آگاه: در این چارچوب، تعلیم صرفا انتقال دادهها و گزارههای علمی نیست؛ بلکه فرآیندی است که هدف آن جهتدهی به رشد انسان است. از این منظر، نقش رهبری شهید را میتوان نوعی معلمی اجتماعی دانست که در آن، آموزش در خدمت تربیت قرار میگیرد. چنین نقشی مستلزم آن است که هدایتگر جامعه، علاوه بر دانش نظری، از درکی عمیق نسبت به ماهیت انسان، نیازهای روانی و مراحل رشد فردی و اجتماعی برخوردار باشد. بدون چنین فهمی، هرگونه آموزش کلان ممکن است به انباشت اطلاعات منجر شود، بیآنکه به شکلگیری هویت و مسئولیتپذیری اجتماعی بینجامد.
یکی از ویژگیهای مهم این الگوی هدایتگری، تاکید بر بیدارسازی عقل و قدرت پرسشگری است. در این نگاه، جامعه زمانی به بلوغ فکری نزدیک میشود که افراد آن بتوانند درباره مسائل بنیادین زندگی، هویت و مسئولیت اجتماعی خود پرسش کنند و در جستوجوی پاسخ برآیند. همانطور که امام شهید به جای آنکه تنها مجموعهای از پاسخهای آماده ارائه دهد، تلاش میکرد زمینهای فراهم آورد که افراد جامعه به تفکر، تحلیل و بازاندیشی در باورها و انتخابهای خود ترغیب شوند. در چنین رویکردی، هدایت بیشتر به معنای «برانگیختن ظرفیتهای درونی انسان» است تا تحمیل دیدگاههای بیرونی.
ویژگی دیگر این معلم بزرگ اجتماعی، توجه به تنوع مخاطبان و تفاوت سطح نیازهای آنان است. جامعه از گروههای مختلفی تشکیل شده است: نخبگان در زمینه علوم مختلف، جوانان، خانوادهها، فعالان فرهنگی، اقشار عمومی و....
هر یک از این گروهها با مسائل، زبان و دغدغههای خاص خود روبهرو هستند. امام خامنهای، رهبر فقید شهید ایران، در بیان، محتوا و شیوه ارتباط، انعطاف و درک موقعیت داشت و اندیشه ایشان در تمام سطوح جامعه نافذ و موثر بود. ایشان در تمام ۳۷ سال رهبری ایران و جهان اسلام با هر قشر جامعه ارتباطی متناسب برقرار کرده و مسائل آنان را در افق کلانتری از معنا و هدف قرار داد.
از سوی دیگر، در الگوی تربیتی مورد نظر، رابطه میان هدایتگر و مخاطبان صرفا رابطهای رسمی یا دستوری نبود. تربیت زمانی شکل میگیرد که میان معلم و مخاطب نوعی اعتماد و پیوند انسانی برقرار شود. در سطح اجتماعی نیز چنین پیوندی به معنای آن است که هدایتگر بتواند با زبان قابل فهم، با دغدغههای واقعی مردم سخن بگوید و نوعی احساس مشارکت در مسیر رشد جمعی ایجاد کند. در این حالت، جامعه خود را نه صرفا مخاطب دستورها، بلکه شریک در یک مسیر تربیتی میبیند. امری که بهطور بارز در شیوه راهبری رهبر شهید، مشهود بود.
نکته مهم دیگر در این چارچوب، توجه به رشد متوازن انسان است. انسان تنها موجودی عقلانی یا صرفا عاطفی نیست؛ بلکه مجموعهای از ابعاد گوناگون مانند عقل، اخلاق، هویت، معنویت و مسئولیت اجتماعی را در خود دارد. بنابراین هدایتگری اجتماعی اگر بخواهد موثر باشد، باید همه این ابعاد را در نظر بگیرد. امام خامنهای در چنین الگویی توانست افقهایی را پیش روی جامعه قرار دهد که در آن، علم، اخلاق، هویت فرهنگی و مسئولیت اجتماعی در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند.
هدف نهایی در شیوه تعلیم و تربیت امام شهید، صرفا ایجاد وابستگی و پیروی افراد جامعه به یک مرجع فکری نبود بلکه غایت تربیت در دیدگاه ایشان این بود که انسانها به مرحلهای از رشد برسند که بتوانند آگاهانه انتخاب کنند و مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیرند. به بیان دیگر، هدایتگر جامعه در این نگاه میکوشد ظرفیت تشخیص و تحلیل را در مخاطبان تقویت کند تا آنان بتوانند در موقعیتهای گوناگون، مسیر درست را با تکیه بر فهم و بینش خود برگزینند. همانطور که در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، مردم این رشد، تشخیص و تحلیل را به نمایش گذاشته و توانستند حتی در فاصله شهادت رهبر تا تعیین رهبر جدید، کشور و مقتضیات آن را اداره کنند.
در مجموع، اگر شیوه معلمی این انسان بزرگ و این رهبر فرزانه را بخواهیم بررسی کنیم، نقش او بیش از آنکه صرفا مدیریتی یا آموزشی باشد، ماهیتی تربیتی و تمدنی پیدا میکند. ایشان مصداق بارز یک انسان مهذب بود که در جهاد اکبر نفس از سیم خاردارهای بسیاری عبور کرده بود. فقط همچون اویی میتوانست در مقام معلمی اجتماعی، با بیدار کردن عقلها، تقویت هویت انسانی و ایجاد افقهای معنایی برای زندگی فردی و جمعی، زمینه رشد آگاهانه جامعه را فراهم آورد. که در این صورت، هدایت نه به معنای کنترل بیرونی، بلکه به معنای پرورش درونی انسانها و توانمند ساختن آنان برای انتخاب مسیرهای مسئولانه در زندگی فردی و اجتماعی خواهد بود.
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۲
کد مطلب: ۲۲٬۰۷۲
امام شهید؛ سردمدار یک بیداری بزرگ
الگوی هدایتگری
دکتر نصیبه سادات حسینی _ پژوهشگر حوزه اندیشه و معارف اسلامی
در ادبیات تربیتی، گاه از الگویی سخن گفته میشود که در آن «معلم» تنها یک انتقالدهنده دانش در محیط کلاس نیست، بلکه نقشی هدایتگر در سطحی گستردهتر از آموزش رسمی ایفا میکند. اگر شیوه راهبری و تعلیم امام شهید را در نظر بگیریم که در مقیاس یک جامعه، وظیفه هدایت فکری و تربیتی طیفهای گوناگون مردم ـ از نخبگان علمی تا عموم جامعه ـ را عهدهدار بودند، میتوان کارکرد او را با چارچوبی از تعلیم و تربیت تحلیل کرد که بر انسانسازی، بیدارسازی عقل و شکلدهی به هویت آگاهانه تاکید دارد.
نظر شما