۲۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۴
کد مطلب: ۲۱٬۴۷۳

درک نقش مردم در تحولات اخیر، بدون توجه به سازوکارهای عمیق و لایه‌مند همبستگی اجتماعی، عملا به سطحی‌نگری و تقلیل پدیده‌ای پیچیده به چند کنش ظاهری محدود می‌شود زیرا آنچه در این دوره رخ داده، نه صرفا مجموعه‌ای از واکنش‌های احساسی یا مقطعی، بلکه نوعی بازتولید «سرمایه اجتماعی انباشته‌شده» در بستر یک وضعیت تهدیدآمیز بوده است؛ سرمایه‌ای که در لحظات عادی ممکن است پنهان بماند، اما در شرایط بحران، خود را در قالب رفتارهای منسجم و جهت‌دار نشان می‌دهد.

آگاه: اگر بخواهیم این پدیده را در یک افق تاریخی بررسی کنیم، باید به این نکته توجه کنیم که جامعه ایران، به‌ویژه در یک قرن اخیر، تجربه‌های مکرری از وضعیت‌های تهدید، ناامنی یا بی‌ثباتی را پشت سر گذاشته است؛ از سال‌های جنگ تحمیلی گرفته تا دوره‌های تحریم‌های گسترده اقتصادی. در همه این مقاطع، یک الگوی تکرارشونده قابل مشاهده است. هنگامی که تهدید، به‌صورت ملموس و مشترک درک می‌شود، نوعی «همبستگی موقعیتی» شکل می‌گیرد که مرزهای طبقاتی، سلیقه‌ای و حتی گاه شکاف‌های سیاسی را به‌طور موقت کمرنگ می‌کند.
در تحولات اخیر نیز، این همبستگی موقعیتی را می‌توان در سطوح مختلف مشاهده کرد. یکی از بارزترین نمونه‌ها، شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی کمک‌رسانی و پشتیبانی در میان مردم است. در برخی شهرها، گروه‌های خودجوشی از شهروندان، بدون اتکا به ساختارهای رسمی، اقدام به تامین اقلام ضروری برای خانواده‌های آسیب‌دیده کردند. این کنش‌ها نه از سر دستور یا سازمان‌دهی از بالا، بلکه مبتنی بر نوعی احساس مسئولیت جمعی و ادراک مشترک از «ما بودن» در برابر یک تهدید بیرونی شکل گرفت.
از منظر جامعه‌شناختی، این پدیده را می‌توان در چارچوب مفهوم «اعتماد تعمیم‌یافته» تحلیل کرد. اعتماد تعمیم‌یافته، به این معناست که افراد، فراتر از دایره محدود خانواده و آشنایان، به دیگران نیز به‌عنوان اعضای یک کل اجتماعی اعتماد می‌کنند. در شرایط عادی، این نوع اعتماد ممکن است ضعیف یا شکننده باشد، اما در وضعیت تهدید، با تقویت حس سرنوشت مشترک، این اعتماد بازسازی می‌شود. به همین دلیل است که در این دوره، شاهد افزایش مشارکت در فعالیت‌های جمعی و داوطلبانه بوده‌ایم.
نکته مهم دیگر، نقش روایت‌های میدانی در تقویت این همبستگی است. در بسیاری از موارد، آنچه به گسترش رفتارهای همدلانه کمک کرده، نه صرفا اطلاع‌رسانی رسمی، بلکه روایت‌هایی بوده که از دل زندگی روزمره مردم بیرون آمده است؛ روایت‌هایی از ایثار یک راننده که بدون دریافت کرایه مردم را جابه‌جا کرده یا داستان یک مغازه‌دار که اجناس خود را به قیمت تمام‌شده در اختیار دیگران قرار داده است. این روایت‌ها، به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات بین‌فردی، به‌سرعت منتشر شده و به نوعی «الگوی رفتاری» تبدیل شده‌اند.
