حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی رهبر چند سال پیش کتابی با نام «سحر سحر» را نوشته که در آن با قلمی روان و ادبی، دعای ابوحمزه ثمالی را تفسیر کرده است. این کتاب را نشر مهرستان منتشر کرده است.

دعایی که شیوه راز و نیاز با خداوند را آموزش می‌دهد

آگاه: علی رهبر در کتاب سحر سحر، «دعای ابوحمزه ثمالی» را ترجمه کرده و شرحی ۴۵ قسمتی بر آن نوشته است. وی از سال ۱۳۵۳ به کار ترجمه روان و جذاب متون دینی پرداخته و به ترجمه حساسیت زیادی دارد. او تمام این دعای شریف را ترجمه و به حضرت سجاد(ع) پیشکش کرده است.
«دعای ابوحمزه ثمالی» نیایشی از امام زین‌العابدین (ع) و شامل صفات خداوند، اسم اعظم و دربردارنده مفاهیمی مانند دشواری‌های قبر، سنگینی بار گناه، قیامت، لزوم اطاعت از پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت او است. راه‌های زاری و توبه به درگاه خدا و راه و رسم پرهیزگاری نیز در این دعا تشریح شده است. «ثابت بن دینار ثُمالی»، مشهور به «ابوحمزه ثمالی»، راوی و محدث قرن دوم هجری و از یاران امام سجاد (ع)، این دعا را از ایشان نقل کرده؛ به همین دلیل به «دعای ابوحمزه ثمالی» معروف شده است. این نیایش بیشتر در سحرهای ماه مبارک رمضان خوانده می‌شود. تاکنون شرح‌های زیادی بر این دعا نوشته شده که شرح «شیخ محمدابراهیم سبزواری»، شرح «مولی محمدتقی بن حسین‌علی هروی اصفهانی» و شرح «آیت‌الله جوادی آملی» از این دسته‌اند. در ادامه بخش‌هایی از این اثر را به بهانه ماه مبارک رمضان می‌خوانید.
«در سکوت پیش از اذان صبح، آن‌گاه که شهر هنوز در نیمه‌روشنای خواب و بیداری معلق است، صدایی آهسته در بسیاری از مساجد، حسینیه‌ها و حرم‌ها طنین می‌اندازد؛ صدایی که با جمله‌ای آغاز می‌شود که قرن‌هاست در حافظه آیینی شیعه جاری است: «إِلَهِی لاتُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِک» این عبارت، سرآغاز «دعای ابوحمزه ثمالی» است؛ نیایشی منسوب به امام سجاد که در سحرهای ماه رمضان قرائت می‌شود و در طول تاریخ، هم به‌عنوان متنی عرفانی و اخلاقی شناخته شده و هم در حوزه‌های کلامی و فقهی مورد استناد قرار گرفته است.
دعای ابوحمزه، تنها یک متن نیایشی نیست؛ بلکه روایتی منسجم از نسبت انسان با خداوند، از اضطراب گناه تا امید رهایی و از هراس قیامت تا آرزوی رضایت در زندگی روزمره است. این دعا که از سوی «ابوحمزه ثمالی» نقل شده، به همین نام شهرت یافته؛ هرچند در گزارش‌های پیش از قرن دوازدهم قمری، از آن با عنوان «دعای سحر» یاد می‌شد. تغییر نام در گذر زمان، خود نشانه‌ای از تثبیت جایگاه راوی در حافظه مذهبی جامعه شیعه است.
راوی این دعا، «ثابت بن دینار ثمالی» مشهور به ابوحمزه، از محدثان قرن دوم هجری و از یاران سه امام شیعه، یعنی امام سجاد، امام باقر و امام صادق معرفی شده است. نقل این دعا از امام سجاد توسط او، موجب شد که این نیایش به نام وی شناخته شود.»

دعایی که شیوه راز و نیاز با خداوند را آموزش می‌دهد

ساختار یک نیایش بلند
دعای ابوحمزه از جمله طولانی‌ترین دعاهای مأثور در فرهنگ شیعه به شمار می‌رود. این دعا با جمله‌ای آغاز می‌شود که مضمون آن درخواست پرهیز از مجازات الهی است: «خدایا، مرا به کیفرت ادب مکن.» و با جمله‌ای پایان می‌یابد که بر رضایت از قسمت الهی تاکید دارد: «و مرا از زندگی به آنچه که نصیبم فرمودی خشنود بدار، ای مهربان‌ترین مهربانان.»
در فاصله میان این دو جمله، طیفی گسترده از مفاهیم اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی مطرح می‌شود. از توصیف صفات الهی و اشاره به «اسم اعظم» گرفته تا یادآوری دشواری‌های قبر و قیامت، سنگینی بار گناهان و ضرورت اطاعت از پیامبر اسلام (ص) و خاندان او. در این دعا، هم خداشناسی و معادشناسی برجسته است و هم تاکید بر نبوت و امامت.
برخی مفسران معتقدند این دعا از مراحلی تشکیل شده که هر یک، بعدی از سلوک معنوی انسان را ترسیم می‌کند؛ از اعتراف به خطا و درخواست آمرزش، تا امید به رحمت و طلب توفیق در مسیر پرهیزگاری. در این میان، زبان دعا آمیخته‌ای از فصاحت ادبی و عمق معنایی است که آن را به متنی الهام‌بخش برای عالمان دینی و حتی روشنفکران مذهبی بدل کرده است.

