آگاه: این محفل، تنها یک ضیافت افطار یا نشست تشریفاتی نبود، بلکه آزمایشگاهی برای نقد فنی، مجالی برای بازخوانی آرمانها و میعادگاهی برای تجدید بیعت هنر با تعهد ملی به وطن به شمار میرفت. در اسفند سال ۱۴۰۴، در حالی که ایران اسلامی در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود و در میانه نبردی ارادهمحور با جبهه استکبار قرار داشت، این محفل رنگ و بویی دگرگون به خود گرفت. «محفل شعر امین» که با الهام از تخلص ادبی رهبر فقید انقلاب نامگذاری شده است، امسال در غیاب میزبان و در سوگ امین شعر انقلاب برگزار شد تا پیامی زینبگون از پایداری و حماسه را به گوش جهانیان برساند.
ریشههای علقه رهبر شهید انقلاب به شعر و ادب، نه به دوران مسئولیتهای سیاسی که به سالهای نوجوانی و حضور در کانونهای ادبی مشهد باز میگردد. ایشان از جمله چهرههایی بودند که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حضوری فعال و تخصصی در محافل ادبی طراز اول داشتند. بررسی تاریخچه این دیدارها نشان میدهد که ذوق ادبی ایشان در بستر انجمنهایی چون «انجمن ادبی فردوسی» که در سال ۱۳۲۵ توسط سرگرد عبدالعلی نگارنده پایهگذاری شده بود، صیقل یافته است.
از انجمنهای مشهد تا حسینیه امام خمینی (ره)
آیتالله خامنهای در توصیف آن سالها، از انجمن ادبی فردوسی و شخصیتهایی چون نگارنده به نیکی یاد کرده و بر ظرافتهای نقد ادبی در آن دوران تاکید داشتند. ایشان حتی در دوران تحصیل در حوزه علمیه قم، چنان به این جلسات دلبستگی داشتند که برنامههای سفر خود به مشهد را به گونهای تنظیم میکردند که در جلسات هفتگی این انجمنها حضور یابند. علاوه بر انجمن فردوسی، حضور در منزل مرحوم «فرخ» در مشهد و مصاحبت با اساتید بزرگی نظیر دکتر علیاکبر فیاض، غلامحسین یوسفی و دکتر رجاییخراسانی، نگاهی نقادانه و فنی به ایشان بخشید که بعدها در دوران رهبری، مایه شگفتی اساتید ادبیات شد.
استمرار محافل در دوران مسئولیتهای کلان
با پیروزی انقلاب اسلامی، اگرچه مشغلههای حکومتی افزایش یافت اما ایشان در دوران ریاستجمهوری نیز گعدههای خود با شاعران را ترک نکردند. نقطه عطف این سنت، آغاز دوران رهبری در سال ۱۳۶۸ بود. در آن زمان، بسیاری تصور میکردند جایگاه جدید ایشان مانع برگزاری چنین محافل صمیمانهای خواهد شد. اما به نقل از خاطرات شاعران، ایشان با صراحت بر تداوم این جلسات تاکید کرده و نقل است که در پاسخ به آقای گلپایگانی که گفتند: «آقا ما فکر کردیم دیگر شما تمایلی به برگزاری این جلسات نداشته باشید.» فرمودند: «آقای گلپایگانی! حتما این جلسه را بگذارید.»
میزبان در مقام منتقد
آنچه دیدارهای نیمه رمضان را از یک مراسم عمومی متمایز میکرد، حضور رهبر انقلاب در جایگاه یک منتقد درجه اول و کارشناس خبره بود. ایشان نه تنها به عنوان یک مقام سیاسی، بلکه به عنوان شاعری که با سبکهای مختلف از جمله سبک هندی، عراقی و خراسانی آشنایی کامل داشت، در جلسات ظاهر میشدند. بسیاری از شاعران پیشکسوت، از حافظه حیرتانگیز ایشان در یادآوری تکبیتهای صائب، کلیم کاشانی، بیدل دهلوی و طالب آملی یاد کردهاند. ایشان بر این باور بودند که حکمت باید ستون اصلی شعر باشد و همانگونه که در آثار سعدی و حافظ تجلی یافته، شاعر امروز نیز باید به مفاهیم توحیدی و اجتماعی عمق ببخشد. این دانش تخصصی باعث میشد که شاعران برای حضور در این محفل، با وسواس و دقت فراوان به انتخاب واژگان بپردازند؛ چرا که میدانستند با منتقدی مواجهاند که حتی به جابهجایی یک کلمه در بیت نیز واکنش نشان میدهد.
