیم جدید تا چه حد میتواند به بالا رفتن فروش کتاب و سرانه مطالعه کمک کند. مناسبات و شرایط هر کشوری با کشور دیگری متفاوت است و نمیتوان گفت جواب دادن یک تصمیم یا قانون در یک کشور حتماً در کشور دیگری هم جواب میدهد اما میتوان این را گفت که از رفتار و تدابیر تصمیمگیرندگان کشورهای دیگر میتوان درس گرفت و آن را در کشور دیگر اجرا کرد. بهعنوان نمونه در ایران پس از تصویب ماده واحده معافیت مالیاتی ناشران و کتابفروشان در اردیبهشت سال ۱۳۸۰، در دیماه همان سال در بازنگری قانون مالیاتهای مستقیم، مؤسسات فرهنگی-هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از پرداخت مالیات معاف شدند اما این قانون شامل کتابفروشان نمیشود و همین خلأ قانونی موجب شده که در چند سال اخیر بسیاری از کتابفروشان از این بابت گلایه داشتند و فروش پایین خود را به دلیل اینکه مشمول مالیات هستند، نسبت دهند.
یک معافیت مالیاتی و هزارتا اما و اگر
اواخر دولت دهم بود که قانون معافیت مالیاتی کتابفروشیها از سوی ریاست جمهوری تصویب شد اما با گذشت سالها هنوز هم این قانون به شکل درستی اجرا نمیشود و هنوز هستند کتابفروشیهایی که بهرغم دریافت مجوزهای لازم برای فروش کتاب معافیت مالیاتی ندارند. در حال حاضر کتابفروشانی که فقط کتاب بفروشند از پرداخت مالیات معاف هستند این در حالی است که تا چند سال پیش حدود ۶۰۰ کتابفروشی در ایران بدون مجوز فعالیت میکردند و درنتیجه، مجبور به پرداخت مالیات بودند.
این قانون در حالی اجرا میشود که امروزه بسیاری از کتابفروشیها فقط کتابفروشی نیستند و در کنار کتاب اقلام دیگری هم میفروشند و در برخی مواقع حتی اقلامی غیر از کتاب در کتابفروشیها بیشتر است چون فروش این اقلام برای صاحبان این مشاغل سودآورتر از کتاب است.در گفتوگو با یکی از مدیران کتابفروشیهای معروف تهران که اقلام دیگری غیر از کتاب برای فروش دارد، وی گفت: فروش کتاب نمیتواند هزینههایی را که در آن فروشگاه میشود، تأمین کند و سودی که مدنظر صاحب آن فروشگاه است به دست نمیآید؛ به همین دلیل کتابفروشیها به فروش اجناس دیگری مانند صنایع دستی پناه میبرند. ما هم دوست نداریم هویت کتابفروشی از بین برود، اما این جبر کار ماست که این اجناس را داشته باشیم. البته بسیاری از مردم برای خرید این اجناس مراجعه میکنند و در کنار آن کتاب هم میخرند. به عقیده او برای بالا رفتن میزان مطالعه و ارتقای سطح فرهنگی جامعه، نیاز است این امتیاز (معافیت مالیاتی) به کتابفروشان داده شود چون این کار میتواند کمک خوبی در زمینه فرهنگی باشد اگر هم این اتفاق نمیافتد حداقل زیرساختها فراهم شوند و هزینه چاپ و تولید کتاب کاهش یابد تا در نهایت قیمت کتاب هم کمتر و تعداد مخاطب زیاد شود.
