آگاه: امام خمینی اتخاذ موضع تهاجمی و ایجاد آمادگی برای رویارویی با دشمن را تنها راه دفع خطر میدانست و معتقد بود که اعلام موضع عقبنشینی و ابراز خضوع و خشوع نه تنها از شدت فشار جبهه دشمن نمیکاهد بلکه فشار دشمن را تشدید نیز خواهد کرد. نگرش سیاسی امام درست در نقطه مقابل جریاناتی قرار داشت که تاکید ویژهای بر اتخاذ رویکرد منعطف و همسو با دشمن داشتند. این جریانات در مقاطع متعددی از جمله دوران اوج مبارزات امام، تسخیر لانه جاسوسی و دفاع مقدس به تخریب سیاستهای تهاجمی امام خمینی پرداختند. مهندس بازرگان و جریان نهضت آزادی ایران، در هر کدام از این سه مقطع، علیه سیاستهای تهاجمی امام، موضعگیری کردند. بازرگان در دوران اوج مبارزات امام، ایشان را از سیاست تهاجمی سرنگونی شاه و ایستادگی کامل مقابل اراده آمریکا که اهتمام شدیدی بر حفظ حکومت پهلوی داشت، نهی کرد.
حتی نقل است که بازرگان در جایی به پای امام افتاده و برای بقای سلطنت از او خواهش کرده است. بازرگان تصور میکرد که ایجاد اصلاحات در چارچوب قانون اساسی حکومت پهلوی میتواند کمک بیشتری به بهبود وضعیت کشور کند و با عقبنشینی مخالفان حکومت از مواضع انقلابی و انحلالی، میتوان شاه را مجاب به پذیرش اصلاحات ضروری کرد. در حالی که امام معتقد بود هرگونه اظهار انعطاف و عقبنشینی انقلابیون منجر به تشدید فشار موافقان بقای سلطنت یعنی جریان استبداد داخلی و استعمار خارجی و افزایش توان مقاومت حکومت در برابر پذیرش اصلاحات ضروری میشود. نگاه درستی که زمینهساز پیروزی انقلاب ملت ایران شد. اگر امام هم مانند برخی اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی تن به پذیرش چارچوبهای حاکمیت میداد و مطالبات خود را درون نظام شاهنشاهی پیگیری میکرد، حکومت از فشار مخالفان رهایی مییافت و مخالفان حکومت در قدرت سیاسی حاکم، ادغام میشدند. در چنین شرایطی مخالفان حکومت، توان اعمال فشار علیه قدرت سیاسی را از دست میدادند و هرگونه امکان تحول آفرینی از فعالان سیاسی ایران سلب میشد. از این رو بود که امام خمینی بهرغم اصرار مهندس بازرگان، بر موضع تهاجمی خود پایبند ماند و با وجود تحرکات نیروی خارجی که برنامه دقیقی برای سرکوب انقلاب ملت ایران تدارک دیده بود، از این موضع منصرف نشد. امام همین تجربه پیروزی انقلاب اسلامی را شاهدی بر حقانیت سیاست تهاجمی و معطوف به ایستادگی بدون عقبنشینی میدانست و میگفت: «در مقابل مستکبر هرچه زیادتر فشار بیاورید، او عقبتر مینشیند. یک قدم شما که عقب بنشینید، او جلو میآید. یک قدم شما جلو بروید، او عقب میرود. این سنت الهی است و مطلبی بود که با تجربه (تجربه پیروزی انقلاب)، خود شما ثابت کردید که شما وقتی قدمها را برداشتید طرف اینکه طاغوت نباید باشد، طاغوت از بین رفت و تمام شد؛ بساطشان را برچیدند و رفتند.»
امام در ادامه انقلاب نیز به لزوم اتخاذ موضع تهاجمی در برابر دشمنان ملت ایران، باور داشت. باور راسخی که در جریان ماجرای تسخیر لانه جاسوسی بار دیگر خود را نشان داد. این بار نیز بازرگان و حامیانش به دنبال نقض سیاست تهاجمی امام بودند. بازرگان پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، در اعتراض به آمریکاستیزی پیروان خط امام از مقام نخستوزیری موقت استعفا داد.
استعفای شتابزده بازرگان به این امید انجام شد که امام خمینی در واکنش به استعفای بازرگان، دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال شده تحت فشار بگذارد و پیروان خود را از آمریکاستیزی نهی کند اما بر خلاف انتظار بازرگان، امام بلافاصله استعفا را پذیرفت و تحت هیچ شرایطی حاضر به نقض سیاستهای تهاجمی انقلاب اسلامی که با تسخیر سفارت آمریکا رونق مضاعفی پیدا کرده بود، نشد.
اگرچه ممکن بود ترک جایگاه نخستوزیری از سوی بازرگان، در شرایطی که حکومت تازه تاسیس ایران از هر طرف در معرض خطر بود، روند اداره کشور را دچار مشکل کند. اما عقبنشینی امام از مواضع تهاجمی علیه آمریکا، به مراتب هزینه بیشتری از استعفای بازرگان داشت و آمریکا را مجاب به تحرک هر چه بیشتر علیه انقلاب ایران میکرد.
نظر شما