رابرت دنیرو: ترامپ تهدیدی برای آزادی و امنیت است
رابرت دنیرو در کنار لتیشیا جیمز، دادستان کل نیویورک و کشیش ال شارپتون، از پیشتازان راهپیمایی و یکی از سخنرانان اصلی تجمع میلیونی آمریکاییها بود. دنیرو در سخنان خود دونالد ترامپ را «تهدیدی وجودی برای آزادیها و امنیت ما» دانست و گفت: باید همین حالا جلوی او را گرفت. او این تجمعات را «فریادی بزرگ برای همبستگی و موفقیتی عظیم» نامید و با انتقاد تند از ترامپ اعلام کرد: وقت آن رسیده که به پادشاه نه بگوییم. وقت آن رسیده که به دونالد ترامپ نه بگوییم. نه به شاه ترامپ، نه به جنگهای بیموردی که منابع ما را غارت میکنند، مردان و زنان دلیر نیروهای مسلح ما را قربانی میکنند و بیگناهان را به خاک و خون میکشند.دنیرو در پیام ویدئویی ضبطشدهای که در دیگر تجمعات پخش شد، جنبش را ستود و به ادامه راه تشویق کرد: به خود ببالید، اما دست از کار نکشید. در آینده با چالشهای بزرگتری روبهرو خواهیم شد. وی همچنین با بیان اینکه مردم آمریکا به اندازه کافی اقدامات ترامپ را تحمل کردهاند، گفت: هیچ رهبر فاسدی نباید خودش و دوستان طبقه اپستین را ثروتمند کند. ترامپ نمیتواند بدون همکاری با کنگره به هر اقدامی که بخواهد دست بزند.
جین فوندا، برنده جایزه اسکار: بیدار شویم و جلوی انحطاط را بگیریم
در واشنگتن دی.سی، تمرکز اعتراضات بر دفاع از آزادی بیان و متمم اول قانون اساسی بود، درست در مقابل مرکز کندی که اخیراً تحت رهبری ترامپ دستخوش تغییرات گسترده، تعدیل نیرو و لغو برنامههای هنری بسیاری شده است. در این مراسم که «هنرمندان متحد برای آزادیهای ما» نام داشت توسط کمیته متمم اول قانون اساسی جین فوندا میزبانی میشد.
انتخاب مرکز کندی به عنوان مکانی نمادین برای این تجمع، هدفدار بود: رئیسجمهور آمریکا کنترل این مجموعه ملی هنرهای نمایشی را به دست گرفته، برنامههای به اصطلاح «هوشیار» (وابسته به جریان چپگرا) را هدف قرار داده، نام خود را به نمای سنگی آن اضافه کرده و اعلام کرده است که این مرکز برای دو سال بازسازی تعطیل خواهد شد. دهها اخراج نیز این هفته آغاز شده است. فوندا در این سخنرانی گفت: امروزه کتابها ممنوع میشوند، لوحها و بناهای تاریخی که روایتهای این دولت را نشان میدهند و میخواهد آنها را فراموش کند، در حال حذف شدن هستند. موزهها، بنیاد ملی هنرهای آمریکا، شوراهای هنری ایالتی، رسانههای همگانی ـ همه در حال از دست دادن بودجه هستند. وی افزود: این دژ محبوب هنر به نمادی از آنچه در حال رخ دادن است تبدیل شده است. پس از آنکه هنرمندان از تسلیم شدن در برابر خواستههای ایدئولوژیک و پاکسازی نژادپرستانه تاریخ سر باز زدند، این مرکز عملاً ساکت شده است. ترامپ به عنوان یک پوشش، این مرکز را حداقل برای دو سال تعطیل میکند، ظاهراً برای تعمیرات و حتی پیشنهاد داده است که ممکن است لازم باشد آن را تخریب کنیم. او چه خواهد کرد؟ یک سالن رقص دیگر بسازد تا بتواند در آن برقصد و مانند نرون (شهریار روم باستان) در حالی که کشورش میسوزد، با ساز (بر فراز خرابههایش) بنوازد؟این بازیگر باسابقه بیان کرد: ممکن است مردم عادی فکر کنند که همه اینها روی آنها تأثیری ندارد، اما تأثیر دارد. اگر مقابله نکنیم، خبرهایی که دریافت میکنیم به طور فزایندهای جعلی خواهند بود. به ما اجازه داده نخواهد شد که بدانیم واقعاً چه اتفاقی میافتد. برنامههای درسی فرزندانمان عملاً سانسور خواهند شد. هزینه بلیت رویدادهای فرهنگی افزایش مییابد در حالی که کیفیت آن کاهش مییابد. کتابها و فیلمها سطحیتر خواهند شد و از ظرافت و پیچیدگی تهی خواهند گشت. فوندا با اشاره به اینکه در دهه ۱۹۷۰ در اتحاد جماهیر شوروی حضور داشته و شاهد تخریب یک نمایشگاه از هنر به اصطلاح «انحطاطآمیز» بوده گفت: اگر بیدار نشویم و جلوی آنچه در حال رخ دادن است را نگیریم، این جهتی است که به سمت آن میرویم.
