۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۷
کد خبر: ۲۰٬۸۶۸

جنگ روانی در آینه تاریخ معاصر

از خاکستر تا توفان

وحید رجب‌خانی ـ آگاه مسائل سیاسی

جنگ، دیگر صرفا عرصه تاخت و تاز توپ و تانک نیست؛ عرصه‌ای است که در آن «حقیقت» خود به یک هدف استراتژیک تبدیل شده است. نبردهای اخیر در منطقه، به ویژه رویارویی‌های سایبری و اطلاعاتی میان ایران و رژیم صهیونیستی، بیش از هر چیز، پرده از اهمیت محوری «جنگ شناختی» یا «عملیات روانی» برمی‌دارد.

از خاکستر تا توفان

آگاه: شهادت حضرت امام سیدعلی خامنه‌ای، رهبر فقید و معمار مقاومت، گرچه یک ضربه عاطفی و استراتژیک عظیم برای جبهه مقاومت است، اما همزمان، صحنه‌ای برای نمایش اوج تلاش‌های دشمن در حوزه تخریب روانی و به هم ریختن نظم ادراکی جامعه ایران شد. در این شرایط، درک ساز و کار تخریب و عملیات روانی، کلید حفظ انسجام درونی است.
به عبارت دقیق‌تر، جنگ‌های مدرن ماهیت خود را از درگیری فیزیکی به نبرد ادراکی و روایتی تغییر داده‌اند، جایی که تخریب اصلی روی بنیان‌های فکری و توانایی تفکیک واقعیت مخاطب متمرکز است. هدف نهایی، کنترل کامل برداشت عمومی از وقایع به واسطه دستکاری سیستماتیک ادراک است.

جنگ ،به مثابه تخریب زیرساخت‌های ذهنی
تخریب فیزیکی در جنگ کلاسیک، تنها بخشی از معادله است. هدف نهایی هر جنگ مدرن، تخریب «اراده» و «باور» طرف مقابل است. عملیات روانی دقیقا در همین نقطه نفوذ می‌کند؛ آنها به دنبال فروپاشی اعتماد عمومی به ساختارها، رهبری و روایت ملی هستند. پس از شهادت رهبری، انتظار می‌رفت که حجم عظیمی از اطلاعات نا درست، شایعات و روایت‌های تفرقه افکنانه از سوی پروپاگاندای دشمن به فضای مجازی سرازیر شود. این عملیات با هدف ایجاد دوگانگی کاذب میان «مردم» و «حاکمیت»، القای حس بی‌ثباتی و ناامیدی پس از فقدان یک مرجعیت کاریزماتیک و در نهایت، فلج کردن تصمیم‌گیری‌های کلان کشور طراحی شده بود. این تخریب، نه با موشک، بلکه با تضعیف روحیه و شکافتن انسجام اجتماعی صورت می‌گیرد.

تاکتیک‌های عملیات روانی در بحران‌های اخیر
عملیات روانی دشمن مبتنی بر چند اصل کلیدی استوار است: بزرگنمایی ضعف‌ها، کم رنگ کردن پیروزی‌ها و تزریق «ناامیدی سامان یافته.» در مورد حوادث اخیر و شهادت رهبری، این تاکتیک‌ها شامل موارد زیر است:
۱. ایجاد ابهام و سردرگمی: انتشار سریع اطلاعات متناقض پیرامون ابعاد شهادت و انتقال قدرت برای فلج کردن واکنش‌های متناسب. این کار با استفاده از قانون انتشار شایعه انجام می‌شود.
 ۲. هدف قرار دادن هویت ملی: استفاده از حوادث برای نشاندن بذر تفرقه قومی، مذهبی و سیاسی در داخل، با این ادعا که شهادت، فرصتی برای تغییرات اجباری است.
 ۳. استفاده از «فکت‌های جایگزین»: ساختن روایاتی که در ظاهر منطقی به نظر می‌رسند اما هدفشان زیر سوال بردن اصل مشروعیت نظام و مسیر مقاومت است. آنها تلاش می‌کنند هر گونه اقدام دفاعی یا انتقامی را «واکنشی غیرعاقلانه» یا «اقدامی برای انحراف افکار عمومی» جلوه دهند.
این تاکتیک‌ها به طور خاص، بر شکاف‌های موجود در جامعه تمرکز می‌کنند و با تکرار هدفمند، سعی در تبدیل شدن به «باور غالب» دارند.

دفاع شناختی؛ سپر در برابر تخریب
در برابر این جنگ پیچیده، همراه با پاسخ نظامی؛ دفاع شناختی ضروری است. این دفاع مبتنی بر تقویت توانایی جامعه برای تشخیص روایت‌های نادرست و حفظ چارچوب‌های فکری صحیح است. محور اصلی دفاع، پایبندی به «روایت صادق» و متکی بر واقعیت‌های میدانی و تاریخی است. در مورد جایگاه شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، روایت اصلی باید بر «استمرار مسیر مقاومت» و «پایان ناپذیری آرمان‌ها» تاکید کند. عملیات روانی دشمن می‌خواهد فقدان رهبر را مساوی با فروپاشی ببیند، اما پاسخ باید تبدیل این فقدان به یک «ائتلاف ارادی» برای ادامه دهی قوی‌تر به مسیر باشد. این امر مستلزم مقاومت در برابر میدان نیرویی است که دشمن می‌کوشد ایجاد کند. رسانه‌ها و فعالین داخلی باید با سرعت و دقت، روایت‌های مستند را جایگزین شایعات کنند و بر اهمیت وحدت ملی در برابر دشمن خارجی متمرکز شوند. جنگ ادراکی یک جنگ فرسایشی است؛ پایداری در باور، قوی‌ترین سلاح ما در برابر تخریب روانی دشمنان است. استراتژی دفاع باید چند لایه و مبتنی بر افزایش «مصونیت شناختی» باشد.

بهره سخن
جنگ‌های اخیر نشان دادند که میدان نبرد از خاک تا فضای مجازی گسترش یافته است. پیروزی نهایی نه با تصرف یک منطقه، بلکه با حفظ سلامت ادراکی و انسجام روانی جامعه حاصل می‌شود. در سایه سوگ از دست دادن رهبر، هوشیاری در برابر عملیات روانی دشمن، تضمین کننده عبور سالم از این مرحله حساس است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.