آگاه: ایشان در سالهای واپسین حیات خود میفرمود: یک توصیه مهم من به همه کسانی که توانایی سخن گفتن با مردم را دارند و رسانه در اختیارشان است- چه در فضای مجازی، چه در مطبوعات، چه در صدا و سیما- امیدآفرینی است. دشمن سعی میکند جوانهای ما را ناامید کند؛ ما باید متقابلا امیدآفرینی کنیم. مسائل امیدزا در کشور کم نیست... همه موظفند امیدآفرینی کنند؛ این را جدی بگیرید. ۰۱/۰۱/۱۴۰۲
در سالهای متمادی رهبری آیتالله خامنهای که جریان روشنفکری داخلی همگام با محافل رسانهای خارجنشین دائما درپی القا یاس و ناامیدی بود و وضعیت جاری کشور را بنبست محض تلقی میکرد، رهبری نظام از عواقب مخاطرهآمیز ترویج یاس و بنبستنمایی آگاه بود و با تعلیم امیدآفرینی میکوشید تا جامعه نخبگانی کشور را با شوق و امید ملی پیوند دهد.
اگرچه در طول این سالها جریان روشنفکری به بهانه گریزناپذیری تصویر سیاه آینده از پذیرش رسالت ملی امیدآفرینی طفره میرفت و هیچ چشمانداز روشنی برای آینده انقلاب و کشور متصور نبود اما جنگ اخیر حقانیت نگرش امیدوارانه رهبر شهید را به تصویر کشید و بطلان نگاه مایوس و سیاه جریان روشنفکری را بر همه آشکار کرد.
جریان روشنفکری معتقد بود ایران به واسطه تقابلگرایی جمهوری اسلامی در وضعیت وخیمی قرار گرفته و با تداوم سیاستهای جمهوری اسلامی، نمیتوان نگاه امیدوارانه داشت و آینده روشنی برای کشور تصور کرد. به عنوان مثال حاتم قادری، عضو هیات علمی سابق دانشگاه تربیت مدرس و از روشنفکران سیاسی گذارطلب میگفت کشور در وضعیت وخیم انسداد سیاسی قرار گرفته و حاکمیت تمام گلوگاههای ایجاد گشایش و رفع انسداد را بسته است و در صورت تداوم جمهوری اسلامی، آینده سهمگینی انتظار ایران را میکشد؛ به طوری که هر وضعیتی حتی جنگ و نابودی، از تداوم جمهوری اسلامی بهتر است!
یا مهدی نصیری، سردبیر سابق روزنامه کیهان و چهره رادیکال جریان گذارطلبی میگفت جمهوری اسلامی دچار خودبراندازی شده و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است! البته نمیتوان به حاتم قادری و مهدی نصیری اشاره کرد و از یادآوری محمد مالجو سر باز زد.
کسی که مدعی بود با تداوم تقابلگرایی جمهوری اسلامی و وقوع جنگ، ایران ضربه سختی خواهد خورد! به زعم محافل روشنفکری، ایران طی سالها اشتباه مداوم جمهوری اسلامی به لبه پرتگاه رسیده بود و وقوع مجدد جنگ نقطه پایان این ماراتن بود. اما در نهایت جمهوری اسلامی نه تنها ایران را با آینده سیاهی مواجه نکرد بلکه از آینده سیاهی که سران نظام سلطه برای آن تدارک دیده بودند، نجات داد.
مقاومت ملی جمهوری اسلامی، نیروهایی که به دنبال لیبیسازی ایران و بازگشت عصر حجر بودند را عقب راند؛ تا جایی که نه تنها از پیشبرد طرح سلطه اقتصادی و جغرافیایی بر ایران منصرف شدند بلکه داراییهای پیشین خود را نیز از دست دادند. عبور آزاد از تنگه هرمز، سرمایه راهبردی نظام سلطه و حفظ آن در شمار اولویتهای اصلی سند امنیت ملی آمریکا قرار داشت که با شکست اخیر سران سلطه از ایران، بر باد رفت و جهان غرب را در منجلاب بحران تجاری فرو برد.