جون بائز، خواننده: تسلیم یک قلدر نمیشویم
جون بائز که در سال ۲۰۲۱ نشان افتخار مرکز کندی را دریافت کرده بود در این مراسم، فاش کرد که قصد داشته جایزه معتبر مرکز کندی را که دریافت کرده بود، بازگرداند، اما در نهایت از این کار منصرف شد. او گفت: این کار به معنای پذیرش شکست بود. این کار به این معنی بود که ما به یک قلدر و یک ظالم که تمام تلاش خود را میکند تا ما را از آزادیهایمان، از شادیمان محروم کند، تسلیم شدهایم. من به آن جایزه روبان رنگینکمانی باشکوه میچسبم و تا جایی که بتوانم در کنار همه شما به مبارزه ادامه میدهم تا حق خود را برای صحبت آزادانه، برای روایت تاریخمان، برای گزارش حقیقت و برای خواندن آزادیمان بازپس بگیریم.
سم واترسون، بازیگر: در مرکز یک پروژه استبدادی قرار گرفتیم
واترسون به حاضران گفت: آنچه در اینجا در مرکز کندی اتفاق میافتد، یک حاشیهنمایش جنگ فرهنگی نیست. همانطور که در کتاب راهنمای ضداستبدادی آمده است، پیش از اردوگاهها، پیش از پاکسازیها، پیش از راهپیماییها، یک تئاتر خاموش میشود، گالری بسته میشود، کمدین ساکت میشود، موسیقیدان ممنوع میگردد. این تصادفی نیست. حمله به بیان هنری در آمریکا در مرکز پروژه استبدادی قرار دارد.
آن پتچت (رماننویس)، جوی رید و جیم آکوستا (مجریان باسابقه آمریکا)، بس کالب (نویسنده کمدی)، کریستی لی (خواننده کانتری-فولکلور)، مگی راجرز (خواننده)، بیلی پورتر و گریفین دان (بازیگر) از دیگر چهرههای فرهنگی و هنری بودند که در تظاهرات ضد ترامپ حضور داشتند.
علاوه بر آن بسیاری از چهرههای فرهنگی و هنری نیز در رسانههای اجتماعی، مخالفت خود را با ترامپ و سیاستهای دولت آمریکا ابراز کردند.
از جمله مورگان فریمن بازیگر مشهور هالیوود و برنده جایزه اسکار، در پیامی در رسانههای اجتماعی کاخ سفید را یک سازمان تروریستی دانست.
مورگان فریمن در حساب کاربری خود در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: کاخ سفید یک سازمان تروریستی است.
در سال ۱۳۹۸ و پس از به شهادت رساندن سردار قاسم سلیمانی به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این بازیگر و کارگردان معروف آمریکایی واکنشی تند نسبت به تصمیم رئیسجمهوری آمریکا از خود نشان داد.