کتابفروشها مالیات در ازای چه خدماتی بدهند؟
این کتابفروش همچنین در مورد پرداخت مالیات کتابفروشان گفت: علی القاعده کتابفروشان دربرابر پرداخت مالیات باید خدماتی دریافت کنند و حال این سؤال مطرح است که برای چه کتابفروشان مالیات میپردازند؟ چه خدماتی دریافت میکنند؟ وقتی کتابفروش مالیات میدهد آیا موجب شده که برای مثال طرحهایی برای تمیز شدن هوا اجرا شود؟ یا سطح رفاه مردم بهتر شدهاست تا بتوانند فعالیتهای کیفی کنند؟
در گفتوگو با کتابفروشان و ناشران اغلب آنها نامعلوم بودن قوانین، پیچیدگی فرآیند مالیاتی و تغییرات زود به زود قوانین در این حوزه را ازجمله مشکلات مرتبط با مالیات مطرح کردند. بهعنوان مثال ناشران آموزشی نیز همانند سایر ناشران از پرداخت مالیات معافند اما در این میان برخی ناشران آموزشی بزرگ از مالیات معاف نیستند. ممکن است این تصمیم، تصمیم درستی باشد اما اینکه هر قانونی اما و اگر دارد کار را پیچیده میکند. البته به این موضوع هم باید توجه کرد که بسیاری از این سختی و پیچیدگیهایی که فعالان حوزه نشر از آن حرف میزنند به ناآگاهی آنها با قوانین هم برمیشود. متاسفانه هنوز هستند کسانی که با قانون مالیاتی صنف خود آشنا نیستند اما اظهار نارضایتی و شکایت از اوضاع را دارند.
بهطور کلی کاری که دولت در این حوزه میتواند انجام دهد این است که یا مالیات کتابفروشها را هم حذف کند یا اینکه به فکر تسهیلاتی برای ناشران خصوصی باشد چون همزمان با گران شدن همه چیز و کوچک شدن سبد خانوار، خرید کتاب هم به مرور زمان از این سبد خانوار حذف و تبدیل به یک کالای غیرضروری میشود. در گشت و گذاری که اخیراً در کتابفروشیها داشتیم اغلب مسئولان فروش کتاب معتقد بودند که با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی، حال و هوای پیشین بر کتابفروشیها حاکم نیست و با توجه به قیمت کتاب، خرید کتاب در اولویت دهم قرار دارد. در حال حاضر همان قشری که سابق بر این، همیشه کتابخوان بودند و کتاب خریدن و خواندن آن مانند نان شب برایشان واجب بوده، مشتری ما هستند.
برخی این کتابفروشها به موضوع خرید کتاب از دستفروشها اشاره کردند و گفتند که بسیاری از مخاطبان به سراغ دستفروشان کتاب در خیابان میروند. در حال حاضر کتاب ۷۰۰ صفحهای ۸۰۰ هزار تومان شده و مشخص است که مردم تمرکزشان روی تهیه مایحتاج اصلی است و نمیتوانند سراغ خرید کتاب بروند.
اقتصاد نشر فلج شده است
مورد دیگری که در فروش کتاب و مالیات باید در نظر داشت این است که امروزه اقبال به خرید کتاب از طریق فروشگاههای آنلاین بسیار زیاد شده و هنوز قانون واضح و شفافی درخصوص پرداخت مالیات آنها وجود ندارد؛ اگرچه گفته شده که قانونی که بر کتابفروشیهای فیزیکی حاکم است بر کتابفروشهای دیجیتال هم حاکم است و اگر کتابفروشی آنلاینی فقط کتاب بفروشد معاف از مالیات است و این در صورتی ست که آن کتابفروشی مجوزهای لازم را داشته باشد.
گرچه میدانیم شرایط اقتصادی، گذران زندگی را با مشکلات مواجهه کرده، اما نبود کتابفروشی و نبود فرهنگ کتابخوانی در جامعه آسیبهای درازمدت و عمیقی به جا میگذارد که برای پیشگیری از آنها باید سراغ حل مشکلات کتابفروشیها، اجرای درست معافیت مالیاتی، جلوگیری از قاچاق کتاب و معضل قیمت کاغذ و فراموش نکردن کتابفروشیهای محلی رفت.
کلام آخر اینکه حلقه مفقوده مشترک میان کتابفروشان و ناشران و کتابخوانان، «اقتصاد» است به این معنا که پای صحبت هر دو گروه که بنشینی گلایههایشان بابت مسائل مالی و اقتصادی است و هردو گروه معتقدند اگر وضعیت اقتصاد نشر اصلاح شود فروش کتابفروشیها بیشتر میشود و بالتبع سرانه مطالعه بالا میرود. بنابراین شاید لازم باشد که وزارت فرهنگ و ارشاد کشور ما هم مثل وزارت فرهنگ دانمارک به فکر اقدامی برای رفع بحران کتابخوانی در کشورمان باشد.
نظر شما