۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۵
کد خبر: ۲۰٬۷۳۳

در تجربه روابط بین‌الملل، آشکار است که در دوران معاصر، رقابت و رویارویی میان قدرت‌ها تنها به عرصه نظامی محدود نمی‌شود. تحولات جدید در نظام جهانی نشان می‌دهد کنشگران سیاسی برای دستیابی به مقاصد راهبردی خود از شیوه‌هایی چندبعدی و پیچیده بهره می‌گیرند. مرور روندها نشان می‌دهد که قدرت‌های مخالف، در برابر کشورهایی با ظرفیت‌های بازدارندگی بالا، معمولا از اقدام نظامی مستقیم پرهیز و در عوض، از ابزارهای اقتصادی و روانی استفاده می‌کنند تا با کمترین هزینه و ریسک، اهداف سیاسی مورد نظر خود را دنبال کنند. جایگاه ژئوپلیتیکی و توان اقتصادی و دفاعی ایران موجب شده همواره در معرض «جنگ‌های ترکیبی» قرار گیرد.

درک دقیق از صحنه دشمنی‌ها

آگاه: مفهوم «جنگ ترکیبی» یا «جنگ هیبریدی» به کارگیری همزمان و هماهنگ مجموعه‌ای از ابزارها مانند جنگ نظامی کلاسیک، جنگ نیابتی، جنگ سایبری، جرائم سازمان‌یافته، مهاجرت‌های سیستمی، جنگ اقتصادی و جنگ روانی برای تاثیرگذاری بر یک کشور هدف دربر می‌گیرد. در این رویکرد، به جای نبرد مستقیم و سنتی، از ترکیبی از فشارها و روش‌های غیرمستقیم استفاده می‌شود تا توان تصمیم‌سازی و مقاومت کشور مقابل در حوزه‌های گوناگون کاهش یابد. اهمیت این نوع جنگ در آن نهفته است که با وجود هزینه کمتر برای طرف مهاجم، دامنه و شدت اثرگذاری آن بر کشور هدف بسیار وسیع و چندلایه است.
در چارچوب جنگ ترکیبی علیه ایران، یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که به کار گرفته می‌شود، اعمال تحریم‌ها و اعمال فشارهای اقتصادی است. تحولات تجربی در عرصه روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که تحریم‌ها غالبا با هدف اعلامی «تغییر رفتار» یا تعدیل سیاست‌های کشور هدف طراحی می‌شوند، اما میزان موفقیت آنها محدود بوده و بیشتر در شرایط بسیار خاص به نتیجه رسیده است.
در مورد ایران، با وجود اعمال تحریم‌های گسترده و چندلایه از دهه‌های اخیر تاکنون، ساختار اقتصادی کشور با استفاده از راهبردهایی مانند تعمیق همکاری با بازارهای غیرغربی و شکل‌دهی به شبکه‌های تجاری جایگزین، توانسته است ثبات خود را حفظ کند. تحریم‌ها اگرچه به محدود شدن رشد اقتصادی، افزایش هزینه مبادلات و دشوار شدن دسترسی به برخی فناوری‌ها انجامیده‌اند، اما همزمان فرآیندهایی نظیر تقویت خوداتکایی در بخش‌های کشاورزی و صنعتی، توجه بیشتر به تولید داخلی و کاهش نسبی وابستگی به کانال‌های رسمی و متعارف خارجی را نیز تقویت کرده‌اند. در این رویکرد، ایران تحریم‌ها را به‌صورت کامل و منفعلانه نپذیرفته و در عمل ساختاری نسبتا مقاوم و انعطاف‌پذیر در برابر فشارهای اقتصادی خارجی ایجاد کرده است.
