راننده‌ای که سال‌ها خشکسالی را تجربه کرده، این‌بار نه زیر آفتاب سوزان که در پناه سقف تاکسی‌اش از شدت باران نفس تازه می‌کند. شیشه‌ها بخار گرفته و صدای قطره‌ها روی سقف ماشین می‌کوبد. شیشه پاک کن هم به صدا درآمده و با نگاهی به خیابان خیس می‌گوید: «امسال خدا رو شکر بارون خوب اومد، دیگه نباید مشکل آب داشته باشیم.»

باران آمد، اما بحران نرفت

آگاه: باران که می‌بارد، فقط زمین نیست که خیس می‌شود؛ ذهن‌ها هم آرام می‌گیرد. خیابان‌های براق از آب، جوی‌هایی که دوباره جان گرفته‌اند و سدهایی که در قاب تلویزیون پرآب‌تر از گذشته به نظر می‌رسند، برای بسیاری از مردم نشانه‌ای روشن است: «بحران تمام شده است.» همین تصویرها کافی است تا در گفت‌وگوهای روزمره، در شبکه‌های اجتماعی و حتی در برخی تحلیل‌های مردمی، یک سوال مدام تکرار شود: اگر امسال این‌قدر باران آمده، چرا مسئولان هنوز از کمبود آب حرف می‌زنند؟
این برداشت، تا وقتی یک باران تند و تیز می‌بارد، کاملا طبیعی به نظر می‌رسد. ذهن انسان به آنچه می‌بیند قضاوت می‌کند. وقتی بارندگی زیاد است، نتیجه‌گیری هم ساده می‌شود: آب هست، پس بحران نیست. اما واقعیت، پیچیده‌تر است. درست در همان لحظاتی که مردم زیر باران به پایان خشکسالی فکر می‌کنند، مسئولان از تداوم کمبود آب، فشار بر منابع و خطر خشکسالی حرف می‌زنند؛ شکافی میان آنچه دیده می‌شود و آنچه واقعا در جریان است.
بر اساس جدیدترین گزارش هفتگی شاخص‌های آب و برق کشور، تصویر کلی منابع آبی در سال جاری نسبت به سال گذشته بهبود یافته است. طبق این گزارش میزان ورودی آب به سدهای مخزنی کشور از ابتدای سال آبی جاری تا ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۳۰.۸۵ میلیارد مترمکعب رسیده است.
این در حالی است که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۱۹.۲۸ میلیارد مترمکعب ثبت شده بود و نشان‌دهنده رشد ۶۰ درصدی ورودی آب سدها در سال جاری است. از سوی دیگر متوسط ورودی آب در بازه ده‌ساله نیز حدود ۲۹.۸۵ میلیارد مترمکعب گزارش شده است.
به عبارت دیگر، نه‌تنها نسبت به سال گذشته افزایش قابل توجهی رخ داده، بلکه میزان ورودی آب حتی از میانگین ده‌ساله نیز فراتر رفته است.
کل خروجی آب از سدها در همین بازه زمانی ۱۷.۵۱ میلیارد مترمکعب بوده که در مقایسه با رقم ۱۶.۷۰ میلیارد مترمکعبی سال گذشته، پنج درصد افزایش داشته است. همچنین حجم آب موجود در مخازن سدهای کشور در سال آبی جاری به ۳۲.۵ میلیارد مترمکعب رسیده است؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۲۷.۱۰ میلیارد مترمکعب بود.
بر این اساس میزان ذخایر سدها نسبت به سال گذشته ۱۸ درصد افزایش یافته و در مقایسه با متوسط ده‌ساله که ۳۱.۲۷ میلیارد مترمکعب است، حدود سه درصد بیشتر گزارش شده است. اما شاید مهم‌ترین شاخص برای درک وضعیت فعلی این باشد که اعلام شد؛ درصد پرشدگی سدهای کشور در حال حاضر ۶۳ درصد است. ۶۳ درصد؛ عددی که اگرچه بهتر از سال‌های خشک گذشته است، اما همچنان فاصله قابل توجهی با وضعیت مطلوب دارد.

