آگاه: بدون گنجاندن پرونده لبنان در هر توافق احتمالی، بدون تضمین توقف فوری تجاوزات رژیم صهیونیستی به خاک این کشور، هر «آتشبس» یا «تفاهم»ی که امضا شود، فقط کاغذی بیش نخواهد بود که باد جنگ به سرعت آن را خواهد برد. لبنان امروز دیگر فقط یک «جبهه پشتیبان» نیست؛ قلب تپنده محور مقاومت و نقطه ثقل توازن قوایی است که ایران طی چهار دهه با خون و عرق ساخته. حزبالله لبنان در ۴۲ روز گذشته، فراتر از یک متحد عمل کرد. وقتی ماشین جنگی رژیم صهیونیستی با همکاری مستقیم و تمامعیار تسلیحاتی و سیاسی آمریکا، سودای ضربه پیشدستانه به ایران را در سر میپروراندند، این رزمندگان حزبالله بودند که با باز کردن جبهه شمال، بخش عمدهای از توان تهاجمی دشمن را در مرزهای لبنان زمینگیر کردند. عملیاتهای دقیق در اشدود، حیفا و حتی عمق سرزمینهای اشغالی، نشان داد که «میدان» حزبالله، پشتوانه واقعی «دیپلماسی» ایران است. آنها با گوشت و پوست خود، «سپر بلای» ملت ایران شدند. شهدای لبنانی که در جنوب و بقاع جان دادند، در واقع از تهران و اصفهان و مشهد دفاع میکردند.
حالا چرا لبنان باید جزو لاینفک هر میز مذاکرهای باشد؟
اول، رژیم صهیونیستی دقیقا دنبال «تفکیک جبههها» است. آمریکا میخواهد با ایران معامله کند اما لبنان را به عنوان «جایزه تسلی» برای جبران شکستهای راهبردیاش نگه دارد. اگر در پیشنویس توافق، بند صریح «توقف کامل تجاوزات به لبنان، عقبنشینی فوری از خاک اشغالی و توقف بمباران غیرنظامیان» نیاید، تلآویو این پیام را دریافت خواهد کرد که میتواند «مرکز» را بخرد و «بازوها» را بزند. این دقیقا همان خطایی است که محور مقاومت هرگز تکرار نخواهد کرد.
دوم، امنیت منطقهای گسستناپذیر است. آمریکا که از تنشزدایی در خلیج فارس حرف میزند، نمیتواند همزمان در ضاحیه جنوب بیروت شاهد بمباران آمبولانسها، بیمارستانها و مدارس با بمبهای اهدایی پنتاگون باشد. امنیت تنگه هرمز، بدون امنیت صور و بنتجبیل معنا ندارد. حزبالله با عملیاتهای اخیرش به جهان نشان داد که زبان قدرت را بلد است؛ حالا نوبت دیپلماتهای ایرانی است که در اتاقهای دربسته، همان صلابت را به نمایش بگذارند.
سوم، بدهی اخلاقی و استراتژیک. ایران به عنوان قدرت اصلی محور مقاومت، مدیون خون و ایستادگی مردم لبنان است. بیش از دو هزار شهید لبنانی در این دور از جنگ، سند زندهای است بر همبستگی ارگانیک دو ملت. صلح منطقهای، لباس تکسایز نیست که فقط بر تن قدرتهای بزرگ دوخته شود. یا باید بر تن تمام اعضای مقاومت (از غزه تا لبنان و یمن) بنشیند، یا اساسا صلحی در کار نخواهد بود.
با صدای بلند اعلام میکنیم: میز مذاکره، امتداد مستقیم سنگرهای خیام، مرجعیون و مارونالرأس است. هر امتیازی که برای توقف جنایات صهیونیستی در لبنان گرفته شود، در حقیقت دیوار دفاعی خود تهران را ضخیمتر میکند. دیپلماسی بدون میدان، لنگ است و میدان بدون دیپلماسی، پرهزینه. امروز جاده صلح از بیروت میگذرد. اگر واشنگتن واقعا به دنبال کاهش تنش است، باید بداند که بدون تضمین امنیت لبنان، هیچ توافقی پایدار نخواهد ماند.
لبنان قهرمان، پاره تن مقاومت است. حزبالله با فداکاریاش در حمایت از ایران، بار دیگر ثابت کرد که «یک دست، صدای دیگری را بلندتر میکند.» حالا وقت آن است که صدای دیپلماسی ایران هم به همان بلندی فریاد بزند: لبنان را تنها نمیگذاریم!
۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۴
کد مطلب: ۲۱٬۳۱۵
در شطرنج پرهیجان و پرخطر غرب آسیا، گاهی یک مهره کوچک در لبه صفحه، سرنوشت کل بازی را تعیین میکند. امروز که کانالهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن در اسلامآباد و جاهای دیگر داغتر از همیشه شده، یک واقعیت راهبردی مثل خنجر بر گلوی مذاکرات نشسته است: لبنان.
نظر شما