۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۲
کد مطلب: ۲۱٬۲۹۱

اگر بخواهیم با دقتی فراتر از فهم‌های رایج به آنچه در این ۴۰ روز گذشته رخ داده بنگریم، ناگزیر باید از یک سوءتفاهم دیرپا فاصله بگیریم؛ سوءتفاهمی که «پیش‌بینی» را در ذهن ما به امری حدسی، احتمالی و تا حدی مبتنی بر بازی با داده‌های ناپایدار فروکاسته است، حال آنکه آنچه در بیانات و وعده‌های رهبر شهید با آن مواجهیم، به‌سختی در این چارچوب قابل جای ‌دادن است، زیرا جنس این سخن، بیش از آنکه پیشگویی به معنای متعارف باشد، نوعی خوانش عمیق از نظمی پنهان اما جاری در بطن تحولات اجتماعی و تاریخی است؛ نظمی که اگرچه در سطح وقایع، متکثر و گاه متناقض می‌نماید، اما در لایه‌ای ژرف‌تر، از منطق‌هایی تبعیت می‌کند که می‌توان آنها را «سنن حاکم» نامید.

پیش‌بینی یا کشف سنت؟

آگاه: در این تلقی، سخن از آینده، نه به معنای پرتاب ذهن به قلمرویی ناشناخته، بلکه به‌مثابه امتداد منطقی یک فهم دقیق از اکنون و گذشته است؛ فهمی که در آن، عناصر مختلف میدان از ظرفیت‌های انسانی و ایمانی گرفته تا رفتارهای جبهه مقابل و حتی روندهای پنهان در ادراک جمعی در یک شبکه معنایی منسجم دیده می‌شوند و همین انسجام است که امکان نوعی «اطمینان تحلیلی» را فراهم می‌آورد؛ اطمینانی که نه از جنس قطعیت مکانیکی، بلکه از سنخ اتکا به قواعدی است که بارها خود را در تاریخ بازتولید کرده‌اند.

پیش‌بینی یا کشف سنت؟
از این منظر، وقتی از تحقق وعده‌ها سخن می‌گوییم، در واقع با پدیده‌ای مواجهیم که بیش از آنکه شگفت‌آور باشد، «قابل انتظار» است؛ البته به شرط آنکه دستگاه ادراکی ما توانایی دیدن آن لایه‌های عمیق‌تر را داشته باشد. به بیان دیگر، آنچه برای ناظری سطحی، نوعی تطابق اتفاقی میان گفتار و واقعیت تلقی می‌شود، برای ناظری که با منطق سنن آشناست، چیزی جز ظهور یک قاعده پیش‌تر فهم‌شده در لباسی تازه نیست.
اما پرسش مهم‌تری که در اینجا رخ می‌نماید، این است که این «شناخت سنن» چگونه حاصل می‌شود و چه تمایزی با تحلیل‌های متعارف دارد؟ پاسخ را باید در نوع نگاه به واقعیت جست‌وجو کرد؛ نگاهی که واقعیت را صرفا مجموعه‌ای از داده‌های پراکنده و قابل اندازه‌گیری نمی‌بیند، بلکه آن را عرصه‌ای می‌داند که در آن، معنا، اراده، ایمان و تاریخ، درهم‌تنیده عمل می‌کنند. در چنین نگاهی، تحلیل‌گر نه‌تنها به آنچه رخ داده توجه می‌کند، بلکه به آنچه «می‌تواند رخ دهد» نیز، بر اساس قواعدی که از دل تجربه تاریخی و فهم دینی به‌دست آمده، التفات دارد.
در این چارچوب، وعده دادن، اگر بر پایه چنین فهمی استوار باشد، دیگر نوعی ریسک‌پذیری خطابی یا حتی جسارت سیاسی محسوب نمی‌شود، بلکه به‌نوعی بیان مسئولانه از آن چیزی است که در افق واقعیت در حال شکل‌گیری است؛ گویی سخن، نه آفریننده واقعیت، بلکه پرده‌بردار از آن است و درست در همین‌جاست که نسبت میان «سخن» و «واقعیت» دگرگون می‌شود؛ اینجا سخن، دیگر نه در تعقیب واقعیت، بلکه در امتداد آن حرکت می‌کند.
تحقق‌های رخ‌داده در این بازه ۴۰ روزه، از این حیث اهمیت مضاعف پیدا می‌کنند که به ما امکان می‌دهند این چارچوب را نه در سطح نظری، بلکه در متن واقعیت بیازماییم. هنگامی که نشانه‌های عینی از تغییر موازنه‌ها، بروز همبستگی‌های تازه و حتی اختلال در محاسبات جبهه مقابل را در کنار آن بیانات پیشینی قرار می‌دهیم، به‌تدریج درمی‌یابیم که با نوعی «هم‌سویی ساختاری» مواجهیم؛ هم‌سویی‌ای که به‌سختی می‌توان آن را صرفا به مهارت تحلیلی یا دسترسی به اطلاعات نسبت داد.
در عین حال، باید از یک لغزش دیگر نیز پرهیز کرد و آن، تبدیل این پدیده به نوعی امر رازآلود و غیرقابل فهم است؛ زیرا اگرچه این سطح از تحلیل، نیازمند عمق و دقت است، اما به‌ هیچ‌وجه در قلمرویی دست‌نیافتنی قرار ندارد. اتفاقا یکی از کارویژه‌های چنین تجربه‌هایی، این است که ما را به بازسازی دستگاه فهم‌مان فرا می‌خوانند؛ به این معنا که اگر بتوانیم قواعد این نوع نگاه را استخراج و صورت‌بندی کنیم، آنگاه امکان تربیت نسلی از تحلیل‌گران فراهم می‌شود که به‌جای اسارت در نوسانات سطحی، قادرند روندهای عمیق‌تر را تشخیص دهند. از این‌رو، شاید بتوان گفت مهم‌ترین دستاورد این تحقق‌ها، نه صرفا اثبات درستی چند پیش‌بینی، بلکه گشودن افقی تازه در فهم نسبت میان انسان، تاریخ و آینده است؛ افقی که در آن، آینده نه امری کاملا گسسته از اکنون، بلکه امتداد معنادار آن است و فهم این امتداد، مستلزم نوعی بلوغ ادراکی است که تنها در پرتو اتصال به سنن و قواعد پایدار حاصل می‌شود.
در نهایت، اگر این تمایز میان «پیش‌بینی» و «کشف سنت» را جدی بگیریم، آنگاه نه‌تنها نگاه ما به گذشته دگرگون خواهد شد، بلکه نحوه مواجهه‌مان با آینده نیز تغییر خواهد کرد؛ زیرا دیگر در انتظار رخدادهای غیرقابل پیش‌بینی نخواهیم نشست، بلکه می‌کوشیم با تعمیق فهم‌مان از منطق‌های حاکم، خود را در موقعیتی قرار دهیم که بتوانیم آینده را، پیش از آنکه فرا برسد، در افق فهم خود ببینیم و بر اساس آن، کنشگری کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.