رهبر شهید انقلاب در ایام بیش از وقوع جنگ تحمیلی سوم همچون سالهای پیشین زعامت امت اسلامی، به رغم القا مکرر یاس و ناامیدی توسط محافل روشنفکری داخلی و خارجی، از امید جاری کشور صیانت کرد و درس امیدآفرینی و ایراندوستی را به جامعه نخبگانی کشور آموخت.
اگر رهبری نظام در آن ایام تحت تاثیر تهدید خارجی و بنبست نمایی داخلی، تن به تسلیم بیقید و شرط ایران میداد و سرمایههای هستهای و نظامی ایران را تقدیم دشمن میکرد، اکنون ایران به جای کنترل تنگه هرمز و فرمانروایی تجاری جهان باید با دست خالی هجوم نظامی دشمن را به نظاره مینشست و به جولانگاه نیروهای متخاصم تبدیل میشد.
این تنها مقطعی نبود که رهبر شهید انقلاب یاسآفرینی کنشگران سیاسی را خنثی کرد و به فضای کشور، شور و امید بخشید. ایشان در جریان نامه ۹۰ امضایی برخی فعالان نهضت آزادی و فعالان اپوزیسیون داخلی و نیز در جریان نامه جام زهر، هرگز از یاسآفرینی و بنبستنمایی نیروهای داخلی متاثر نشد و با ایمان و امید مضاعف به حرکت در مسیر انقلاب ادامه داد. رهبر شهید انقلاب در خصوص نامه ۹۰ امضایی برخی فعالان نهضت آزادی میفرمود: در اردیبهشت ۶۹ هنوز یک سال از رحلت امام نگذشته بود یک گروهی- حالا اسم نمیآورم- یک نامه در واقع سرگشادهای نوشتند به یکی از مسئولین و همهاش همینطور یاسآفرینی؛ از جمله تعبیراتی که در آن نامه بود که من اینجا یادداشت کردم این است میگویند «ملک و ملت به لبه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است!» سال ۶۹ این آقایان به این نتیجه رسیده بودند که کشور به لبه ویرانی و نابودی رسیده حالا دائما از این حرفها هست. حالا آن کسانی که خودشان، شخصیتشان، هویتشان در معرض نابودی و ویرانی است آنها به هرکس نگاه میکنند اینجوری میبینند. به عکس کسانی که ذهنشان، دلشان پر از امید است همهچیز را امیدبخش میبینند. ۰۴/۱۲/۱۴۰۲
ایشان همچنین ماجرای نامه جام زهر و ناکامی این جریان را اینگونه تحلیل میکرد: در سال ۸۲ یک عده از نمایندگان مجلس نامه نوشتند به بنده، یک نامه واقعا غیرمنصفانهای بود، خیلی غیرمنصفانه بود. یک چیزهایی را گفتند، یک سوالهایی از ما کردند که جوابش را خودشان باید میدادند، چون هم مجلس دست خودشان بود، هم دولت دست خودشان بود، باید آنها جواب میدادند، از من سوال کرده بودند. آن وقت آن نامه مضمونش این بود که خلاصه باید تسلیم بشوید، والّا کارتان تمام است. مال سال ۸۲ است. تسلیم نشدیم، ایستادیم و انشاءاللّه باز هم خواهیم ایستاد. ۲۷/۰۷/۱۴۰۱
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۴
کد مطلب: ۲۲٬۰۶۹
امیدآفرینی رهبر شهید انقلاب و ابطال نگاه مایوس جریان روشنفکری
پیشقراول امید آفرینی
محمد عرفانخانی _ آگاه مسائل اندیشه
رهبر شهید انقلاب همواره تاکید ویژهای بر لزوم امیدآفرینی و پرهیز از یاس و ناامیدی داشت و افکار قشر خواص و نخبگان کشور را به این سمت هدایت میکرد.
نظر شما