بارندگی زیاد یعنی پایان بحران؟
افزایش بارندگی، لزوما به معنای پایان بحران آب نیست. این نکته‌ای است که کارشناسان بارها بر آن تاکید کرده‌اند. در همین رابطه، رئیس هیات‌مدیره فدراسیون صنعت آب در ارزیابی بارش‌های سال جاری اظهار داشت: با یک سال بارندگی نمی‌توان شاهد هیچ تغییر ماهوی در نظام بارش باشیم در بررسی منحنی بارش‌ها متوجه می‌شویم در سال ۹۸ هم بارش خوبی داشتیم، طبق رصد منحنی بارش در بسیاری حوضه‌ها به بارندگی نرمال می‌رسیم، در برخی حوضه‌ها مثل تهران، مرکزی و قم بسیار پایین‌تر از نرمال هستیم و در برخی حوضه‌ها هم از محدوده نرمال عبور کردیم اما به این معنا نیست که مشکل آب حل شده است. این اظهارات، به روشنی نشان می‌دهد که وضعیت بارش در ایران، هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی، ناهمگن است. یعنی ممکن است یک منطقه با سیلاب مواجه شود و منطقه‌ای دیگر همچنان درگیر خشکسالی باشد.

افسانه‌سازی در دل بحران
در کنار تحلیل‌های علمی، برخی روایت‌های غیرکارشناسی نیز در فضای عمومی مطرح شده‌اند. از جمله ادعاهایی درباره تاثیر جنگ یا تخریب مراکز بارورسازی ابرها بر بارندگی ایران.
در این باره، رئیس هیات‌مدیره فدراسیون صنعت آب به صراحت اعلام کرده است: این اظهارات جنبه علمی ندارد و غیرکارشناسانه است. اولا ایران مرکز بارورسازی ابرهای کشور امارات را به نیت بارورسازی ابرها مورد حمله قرار نداده است هر آنچه در جنگ اخیر مورد هدف نظامی ایران قرار گرفته در راستای بازدارندگی متقابل و علیه مراکزی بوده که به ایران حمله شده است. وی افزود: همچنین تاکنون فلسفه بارورسازی ابرها در هیچ جای دنیا نه برای بارش و نه قطع بارش همسایگان به مرحله عملیاتی نرسیده است هر آنچه هم بوده در حد مطالعات، پایلوت و سوژه‌های مطالعاتی دانشگاهی بوده است.
در ادامه، او به یک نکته فنی مهم اشاره می‌کند: انرژی مورد نیاز برای جابجایی ابرها نه در کشور پهناوری مانند ایران بلکه در یک حوزه محدود جغرافیایی به قدری زیاد است که هیچ مرکز بارورسازی ابری در امارات یا هر نقطه از جهان نمی‌تواند این کار را انجام دهد. انرژی مورد نیاز جابجایی ابرها و فراهم‌سازی شرایط بارش از جمله وجود ابر، بارور شدن ابر و فراهم شدن فضا در تراز جوی هیچگاه ارتباطی به هیچ سامانه راداری نیز آن هم در کشوری به بزرگی ایران ندارد.
این توضیحات، در واقع تلاشی است برای بازگرداندن بحث به مسیر علمی و جلوگیری از شکل‌گیری باورهای نادرست در جامعه. جدا از این صحبت‌ها، «مسئله آب کشور میزان بارش نیست. موضوع بر سر مصرف است ما باید مسئله مصرف را حل کنیم تا از بحران آب خارج شویم.» این جمله، نقطه عطف تحلیل بحران آب در ایران است. زیرا تمرکز را از عوامل طبیعی به عوامل انسانی منتقل می‌کند. ایران، کشوری است با اقلیم خشک و نیمه‌خشک، بنابراین منابع آب آن محدود است. اما آنچه این محدودیت را به بحران تبدیل کرده، الگوی مصرف است؛ مصرفی که در بخش‌های مختلف از کشاورزی تا صنعت و مصارف خانگی بالاتر از ظرفیت منابع است.

