آگاه: هشدار اخیر رهبر انقلاب اسلامی درباره تشدید جنگ نرم، ناظر به همین خطر خاموش است؛ خطری که آرام پیش میرود و اگر جدی گرفته نشود، میتواند عمیقتر از هر بحران آشکار، اثر گذارد.
آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفا هجمهای از اخبار یا تحلیلها نیست؛ بلکه یک جنگ روایی سازمانیافته است. هدف هزینههای کلان دشمن برای رسانههای ضدایرانی، از بین بردن اتحاد معجزهآفرین ملت ایران است. در جنگ نرم امروز، مسئله اصلی حجم پیامها نیست. جامعه با انبوهی از خبر و تحلیل روبهروست؛ آنچه کمیاب شده، فهم منسجم است. دشمن دقیقا روی همین گسست سرمایهگذاری میکند. واقعیتها را خرد میکند، آنها را از زمینه تاریخی و اجتماعیشان جدا میسازد و سپس هر قطعه را در زمانی مشخص و با هدفی معین به افکار عمومی تزریق میکند. نتیجه، نه اقناع، بلکه سردرگمی است.
نخستین گام در خنثیسازی چنین جنگی، بازپسگیری ابتکار روایت و انتقال میدان از واکنش به پیشدستی روایی است. روایت، فقط نقل خبر نیست؛ تفسیر واقعیت است. جامعهای که روایت مسائل خود را واگذار کند، دیر یا زود ناچار میشود در زمین روایت دیگران بازی کند. این روایتسازی، نه به معنای بزککردن واقعیت است و نه انکار ضعفها؛ بلکه توضیح دادن مسیرهاست. بسیاری از بحرانها، اگر بهدرستی روایت نشوند، به نماد ناکارآمدی مطلق تبدیل میشوند، در حالی که همان بحرانها میتوانند نشانه یک فرآیند اصلاح یا یک گذار پرهزینه باشند. روایتی که نه ضعفها را پنهان میکند و نه اجازه میدهد ضعفها به هویت جامعه تبدیل شوند. این کار نه با بیانیه، بلکه با گزارشهای مستمر، روایتهای انسانی و توضیح روندها انجام میشود؛ یعنی نشان دادن مسیر بهجای دفاع از وضع موجود.
دومین راهبرد، مقابله فعال و بهموقع با شبهه و تفکیک نهادی پاسخ به شایعه از پاسخ به انتقاد است. شایعه، نقش مخربتری از دروغ دارد. دروغ را میتوان تکذیب کرد، اما شایعه اغلب بر بخشی از واقعیت سوار میشود و با احساسات جمعی پیوند میخورد. مقابله با شایعه، نه با واکنشهای عصبی، بلکه با پاسخهای بهموقع، شفاف و پیشدستانه ممکن است. هر تاخیر، به شایعه فرصت ریشهدواندن میدهد. در جنگ نرم، زمان همانقدر مهم است که محتوا اهمیت دارد.
از خطاهای پرهزینه، یکیدانستن شایعه و انتقاد است. جامعهای که امکان اعتراض و پرسش نداشته باشد، خود به کارخانه تولید شایعه تبدیل میشود. خنثیسازی جنگ نرم، مستلزم این تفکیک ظریف است: شنیدن انتقاد، حتی اگر تلخ باشد و همزمان بستن مسیر سوءاستفاده دشمن از آن. این مرز، مرز امنیت و انسداد نیست؛ مرز عقلانیت و فریب است. اگر این مرز مخدوش شود، هم سرمایه اجتماعی آسیب میبیند و هم میدان برای عملیات روانی بازتر میشود.
در این میان، مسئله آگاهی عمومی اهمیت بنیادین دارد. آگاهی، نه بهعنوان انباشت اطلاعات، بلکه بهمثابه توان تشخیص. با بازتعریف سواد رسانهای از آموزش به عادت اجتماعی، جامعهای ساخته میشود که عادت به مکث، مقایسه و پرسش داشته و کمتر اسیر هیجانهای القایی میشود. این آگاهی با توصیه و دستور ساخته نمیشود؛ با الگو ساخته میشود. وقتی رسانههای داخلی خودشان منبع خبر را شفاف میگویند، تحلیل را از خبر جدا میکنند و به مخاطب احترام میگذارند، در واقع در حال آموزش عملی سواد رسانهایاند. این آموزش، بیسروصداست، اما ماندگار.
نقش نخبگان در این میدان، نقشی جایگزینناپذیر است. جنگ نرم را نمیتوان صرفا با پیامهای رسمی خنثی کرد. بخشی از اعتماد عمومی، در اختیار کسانی است که از قدرت سیاسی فاصله دارند: معلمان، استادان، هنرمندان، متخصصان. سکوت این گروهها، خلأ معنا ایجاد میکند؛ خلأیی که دشمن آن را با روایتهای مسموم پر میکند. آنجا که رهبر انقلاب از افسران جنگ نرم سخن میگویند، مقصودشان دقیقا همین کنش آگاهانه و مسئولانه است؛ نه هیاهو، نه تبلیغ، بلکه روشنگری آرام.
و در نهایت، نقطهای که همه این خطوط به آن میرسد، امید است؛ نه امید تزریقی و شعاری، بلکه امیدی که از شناخت ظرفیتها و امکان اصلاح برمیخیزد. دشمن میکوشد تواناییهای ملت را یا انکار کند یا بیاثر جلوه دهد. هشدار رهبری درباره مسکوتگذاشتن داشتهها، ناظر به همین خطر است. جامعهای که خود را ناتوان تصور کند، پیش از آنکه شکست بخورد، تسلیم میشود. روایت درست توانمندیها، نه بزرگنمایی است و نه تبلیغ؛ یادآوری واقعیتهایی است که اگر فراموش شوند، میدان بهطور کامل واگذار میشود. جنگ نرم، اگر درست فهم شود، فقط تهدید نیست؛ محک بلوغ فکری یک جامعه است. خنثیسازی آن، نه با واکنشهای مقطعی، بلکه با صبر، روایت مسئولانه، آگاهیبخشی مستمر و حضور فعال صاحبان فکر ممکن میشود. این مسیری است که دشوار است، اما تنها مسیری است که میتواند هم اتحاد را حفظ کند و هم ذهن جامعه را از فرسایش نجات دهد.
۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۴
کد خبر: ۱۹٬۵۰۹
راهبردهای عملی در میدان روایت و آگاهی برای خنثیسازی جنگ نرم دشمن
سناریوی عبور از بحران
شهابالدین عالمی _ آگاه مسائل سیاسی
جنگ نرم، پیش از آنکه نزاعی بر سر اطلاعات باشد، نزاعی بر سر معناست. نه با حجم بالای پیام، بلکه با اختلال در دستگاه فهم جامعه کار میکند. دشمن در این میدان، نه بهدنبال اثبات ادعاهای خود، بلکه در پی فرسودهکردن دستگاه تشخیص جامعه است؛ همان نقطهای که اگر از کار بیفتد، حقیقت و دروغ دیگر تفاوتی نخواهند داشت.
نظر شما