آگاه: در این چارچوب، یکی از شگردهای خطرناک و تاثیرگذار، پدیدهای است که در ادبیات امنیتی به آن «کشتهسازی» میگویند. در سالهای اخیر، پروژه «کشتهسازی» به یکی از ابزارهای ثابت رسانههای معاند تبدیل شده است؛ پروژهای که با هدف ایجاد التهاب و استرس، تحریک عواطف و احساسات اجتماعی و تهدید امنیت روانی جامعه، بر پایه تحریف واقعیت و روایتسازیهای هیجانی شکل میگیرد.این پروژه، از شگردهای شناختهشده و تکرارشونده رسانههای معاند است که در بزنگاههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی ایجاد میشود. حربهای که از اغتشاشات سال ۷۸ به این طرف بسیار از آن استفاده کردهاند. پروژه کشتهسازی در بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ نیز مورد تبیین قرار گرفت و ایشان موظف بودن سردستههای آموزش دیده به کشتهسازی را یکی از خصوصیات اغتشاشات خواندند و افزودند: «بر اساس این دستور کار، به مراکز نظامی و انتظامی با سلاحهای شخصی پیشرفته حمله کردند تا با عکسالعمل ماموران، عدهای کشته شوند؛ البته برای کشتهسازی بیشتر، حتی به پیادهنظام خود که با تبلیغات به میدان آورده بودند رحم نکردند و آنها را نیز هدف گرفتهاند. آنها میخواستند تعداد کشتهها بیش از این باشد؛ البته همین مقدار تلفات هم خیلی مایه تاسف است.»
کشتهسازی چیست؟
کشتهسازی، به معنای ساخت یا تحریف روایتهای مرگ است تا واکنشهای هیجانی عمومی ایجاد شود. رسانههای معاند در پروژه کشتهسازی معمولا چند مرحله مشخص را دنبال میکنند؛ نخست، انتشار یک خبر مبهم یا تاییدنشده با ادبیات احساسی، عاطفی و تحریککننده است؛ خبری که اغلب بدون منبع مشخص یا با استناد به «شاهدان عینی ناشناس» و با تحریف جزئیات (زمان، مکان و علت) انتشار مییابد. مرحله دوم، بازنشر گسترده این خبر در شبکههای اجتماعی و افزودن جزئیات ساختگی برای افزایش بار عاطفی و احساسی ماجراست. در مرحله نهایی نیز تلاش میشود با القای «پنهانکاری نهادهای رسمی»، هرگونه توضیح یا تکذیب بعدی بیاعتبار جلوه داده شود. در همه این موارد، هدف واحد است: تبدیل یک حادثه به «نماد» و سپس تبدیل نماد به محرک اجتماعی.
چرا کشتهسازی اثرگذار است؟
مرگ، قویترین محرک عاطفی در فضای عمومی است. یک کشته میتواند خشم، همدلی، ترس و احساس بیعدالتی را بهطور همزمان فعال کند. همین ویژگی باعث میشود کشتهسازی ابزاری برای رادیکالکردن فضا، تداوم اعتراض و حذف راهحلهای میانی مانند گفتوگو یا اصلاح تدریجی باشد. علاوه بر آن، زمانی که روایت دروغین اولیه تثبیت شد، حتی اعلام بعدی علت طبیعی یا غیرامنیتی مرگ نیز اغلب بهعنوان «پنهانکاری» یا «توجیه رسمی» تعبیر میشود.
در حوزه روانشناسی، مرگ و تصاویر مرتبط با آن، یکی از قویترین محرکهای روانی در انسان است. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد که اطلاعات عاطفی، سریعتر از اطلاعات منطقی پردازش میشوند و در نتیجه افراد در مواجهه با خبرهای خشن، کمتر به منبع و صحت خبر توجه میکنند. در حوزه رسانه و نظریههای ارتباطات اجتماعی نیز، اثر «تکرار» و «اعتبار اجتماعی» قابل بررسی است. وقتی یک روایت بارها توسط منابع مختلف تکرار شود، مخاطب آن را «واقعی» میپندارد، حتی اگر منبع اولیه نامعتبر باشد. این پدیده بهعنوان «اعتبار ناشی از تکرار» شناخته میشود. در شبکههای اجتماعی، همین تکرار بهسرعت اتفاق میافتد و روایت ساختگی بهصورت خودکار، در ذهن جمعی تثبیت میشود.