در اینجا، می‌توان از مفهوم «سرایت اجتماعی» نیز استفاده کرد. همان‌گونه که هیجانات منفی می‌توانند در جامعه منتشر شوند، کنش‌های مثبت و همدلانه نیز قابلیت سرایت دارند. وقتی فردی شاهد رفتار ایثارگرانه دیگری است، احتمال بیشتری دارد که خود نیز در موقعیتی مشابه، رفتار مشابهی از خود نشان دهد. این فرآیند، به‌تدریج یک چرخه تقویتی ایجاد می‌کند که در آن، همبستگی اجتماعی به‌صورت خودافزا گسترش می‌یابد.
با این حال، نباید از این نکته غافل شد که این همبستگی، صرفا محصول شرایط لحظه‌ای نیست، بلکه ریشه در ساختارهای فرهنگی و تربیتی جامعه دارد. نظام‌های ارزشی که بر مفاهیمی مانند ایثار، تعاون و مسئولیت‌پذیری تاکید می‌کنند، در بلندمدت زمینه‌ساز چنین رفتارهایی هستند. به بیان دیگر، آنچه در لحظه بحران دیده می‌شود، نتیجه فرآیندهای طولانی‌مدت جامعه‌پذیری است که در خانواده، مدرسه، رسانه و سایر نهادهای اجتماعی شکل گرفته است.
از سوی دیگر، بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این همبستگی، یکدست و یکنواخت نیست، بلکه دارای لایه‌ها و سطوح مختلفی است. در برخی گروه‌ها، این همبستگی بیشتر مبتنی بر پیوندهای عاطفی و هویتی است، در حالی که در برخی دیگر، بر اساس محاسبات عقلانی و درک منافع مشترک شکل می‌گیرد. برای مثال، کسب‌وکارهای کوچک که در شرایط بحران با تهدید جدی مواجه می‌شوند، ممکن است از طریق همکاری با یکدیگر، به‌دنبال کاهش هزینه‌ها و افزایش شانس بقا باشند. این نوع همبستگی، اگرچه ممکن است کمتر احساسی به نظر برسد، اما از نظر کارکردی، نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی دارد.
در کنار این موارد، باید به نقش «دیگری تهدیدکننده» نیز توجه کرد. در بسیاری از نظریه‌های جامعه‌شناسی تاکید شده است که وجود یک تهدید بیرونی، می‌تواند به تقویت هویت جمعی و انسجام درونی منجر شود. در تحولات اخیر، ادراک مشترک از یک تهدید، به‌عنوان عاملی وحدت‌بخش عمل کرده و باعث شده است که افراد، اختلافات درونی را موقتا کنار بگذارند. البته این سازوکار، در عین حال که می‌تواند به تقویت همبستگی کمک کند، اگر به‌درستی مدیریت نشود، ممکن است به تشدید دوگانه‌سازی‌های خطرناک نیز بینجامد.
در نهایت، آنچه از این جمعیت حاضر در صحنه برمی‌آید، این است که نقش مردم در تحولات اخیر را نمی‌توان صرفا در قالب واکنش‌های مقطعی یا احساسی تبیین کرد. بلکه باید آن را به‌عنوان تجلی یک ظرفیت نهفته در جامعه در نظر گرفت؛ ظرفیتی که در شرایط خاص، فعال می‌شود و می‌تواند به‌عنوان پشتوانه‌ای برای عبور از بحران‌ها عمل کند. مسئله اصلی، در اینجا، چگونگی حفظ و تقویت این سرمایه اجتماعی در دوره‌های پس از بحران است؛ چرا که اگر این همبستگی، به‌محض رفع تهدید، فروبپاشد، جامعه بار دیگر در برابر بحران‌های آینده آسیب‌پذیر خواهد بود.
از این رو، شاید مهم‌ترین پرسش راهبردی این باشد که چگونه می‌توان این تجربه‌های زیسته، این روایت‌های میدانی و این الگوهای رفتاری را به بخشی پایدار از فرهنگ اجتماعی تبدیل کرد؛ به‌گونه‌ای که همبستگی، نه فقط در لحظات خطر، بلکه در زندگی روزمره نیز به‌عنوان یک قاعده جاری و نهادینه حضور داشته باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.