۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۸
کد مطلب: ۲۱٬۶۳۲

سهیلا جوادی، هنرمند تئاتر که خانه‌اش در جنگ اخیر (حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران) دچار آسیب شده است، با نگارش یادداشتی حال و هوای خود را در برخورد با این وضعیت توصیف کرد.

آگاه: همسر زنده‌یاد علی سلیمانی یادداشتش را در گردهمایی هنرمندان در مجموعه تئاتر شهر که در قالب برنامه‌ای با عنوان «ایران، تئاتر، تئاتر شهر» برگزار شد، ارائه کرد.
سهیلا جوادی نوشت:
«شب/ داخلی/ خانه ما
ساعت: ۱۰:۳۰ شب
بر خلاف عادت، اون شب روی تخت نخوابیدم؛
اومدم توی هال، جا انداختم، آلوچه (گربم) و پسته (پرندم) رو هم آوردم کنار خودم!
حتی سعی کردم لباسی بپوشم که اگر مجبور شدم از خونه سریع برم بیرون، مناسب باشه.
راستش نمی‌دونم باور می‌کنید یا نه ولی یه جورایی حس کرده بودم که اون شب یک شب عادی نیست.
اما دلم می‌خواست احساسم اشتباه باشه.
چشمام سنگین شد وخوابم برد!
 ساعت: ۳ بامداد
انفجار اول، صداش بیدارم کرد
انفجار دوم
آتیش
نور
موج
خاک/ سنگ/شیشه/بوی باروت
تاریکی
به نظر می‌اومد چند دقیقه‌ای رو بی‌هوش بودم!
چشمامو باز کردم، خونه کناری رو زده بودن، وضع خونه ما هم تعریفی نداشت! گوشام سوت می‌کشید؛ صدای جیغ می‌اومد.
یعنی چند نفر مردن؟‌
مردن!؟ آلوچه کو؟!
آلوچه نبود!
حالا فقط داشتم دنبال گربه‌م می‌گشتم!
عاجز بودم، نکنه چیزیش شده باشه!
نکنه فرار کرده؟ چون در خونه کامل شکسته بود!
تیم امداد اومد داخل خونه می‌گفتن: بیایین بیرون! خونه رو تخلیه کنید!
من تا گربه‌مو پیدا نکنم هیچ جا نمیرم!
همزمان که داشتم دنبال گربه‌م می‌گشتم
پیرزن همسایه‌مون که از انفجار شوکه شده بود و مدام اسمم رو صدا می‌زد رو هم داشتم آروم می‌کردم.
کمکش کردم که با تیم امداد از خونه بره بیرون.
بعد از ۲۰ دقیقه آلوچه رو سالم و کز کرده گوشه کمد پیدا کردم!
توی باکسش گذاشتم و با پسته از خونه زدیم بیرون!
حالا من موندم و خیابون و همسایه‌های وحشت‌زده!
بچه‌ای که از ترس و موج انفجار نمی‌تونست روی پاش وایسته!
واقعا؟
خونه ما!؟
شنیدین میگن تا واسه خودت اتفاق نیفته، نمی‌فهمی چقدر نزدیکه!
جنگ بد نیست، نفرت انگیزه
هرکی تا به‌حال گذرش به خیابون بزرگمهر افتاده می‌دونه چقدر زندگی توش جریان داره!
اما بزرگمهر، بامداد ۱۸ فروردین خسته و عبوس و خاکی، مثل مادری که از مراسم ختم جوونش برگشته باشه
آغوشش رو باز کرده بود برای ما آواره‌هایی که حالا جنگ، خونه و جونمون رو آزمون گرفته بود.
جنگ بد نیست، نفرت انگیزه
جنگ برنده نداره؛ همه بازندن
و اولین قربانی‌های جنگ بچه‌هان!
وقتی میگن: خداروشکر خودت سالمی
خوشحال نمی‌شم!
از خودم بدم میاد
بله من سالمم ولی همسایه‌هامون چی!؟ هم وطن‌هام!؟!
جنگ بد نیست
نفرت انگیزه
به یاد ۱۶۸ فرشته معصوم میناب
به یاد ماکان نصیری که همچون معنی اسمش درتاریخ ما جاودان شد
و به یاد تمام سیاوشان ایران که خونشان خاک وطن را گلگون کرد
و به امید ایرانی آباد.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.