فریمن در صفحه توئیتر خود نوشت: ترامپ تروریست، نژادپرست، دروغگو و مجرم است و وی رئیسجمهور من نیست. پیام جدید فریمن در انتقاد از کاخ سفید پس از تجاوز جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران منتشر میشود.
آمریکا علیه آمریکا، دعوای دیوانگان
در حالی که ۳۰ روز از آغاز تجاوز نظامی مشترک دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو علیه جمهوری اسلامی ایران میگذرد، صحنه سیاسی ایالات متحده وارد مرحلهای از شکاف عمیق، فرسایش داخلی و بازتعریف مواضع شده است. این جنگ تحمیلی، که با هدف تضعیف محور مقاومت و مهار نفوذ ایران در منطقه آغاز شد، نهتنها به اهداف استراتژیک خود نرسیده، بلکه به کانون اصلی بحرانهای داخلی آمریکا تبدیل شده و زنگ خطر را برای هژمونی رو به افول واشنگتن به صدا درآورده است.
در اردوگاه دموکراتها، چهرههای نزدیک به باراک اوباما این ماجراجویی را «شکست کامل راهبرد دیپلماسی و مهار» توصیف کردهاند. آنها معتقدند آمریکا در باتلاق درگیریای بیپایان گرفتار آمده که نه افق پیروزی دارد و نه پایان مشخصی. جو بایدن نیز با صدور بیانیهای هشدار داده که گسترش این جنگ، ایالات متحده را به «درگیری پرهزینه، بیافق و ویرانگر» خواهد کشاند و بر لزوم بازگشت به عقلانیت سیاسی تأکید کرده است.
در سطح کنگره، انتقادات به اوج رسیده است. برنی سندرز در تجمعات اعتراضی سراسری که اکنون در هزاران شهر آمریکا جریان دارد، این جنگ را «نماد اقتدارگرایی خطرناک ترامپ» خوانده و آن را به شدت محکوم کرده است. سناتورهایی مانند الیزابت وارن و تیم کین نیز با استناد به گزارشهای متعدد از تلفات غیرنظامیان ایرانی و نبود مجوز قانونی کنگره، خواستار پاسخگویی فوری دولت ترامپ شده و تأکید کردهاند که این تجاوز، نقض آشکار اصول دموکراتیک آمریکاست.
هرچند جریان اصلی جمهوریخواهان همچنان در نشستهایی مانند CPAC از این جنگ به عنوان «ضرورت استراتژیک برای مهار تهدید ایران» دفاع میکنند و لیندزی گراهام نیز بر ادامه فشار نظامی اصرار دارد، اما شکاف درون حزب به سرعت در حال گسترش است. رند پاول و تعدادی از سناتورهای محافظهکار با اشاره به هزینههای سنگین انسانی و مالی، نسبت به احتمال ورود به جنگ زمینی هشدار دادهاند؛ بهویژه آنکه پنتاگون خود را برای عملیات محدود زمینی آماده میکند.
در سطح دولت، حتی لحن رسمی کاخ سفید نیز دوگانه و متزلزل شده است. از یک سو جنگ را «عملیات نظامی محدود» مینامد و از سوی دیگر مقامات ارشد اذعان دارند که درگیری «برای مدتی طولانی ادامه خواهد یافت». این تناقض، نشانهای آشکار از فشار فزاینده افکار عمومی و بحران مشروعیت سیاسی است.
در مجموع، پس از یک ماه تجاوز ناکام به ایران، این جنگ نهتنها به بحران خارجی تبدیل نشده، بلکه به یکی از بزرگترین خطوط گسل سیاست داخلی آمریکا بدل شده است؛ جایی که تقابل «امنیت ادعایی» با «هزینههای واقعی و مشروعیت جنگ» به محور اصلی جدال انتخاباتی و اجتماعی تبدیل گردیده. جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی مقتدرانه، هوشمندانه و ایمان راسخ به اصول انقلابی، بار دیگر ثابت کرده که در برابر زورگوییهای امپریالیستی شکستناپذیر است و این شکاف داخلی دشمن، پیروزی دیگری برای جبهه مقاومت به ارمغان آورده است.
نظر شما