نیایش به مثابه آموزش
یکی از ویژگی‌های شاخص دعای ابوحمزه، آموزش شیوه راز و نیاز با خداوند است. در این متن، انسان نه‌تنها از گناهان خود سخن می‌گوید، بلکه راه بازگشت را نیز می‌آموزد. توبه، انابه، تضرع و پرهیزگاری، مفاهیمی هستند که در لابه‌لای جملات دعا تکرار می‌شوند.
در کنار درخواست‌های معنوی، دعا به نیازهای مادی نیز توجه دارد: وسعت روزی، توفیق حج، محفوظ ماندن از شر شیطان و زمامداران، رهایی از صفات ناپسند، تنبلی، سرخوردگی و اندوه. این گستره موضوعی، نشان می‌دهد که نیایش در این سنت، تنها به آخرت محدود نیست؛ بلکه زندگی روزمره را نیز دربر می‌گیرد. از همین منظر، برخی پژوهشگران بر این باورند که دعای ابوحمزه، الگویی از رفتار زاهدانه را ارائه می‌دهد که می‌تواند در حوزه‌های مختلف، از اخلاق فردی تا کنش اجتماعی، الهام‌بخش باشد. در این دعا، حتی نشانه‌هایی از نگاه سیاسی نیز دیده می‌شود؛ همان‌گونه که در برخی دعاهای «صحیفه سجادیه»، شیوه مواجهه با دشمن و چگونگی مبارزه نیز آموزش داده شده است.

سحرهای رمضان، بستر اجتماعی دعا
دعای ابوحمزه بیش از هر زمان دیگری در سحرهای ماه رمضان قرائت می‌شود. در بسیاری از مساجد و اماکن مقدس، قرائت این دعا به سنتی ثابت تبدیل شده است. فضای سحر، با سکوت و آمادگی روحی خاص خود، زمینه‌ای مناسب برای تأمل در مضامین این دعا فراهم می‌کند.
روزه‌داری، که خود یکی از محورهای ماه رمضان است، در این بستر معنایی تازه می‌یابد. روزه، افزون بر جنبه عبادی، به تقویت اراده، یادآوری حال گرسنگان، سحرخیزی و زنده نگه داشتن یاد قیامت کمک می‌کند. در چنین فضایی، مضامین دعای ابوحمزه درباره قیامت، حسابرسی و سنگینی گناه، ملموس‌تر می‌شود. بر اساس نقل‌ها، امام سجاد در شب‌های ماه رمضان بیشتر به نماز می‌پرداختند و در سحرگاهان، شخصا این دعا را می‌خواندند و به ابوحمزه می‌آموختند. این روایت، پیوند میان متن دعا و زیست عملی امام را برجسته می‌کند. دعای ابوحمزه تنها در حوزه معنویت فردی باقی نمانده است. گفته شده در مباحث کلامی، استشهادهای فقهی و اصولی نیز به این دعا استناد شده است. همچنین، به‌عنوان متنی عرفانی، در تبیین رابطه عاشقانه انسان و خداوند مورد توجه قرار گرفته است.

زبان اشک و امید
بخش‌هایی از دعای ابوحمزه، سرشار از اعتراف و شرمندگی است؛ جایی که انسان خود را «بنده‌ای شرمنده» می‌خواند و از سنگینی گناه سخن می‌گوید. اما در کنار این لحن، امید نیز حضوری پررنگ دارد: «از کجا برای من نیکی است، جز از سوی تو؟ و از کجا برای من نجات، مگر به یاری تو؟»
این دوگانه هراس و امید، ساختار عاطفی دعا را شکل می‌دهد. انسان در برابر عظمت خداوند، خود را ناتوان می‌بیند؛ اما در همان حال، به رحمت او امید دارد. پایان دعا که با درخواست رضایت از قسمت الهی همراه است، نشان می‌دهد که مقصد این مسیر، آرامش درونی و پذیرش حکمت الهی است.

دعایی برای امروز
در جهان معاصر، که انسان با اضطراب‌های متنوع فردی و اجتماعی مواجه است، بازخوانی دعای ابوحمزه می‌تواند به‌عنوان تمرینی برای بازاندیشی در نسبت با خود و خدا تلقی شود. مفاهیمی چون مسئولیت‌پذیری در برابر خطا، امید به اصلاح و طلب یاری برای رهایی از ضعف‌ها، همچنان موضوعیت دارند.
دعای ابوحمزه، در عین تعلق به سنتی کهن، متنی زنده باقی‌مانده است؛ متنی که هر سال در سحرهای رمضان تکرار می‌شود و هر بار، مخاطبان تازه‌ای می‌یابد. از نخستین جمله تا واپسین عبارت، این دعا روایتی است از انسانی که در تاریکی سحر، با صدایی لرزان اما امیدوار، راهی برای رهایی می‌جوید. در نهایت، شاید بتوان گفت راز ماندگاری دعای ابوحمزه در همین پیوند میان اشک و امید نهفته است؛ پیوندی که سحرهای رمضان را به صحنه‌ای از گفت‌وگوی صمیمی انسان با پروردگارش بدل کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.