آگاه: «فَمَنِ اعتَدیٰ عَلَیکم فَاعتَدوا عَلَیهِ بِمِثلِ ما اعتَدیٰ عَلَیکم»
پس هر که به شما تجاوز کرد، به همان اندازه بر او تعدی کنید - سوره بقره، آیه ۱۹۴
هیچ مادری تنها با دعا از فرزندش پاسداری نمیکند. دستش را میگیرد، نگاهش به افق دوخته است، دلش آرام اما آماده. اگر خطری نزدیک شود، عقب نمینشیند؛ خودش دیوار میشود. این ایستادن از خشم نیست، از عشق است؛ عشقی مسئولانه، آماده برای دفاع.
دفاع، در عمیقترین معنا، همین است: عشق مجهز و ایران، امروز همین مادر است.
سالها صبر کرد، هشدار داد، گفتوگو کرد، کوتاه آمد، اما از جهان آموخت که در معادلات قدرت، صبر بدون پشتوانه، احترام نمیآورد؛ طمع میآورد. نجابت اگر پشت اقتدار نباشد، بد فهمیده میشود. از همین تجربه بود که دفاع، از انتخاب سیاسی به ضرورت تاریخی تبدیل شد.
دفاع امروز ایران، نه شتابزده است و نه پرهیاهو. آرام است، دقیق است و مرحلهمند. مثل همان مادر صبور که خشم نمیگیرد، ولی وقتی لازم شد، قامتش را سپر میکند. هدف جنگ نیست؛ هدف این است که مرز آنقدر روشن باشد که هیچ دستی خیال عبور نکند. این همان بازدارندگی است: عقل دشمن را پیش از شمشیر مدافع بر زمین نشاندن.
در تاریخ ایمان، این منطق سابقه دارد. در ماجرای خندق، پیامبر اکرم (ص) منتظر نخستین ضربه نماند. با تدبیری آرام اما قاطع، زمین نبرد را تغییر داد. دشمن پرهیاهو پشت خاکریزی مانده بود که از شمشیر ساخته نشده بود، بلکه از تدبیر و ایمان شکل گرفته بود. خندق، نماد قدرتی بود که صدا نداشت، اما اثر داشت. مدینه حفظ شد، چون در دفاع، پیشدستی یعنی حفظ حرمت فردا. همین سرمشق در رگهای تاریخ ایران جاری است.
در دفاع مقدس، ملتی با کمترین امکانات و بیشترین ایمان ایستاد. آن پیروزی، نقشهای را فتح نکرد؛ اما قلوبی را حفظ کرد. بقا، بزرگترین شکست برای متجاوز بود. این مردم نشان دادند که قدرت واقعی ایران در توپ و تانک نیست، در ایمان و غیرت میلیونها قلب تپنده است.
در زمانه ما، عملیات وعده صادق ۲ امتداد همین منطق بود. پاسخ به تجاوز، نه برای تخلیه خشم، بلکه برای ترسیم مرز بود؛ مرزی روشن، تا دشمن بفهمد امنیت ایران قابل تجاوز نیست. پیامش واضح و بیفریاد بود: ایران آغازگر جنگ نیست، اما پایانش با اوست. همان سکوت مقتدرانهای که معادله را تغییر داد و نشان داد بازدارندگی یعنی آرامش مسلح.
بااینهمه، دشمن امروز پرادعاتر از پیش سخن میگوید. بعضی میپرسند: اگر بازدارندگی شکل گرفته، چرا تهدید ادامه دارد؟ پاسخ روشن است: دشمن از ضعف فریاد میزند، چون طبله قاضی است؛ پرهیاهو اما تهی. اما ایران، طبله عطار است؛ آرام و بیصدا، اما پر و سرشار.
آنچه دشمن دیده، فقط گوشهای از توان ایران است، نه همه آن. هیچ مادری همه نیروی خود را در نخستین آستانه خرج نمیکند؛ میگذارد دشمن در ابهام بماند، در محاسبه بلرزد، در خیال اشتباه غرق شود.
ایران هنوز همه قدرتهایش را رو نکرده و نخواهد کرد. زیرا بخشی از قدرت، در «ناشناخته بودن» است. دشمن، وقتی نداند، همیشه مضطرب میماند و این ترس، خود بازدارندگی است. ایران، خود را نه در طوفان فریاد میکند و نه در سکوت فراموش میشود. از ژرفای ایمان و تجربه، توان خویش را چون گنجی پنهان در دل سپهری وسیع نگه داشته است تا روزی که لازم شود و آن روز هم، بیهیاهو خواهد آمد.
حافظ، قرنها پیش چنین گفت: «ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود میبری و زحمت ما میداری.»
این مصرع امروز ایران است؛ هم تذکر، هم اخطار.
دشمن هرچه فریاد زند، پژواکش به خودش برمیگردد. ایران اما آرام و استوار ایستاده است؛ با قلبی که نه برای زورگویی، بلکه برای نشان دادن این حقیقت میتپد که صاحب دارد. دفاع کامل، یعنی متناسب، قاطع و بهموقع. نه بیشتر از ضرورت، نه کمتر از عزت. همانگونه که قرآن فرمود: «به مثل آنچه بر شما رفته.» این نه انتقام است و نه واکنش؛ عدالتی است آرام، مقتدر و آگاهانه. ملتی که مفهوم دفاع را بفهمد، کمتر به جنگ میرسد و وطنی که چنین آرام و پرصلابت ایستاده است، نه تهدید میشود، نه فراموش.
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۷
کد خبر: ۲۰٬۳۱۱
نظر شما