آگاه: من همه راههای ناشناخته این سرزمین را بلدم؛ از سپیدرود تا ارس، از زایندهرود تا کارون، همه رودهای این سرزمین کهن به قلب من میریزند.
دوباره و دوباره روزهایی بر مام میهن گذشت که وارد مرحله تازهتری از بحران شده و مثل همیشه بیگانگان و بیگانهپرستان نقش پلید خود را در تحریف اعتراضات ایفا کردند و تمام تلاش خود را برای تبدیل اعتراضات به اغتشاشات کردهاند و آنچه جوان و نوجوان ایرانی را تهییج و تحریک میکرد رخ داد و ما به چهلمین روز این سوگ جبرانناپذیر نشستهایم.
بله! ما اندوهگینیم از غم این همه سرو جوان که بر خاک افتادند!
گرانی، آستانه تحمل همه را دچار اختلال کرده و دید مقابل را در جادهای که قرار است به سمت بهتر شدن اوضاع پیش برود، کور کرده است و ... .
آن خواننده خائن فراری به رغم خباثت غریبی که در بیوطنی دارد جملهای عالی دارد که «ما تف کرده خود را دوباره نمیپذیریم» و پهلوی و مجاهد خلق و بقیه قاذورات عالم هستی به ایران بازنخواهند گشت و تکرار میکنم که: ما برگیم؛ پای همین درخت میریزیم!
درختی که ایران است و وطن است؛ درختی درست مثل انشاءهای بچگیمان، که با خون هزاران شهید آبیاری شده و دشمن بداندیش نمیتواند و نخواهد توانست به یک وجب این خاک چشم داشته باشد!
۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۷
کد خبر: ۲۰٬۴۶۹
از آفرینش گلهای کوچک بینام در تاریکروشن جنگلهای شکوهمند هیرکانی تا لحظه تولد بلوطهای کوچک در جنگلهای بیتکرار زاگرس، به خلاف آن همه مرگ، در جان ایرانی من اتفاق میافتد.
نظر شما