تعامل با جریانهای مختلف ادبی
رهبر انقلاب در این دیدارها مرزبندیهای تنگنظرانه سیاسی را در حوزه ادب به رسمیت نمیشناختند. خاطره دیدار ایشان با هوشنگ ابتهاج (سایه) نشاندهنده سعه صدر و نگاه تمدنی ایشان است. ایشان در آن دیدار با تواضع و در عین حال قاطعیت بر ضرورت پیوند هنر با ایمان تاکید کردند و در گوش سایه به بیان خود او زمزمه کردند: «دین باید داشت! دین باید داشت! دین باید داشت!». همچنین توجه ایشان به شاعران فارسی زبان از کشورهای افغانستان، پاکستان، هند و تاجیکستان، این محفل را به نمادی از ایران فرهنگی و زبان فارسی به عنوان عامل وحدتبخش در جهان اسلام بدل کرده بود.
محفل دیدار به یاد میزبان شهید
غروب چهارشنبه، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با شب پانزدهم رمضان و در آستانه میلاد کریم اهل بیت (ع)، فضای مسجد شهید آیتالله خامنهای در حوزه هنری تهران، لبریز از بغضی حماسی بود. امسال، شاعران ایرانزمین در حالی گرد هم آمدند که میزبان همیشگیشان، «امین شعر انقلاب»، به کاروان شهیدان پیوسته بود. این مراسم که تحت عنوان «محفل شعر امین» و به یاد سنت دیرینه دیدارهای رمضانی برگزار شد، نه تنها در تهران، بلکه به طور همزمان در ۳۱ استان کشور طنینانداز شد.
در بدو ورود به صحن مسجد، آنچه بیش از همه به چشم میآمد، صندلی خالی میزبان بود که با شال سبز، یک جلد قرآن کریم و تصویری از رهبر شهید در آغوش امیرالمومنین (ع) مزین شده بود. فضای طراحی شده در محیط، حال و هوای همه شعرا را منقلب کرده بود. برخلاف سالهای گذشته که لبخندهای رضایتبخش آقا، خستگی را از تن شاعران بهدر میکرد، امسال اشک، فصل مشترک تمامی حاضران بود. با این حال، این سوگواری به معنای انفعال نبود؛ بلکه به تعبیر شاعران حاضر، وقت حماسه فرا رسیده بود. مراسم با اقامه نماز مغرب و عشا به امامت حجتالاسلام والمسلمین قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی آغاز شد. پس از افطاری ساده که یادآور سفرههای بیپیرایه بیت رهبری بود، شاعران حلقه انس خود را تشکیل دادند. محمدمهدی دادمان، رئیس حوزه هنری و جمع کثیری از هنرمندان و فرهیختگان در این گعده حضور داشتند.
شاعران حاضر و نجوای فراق
در این محفل، طیف گستردهای از شاعران نسلهای مختلف انقلاب حضور داشتند. حضور چهرههایی چون یوسفعلی میرشکاک، قادر طهماسبی (فرید)، ناصر فیض، محمدرضا ترکی، علیمحمد مودب و میلاد عرفانپور، غنای خاصی به مراسم بخشیده بود. بانوان شاعر نیز همچون فاطمه نانیزاد، رباب کلامیفرد و الهام صفالو با سرودههای خود، پیام ایستادگی بانوان ایرانی را ابراز کردند.
در محفل امسال، دو کلیدواژه خونخواهی و انتقام، بنمایه اصلی اکثر سرودهها بود. شاعران با اشاره به جنایات بزدلانه آمریکا و رژیم صهیونیستی و شهادت مظلومانه رهبر انقلاب و دانشآموزان بیگناه میناب، اشعاری توفانی قرائت کردند.
بخش اصلی محفل با حضور یوسفعلی میرشکاک آغاز شد. او که از یاران دیرین و چهرههای درخشان ادبیات انقلاب است، با چشمانی اشکبار و لحنی که از عمق جان برمیآمد، نوسروده خود را که آمیزهای از رثا و حماسه بود، قرائت کرد.
میرشکاک اینگونه سرود:
«ای باغ! چه شد مدفن خونینکفنانت؟ / کو خاک شهیدان کفنپیرهنانت؟
تا سرب که پاشیده و تا لاله که چیده است؟ / خون که شتک زد ز پدرها و پسرها
بر صبح یتیمان و شب بیوهزنانت؟ / رودابه من! رودگری کن که فتادند
در چاه شغادان زمان، تهمتنانت... / ای باغ اهوراییام افسوس که کردند
بیفره و بیفر و شکوه، اهرمنانت...»