فشار انباشته بر منابع زیرزمینی
در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره‌های خشکسالی، برداشت از منابع زیرزمینی به شدت افزایش یافته است. این منابع، برخلاف بارش‌های سطحی، به سرعت قابل جایگزینی نیستند.
در همین رابطه رضا حاجی‌کریم، رئیس هیات‌مدیره فدراسیون صنعت آب، هشدار داده شده است: در سه تا چهار سال گذشته که سال‌های بسیار خشکی داشتیم به آب‌های سطحی و به‌خصوص زیرزمینی تعدی زیادی کرده‌ایم بنابراین بارندگی امسال نباید ما را آنقدر هیجان‌زده کند که تصور کنیم دوره صرفه‌جویی به پایان رسیده است. این جمله، نشان‌دهنده یک واقعیت تلخ است، حتی اگر بارندگی افزایش یابد، بازسازی منابع از بین رفته زمانبر خواهد بود؛ این واقعیت را باید مردم بدانند و الگوی مصرف را تغییر دهند.

چرا سدها هنوز «نیمه‌پر» هستند؟
ممکن است مردم بپرسند با وجود افزایش ورودی آب، چرا سدها هنوز تنها ۶۳ درصد پر هستند؟ این موضوع را احمد یاراحمدی از کارشناسان سازمان آب به «آگاه» توضیح داد و گفت: ما سال‌ها با خشکسالی مواجه بودیم پس ذخایر ما کاهش پیدا کرده است و باید جبران شوند. همانطور که آب وارد سدها می‌شود همزمان از آن طرف مصرف هم می‌شود.
از طرفی باید به این موضوع دقت کرد که آیا همه سدها ۶۳ درصد پر شده‌اند یا اینکه برخی کمتر و برخی بیشتر؟ باید این مسئله هم در نظر گرفته شود که بخشی از آب‌های ذخیره شده به دلیل تبخیر بالا به خصوص در روزهای گرم سال، از بین می‌رود.

ناترازی و رابطه آن با بحران
در کنار بحران آب، مسئله ناترازی انرژی نیز مطرح است. این دو بحران، ارتباطی مستقیم با یکدیگر دارند. نیروگاه‌های برق‌آبی برای تولید انرژی به آب نیاز دارند. در مقابل، تامین و انتقال آب نیز به انرژی وابسته است، بنابراین هرگونه اختلال در یکی، می‌تواند دیگری را تحت تاثیر قرار دهد.
در شرایطی که کشور همزمان با خشکسالی و ناترازی انرژی مواجه است، مدیریت منابع بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که تحت هر شرایطی باید یک قطره آب را نیز پاس بداریم این جمله، نه یک شعار، بلکه یک ضرورت است؛ ضرورتی که از دل آمارها، تجربه‌ها و تحلیل‌ها بیرون آمده است.
باید بدانیم باران‌های امسال، بی‌تردید امیدبخش بوده‌اند. افزایش ۶۰ درصدی ورودی آب به سدها، رشد ذخایر و بهبود نسبی شرایط، همگی نشانه‌های مثبتی هستند. اما این نشانه‌ها، به معنای پایان بحران نیستند. بنابراین، پاسخ به آن پرسش ابتدایی که گفته شد «چرا با وجود بارندگی، هنوز مشکل داریم؟» این است که آب، فقط آن چیزی نیست که از آسمان می‌بارد؛ بلکه چگونگی مصرف آن از میزان آبی که در اختیار داریم مهم‌تر است. پس تا زمانی که این «چگونه» اصلاح نشود، حتی پربارش‌ترین سال‌ها نیز نمی‌توانند تضمینی برای آینده‌ای بدون بحران و خشکسالی باشند و هر باران، فقط یک وقفه کوتاه در بحران خواهد بود؛ نه پایان آن.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.