کشتهسازی چگونه در اغتشاشات به کار میرود؟
در بسیاری از تجمعات و ناآرامیهای اجتماعی، آنچه بیش از خود رویداد میدان را شکل میدهد، «روایت» است. یکی از حساسترین و تاثیرگذارترین روایتها، ماجرای مرگ افراد است؛ جایی که یک فوت، صرفنظر از علت واقعی آن، میتواند به ابزاری برای تحریک افکار عمومی و تغییر فضای اجتماعی بدل شود. به بیان دیگر در شرایط ناآرامی، جامعه به دنبال «علت» و «مظلوم» میشود. در چنین شرایطی، یک روایت مرگبار میتواند بهسرعت به یک کاتالیزور اجتماعی تبدیل شود. شگرد معمول این است که:
یک ویدئوی کوتاه با عنوان تحریکآمیز منتشر میشود.
سپس در کانالها و صفحات متعدد بازنشر میشود.
روایت به شکل یک «حقیقت مسلم» ارائه میشود.
در نهایت، واکنشهای هیجانی مانند خشم، تجمع و خشونت را تحریک میکند.
در این فرآیند، حتی اگر بعدا مشخص شود روایت نادرست بوده، اثر اولیه آن (خشم و ناآرامی) که قبلا رخ داده است تا حدود زیادی قابل بازگشت نیست.
پیامدهای کشتهسازی بر جامعه
کشتهسازی علاوه بر اینکه میتواند ناآرامی را تشدید کند، پیامدهای بلندمدت دیگری نیز دارد:
تضعیف اعتماد عمومی به رسانهها و نهادهای رسمی.
افزایش قطببندی اجتماعی و ایجاد «ما و آنها».
کاهش ظرفیت گفتوگو و حل مسالمتآمیز اختلافات.
ترویج خشونت و انتقامجویی در جامعه.
این پدیده، در واقع یک عملیات روانی برای تضعیف انسجام اجتماعی است و هدف اصلی آن، نه اطلاعرسانی، بلکه ملتهبسازی فضای عمومی، ایجاد هیجان کاذب، تحریک افکار عمومی و در نهایت تهدید امنیت روانی جامعه است. بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که این الگو همواره با ترکیبی از دروغپردازی، بزرگنمایی، تحریف واقعیت و بهرهگیری از شبکههای اجتماعی دنبال شده است.
راهکار مقابله (برای عموم مردم)
مقابله با کشتهسازی نیازمند یک رویکرد ساده اما موثر است:
صبر در مواجهه با اخبار هیجانی.
بررسی منبع خبر و جستوجوی تایید از چند منبع مستقل.
توجه به نشانههای تحریف مانند عدم تطابق زمان و مکان.
پرهیز از بازنشر فوری قبل از باور و بررسی.
تقویت سواد رسانهای و آگاهی از تکنیکهای جنگ روانی در خانواده و جامعه.
در نهایت، کشتهسازی چیزی جز بازی با احساسات و اعتماد مردم نیست. این شگرد، در جنگ نرم تلاش میکند با ایجاد یک «واقعیت ساختگی» و تبدیل آن به یک محرک اجتماعی، جامعه را به سمت ناآرامی و بیثباتی هدایت کند. اگر مردم و رسانهها به این روشها آگاه باشند، میتوانند جبهه رسانهای دشمن را خنثی کنند و اجازه ندهند مرگ و درد، به ابزاری برای اغتشاش تبدیل شود. مقابله با این پدیده تنها با آگاهی، تحلیل منطقی و دقت رسانهای ممکن است؛ چرا که هرچه جامعه بیشتر به صحت و منبع اخبار اهمیت دهد، شگردهای جنگ روانی کماثرتر میشوند.
۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۴
کد خبر: ۲۰٬۱۹۷
شگردی که با روایتسازی، احساسات عمومی را دستکاری میکند
کشتهسازی؛ «مرگ نمایشی» در جنگ نرم
محمدجوادعسکری ـ آگاه مسائل رسانه
در دهههای اخیر، مفهوم جنگ تغییر کرده است. دیگر لازم نیست دشمن، نیرو و تجهیزات نظامی را در میدان نبرد جمع کند تا به هدفش برسد؛ بلکه در بسیاری از موارد، جنگ روانی و رسانهای میتواند به همان اندازه یا حتی بیشتر از جنگ سخت، جامعه را دچار فروپاشی کند.
نظر شما