ناصر فیض و بغضی که راه سخن را بست
ناصر فیض، که همواره با اشعار طنز خود در حضور رهبری شناخته میشد، امسال نوسرودهای پرسوز قرائت کرد که در آن آمده بود:
«اندوه تو با هزار ترفند آمد / خشکاند به لب هر آنچه لبخند آمد/ در وصف شهید گفتهام شعر، زیاد / در سوگ شما زبان من بند آمد»
افشین علا با قرائت شعری که به رهبر شهید و همسر ایشان تقدیم شده بود، فضایی عرفانی به محفل بخشید:
«میخواهم از خدا به تو ملحق کند مرا / در کسب این مقام، موفق کند مرا / جان مرا بگیرد و ای نفس مطمئن! / در خویش، چون تو فانی مطلق کند مرا»
محمد رسولی با لحنی جانسوز فریاد زد که «همه یتیم شدیم و فرزند شهید هستیم»، اما تاکید کرد که برای شادی دل آقا، هیچ ضعفی در برابر دشمن نشان نخواهیم داد. او در شعر خود از انتقام سختی خواند که در انتظار متجاوزان صهیونیستی-آمریکایی است.
سعید حدادیان با یادآوری روضههای هفتگی و عطر وصال، اشعاری حماسی قرائت کرد. حاج علی انسانی نیز، رهبر شهید را اعجوبه زمان خواند و بر کرامات ایشان تاکید کرد.
تجلی وحدت در محافل استانی
همزمان با تهران، در سایر نقاط کشور نیز «محفل شعر امین» با شکوهی مثالزدنی برگزار شد.
مشهد مقدس: در حسینیه حضرت آیتالله سیدجواد خامنهای (منزل پدری رهبر شهید)، شاعران خراسانی گرد هم آمدند تا در زادگاه آن بزرگوار، رثا را به حماسه بدل کنند. آنها با خون حسینی بنیانگذار این محفل تجدید بیعت کرده و بر استمرار راه مقاومت تاکید کردند.
استان البرز: در کرج، شاعران آیینی با قرائت سرودههای خود در وصف مقام والای رهبر شهید و شهدای مقاومت، فضایی پر از معنویت و ظلمستیزی خلق کردند.
اراک: محفل شعر امین در این شهر به یاد «امام شهید امت» برگزار شد و شاعران بر این نکته پای فشردند که کوله پشتی خونین دانشآموزان، پرچم فردای ایران خواهد بود.
شعر به مثابه سنگر پایداری
محفل شعر امین نشان داد که سنت دیدار با شاعران، اکنون به یک نهاد فرهنگی ریشهدار تبدیل شده است که حتی در غیاب میزبان نیز میتواند ستونهای وحدت ملی را مستحکم نگه دارد. اگر در دهههای گذشته، این محفل مجالی برای نقد و بررسی فرمی و محتوایی شعر بود، امسال به میعادگاهی برای تجدید پیمان با رهبر شهید و تقویت اراده ملی بدل شده است.
تاکید شاعران بر انتقام سخت، نشاندهنده این واقعیت است که ادبیات انقلاب اسلامی به مرحلهای از بلوغ رسیده که میتواند بحرانهای بزرگ را به فرصتهایی برای انسجام اجتماعی تبدیل کند. حضور چهرههای هنری از حوزههای مختلف در این محفل، پیامی روشن به دشمنان داشت؛ ایران فرو نمیریزد و خیابانهای آن، نه میدان تاخت و تاز جانیان و تروریستهای آمریکایی-اسرائیلی، که صحنه همبستگی ملتی است که ارادهاش را از مکتب امین شعر انقلاب وام گرفته است.
در نهایت، محفل شعر امین ثابت کرد که چراغ نامیرای این سنت ادبی هرگز خاموش نخواهد شد. همانگونه که در بیانات گذشته رهبر شهید آمده بود، شعر گوهری است که مسئولیت انسانسازی و پرورش ملکات اخلاقی را بر عهده دارد و امروز این گوهر، در خدمت دفاع از کیان ایران و خونخواهی از عزیزترین فرزندان این مرز و بوم قرار گرفته است. شاعران ایران، با بیت بیت سرودههایشان، عهدی محکم با «ایران فاطمه» بستهاند که تا نابودی کامل دشمن، از پای ننشینند.
نظر شما