مؤلفه مهم دیگر در چارچوب جنگ ترکیبی علیه ایران، عرصه جنگ روانی و رسانه‌ای است که به عنوان مکمل فشارهای اقتصادی عمل می‌کند. این دسته از اقدامات با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی، تضعیف اعتماد به ساختار حاکمیت و القای احساس ناکارآمدی، ناامیدی و بی‌ثباتی در جامعه سامان‌دهی می‌شوند. درخصوص ایران، ترکیب تحریم‌های اقتصادی با عملیات رسانه‌ای و روایت‌سازی‌های هدفمند، در بسیاری موارد با هدف تضعیف مشروعیت سیاسی، تشدید نارضایتی اجتماعی و شکاف میان مردم و حکومت طراحی شده است. با این حال، بررسی تجربه‌ها، مانند آنچه در بیست‌ودوم دی به‌وقوع پیوست، نشان می‌دهد که فشار خارجی و تهدیدهای آشکار یا پنهان، اغلب احساس ملی‌گرایی، هویت جمعی و روحیه مقاومت را تقویت می‌کند. واکنش غالب بخش‌های گسترده‌ای از جامعه، حمایت از حکومت در برابر تهدید خارجی و تاکید بر ضرورت دفاع از تمامیت و استقلال کشور است.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، نقش راهبردی تدابیر سنجیده، رهبری هوشمندانه و ارتباط پیوسته و موثر رهبر انقلاب اسلامی با اقشار مختلف مردم در مقاطع حساس تاریخی، به‌عنوان عاملی بنیادین در حفظ انسجام ملی و تقویت سرمایه اجتماعی نمایان شده است. این شیوه رهبری که بر شناخت عمیق از شرایط داخلی و تحولات جهانی، درک درست از زمان و تشخیص دقیق اولویت‌ها استوار است، زمینه‌ای فراهم آورده تا جامعه در موقعیت‌های بحرانی از سردرگمی و انفعال مصون بماند. یکی از اصلی‌ترین عوامل تغییر رویکرد و تاکتیک‌ها در قبال ایران و توسل دشمنان به ابزارهای غیرنظامی، ارتقای چشمگیر توان دفاعی و نظامی کشور در سال‌های اخیر است. دستیابی ایران به قابلیت‌های موشکی، هسته‌ای و سامانه‌های دفاعی، همراه با افزایش ظرفیت رزمی و نقش‌آفرینی راهبردی در سطح منطقه، هزینه و ریسک هرگونه رویارویی نظامی مستقیم را به‌طور محسوسی افزایش داده است.
بر اساس تجربه‌ها، خصومت و تقابل با ایران تداوم یافته، اما شیوه‌های اعمال آن دستخوش تغییر شده است. به جای الگوی سنتی جنگ مستقیم، الگوی جنگ ترکیبی در دستور کار قرار گرفته است؛ الگویی که در آن از مجموعه‌ای از ابزارها مانند تحریم‌های اقتصادی، فشارهای روانی، عملیات رسانه‌ای هدفمند و محدودسازی تعاملات و روابط بین‌المللی استفاده می‌شود تا بدون ورود به درگیری نظامی گسترده، اهداف سیاسی و راهبردی دنبال شود. این جابه‌جایی در تاکتیک‌ها بیانگر آن است که دولت‌های مهاجم با درک سطح قدرت دفاعی، ظرفیت بازدارندگی و میزان مقاومت داخلی ایران، شیوه‌های اعمال فشار خود را بازطراحی و متناسب با شرایط جدید تنظیم کرده است. اکنون ایران تاکنون توانسته است با برنامه‌ریزی هدفمند و تقویت 
سازو کارهای مقاوم‌سازی اقتصادی و اجتماعی، بخش قابل‌توجهی از آثار این فشارها را مهار کند. در عین حال، تحولات اخیر «عصر نه جنگ، نه صلح» نشان می‌دهد اتکای صرف به اقدامات واکنشی و مقطعی کافی نیست و بایستی رویکردی جامع، منسجم و بلندمدت برای مواجهه با جنگ ترکیبی طراحی و اجرا شود. زیرا برآیند تجربه ایران نشان می‌دهد جابه‌جایی از تهدید مستقیم نظامی به بهره‌گیری از ابزارهای اقتصادی و روانی، نشانه کاهش سطح خصومت نیست، بلکه بیانگر تغییر شکل و بازآرایی ابزارهای تقابل در قالب جنگ ترکیبی است. مواجهه موثر با این وضعیت، مستلزم درک دقیق از ماهیت هم‌افزای این فشارها، بهره‌گیری هوشمندانه از منابع و ظرفیت‌های داخلی و تنظیم نوعی تعامل راهبردی و فعال با محیط بین‌الملل است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.