مادری را تصور کنید که برای نخستین بار قاشق کوچک فرنی را به سمت دهان فرزندش می‌برد. او می‌داند فرنی نباید داغ باشد، می‌داند فوت کردن آن کار درستی نیست و لبخند کودک هنگام غذا خوردن، بهترین پاداش دنیاست. او بلد است چگونه کودک را برای خواب در آغوش تکان دهد و لالایی بخواند. حالا تصور کنید هزاران کودک در ایران حتی برای یک شب هم چنین تجربه‌ای ندارند. آنها الگوی خواب و بیداری را نه در آغوش یک مادر، بلکه در تخت‌های منظم و سرد شیرخوارگاه‌ها یاد می‌گیرند. سازمان بهزیستی سال‌هاست تلاش می‌کند این فاصله عاطفی را کاهش دهد و تازه‌ترین و جدی‌ترین اقدام آن، اجرای طرح «میزبان» است؛ طرحی که این روزها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، چرا که آمارها از استقبال گسترده و نتایج قابل توجه آن حکایت دارد.

طرح «میزبان»؛ آغوش امن یا خانه‌ای موقت؟

آگاه: طرح «میزبان» یکی از شیوه‌های مراقبت خانواده‌محور است که در کنار فرزندخواندگی دائم و طرح «خانواده امین» تعریف شده است. این طرح از آذر ۱۴۰۲ و با ابلاغ آیین‌نامه‌ای ۷۵ ماده‌ای از سوی وزیر دادگستری به سازمان بهزیستی وارد مرحله اجرا شد. در این شیوه، کودک به صورت موقت و در قالب «مهمان» به خانواده‌ای واجد شرایط سپرده می‌شود تا ضمن تجربه زندگی در محیط خانواده، امکان بازگشت به خانواده زیستی یا فراهم شدن شرایط فرزندخواندگی دائم برای او مهیا شود.

آمارها چه می‌گویند؟
آخرین داده‌های سازمان بهزیستی نشان می‌دهد اجرای این طرح، تغییر محسوسی در وضعیت مراکز نگهداری کودکان ایجاد کرده است. بر اساس این آمار، تعداد کودکان ساکن در حدود ۶۸۰ مرکز شبه‌خانواده در سراسر کشور، از حدود ۹ هزار و ۳۰۰ نفر به حدود ۶ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته است. به بیان دیگر، نزدیک به سه هزار کودک در قالب این طرح به خانواده‌ها سپرده شده‌اند. نتایج اجرای طرح در شیرخوارگاه‌های هفت‌گانه کشور حتی چشمگیرتر بوده است. تعداد کودکان این مراکز از حدود هزار و ۵۰۰ نفر به تنها ۲۵۱ کودک رسیده؛ کاهشی بیش از ۸۳ درصد.
در دو هفته نخست جنگ اخیر نیز تعداد کودکان حاضر در مراکز به حدود چهار هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافت؛ موضوعی که عمدتا به دلیل حضور موقت کودکان در خانواده‌های میزبان یا استفاده از مرخصی رخ داد. با آرام‌تر شدن شرایط، بخشی از کودکان به مراکز بازگشتند، اما شمار کودکان ساکن در شیرخوارگاه‌ها دیگر به آمار پیشین نرسید و در سطحی پایین‌تر تثبیت شد.
برخی استان‌ها نیز نتایج قابل توجهی را ثبت کرده‌اند. استان کردستان اکنون هیچ کودکی در شیرخوارگاه ندارد و در کرمانشاه تنها پنج کودک در این مراکز نگهداری می‌شوند. در سیستان و بلوچستان نیز با وجود ۳۶ ورودی جدید طی یک سال گذشته، اکنون فقط ۱۰ کودک در شیرخوارگاه حضور دارند و ۵۸ کودک از این مراکز خارج شده‌اند.

چالش وابستگی عاطفی و شرایط کودک میهمان
با وجود موفقیت‌های آماری، نگرانی‌هایی درباره شکل‌گیری وابستگی عاطفی میان کودک و خانواده میزبان مطرح است. کارشناسان بهزیستی معتقدند حتی چند ماه زندگی در یک محیط خانوادگی واقعی، تاثیری عمیق و انکارناپذیر بر رشد روانی و اجتماعی کودک دارد و می‌تواند پلی برای ورود پایدار او به خانواده باشد. سیاست کلی سازمان بهزیستی نیز بر کاهش تدریجی مراکز شبانه‌روزی و جایگزینی آنها با زیست خانوادگی استوار شده است.
به گفته مسئولان بهزیستی، اگرچه در برخی موارد ممکن است چالش‌های عاطفی ایجاد شود، اما زندگی در خانواده، حتی به صورت موقت، به مراتب بهتر از ماندن طولانی‌مدت در مراکز نگهداری است. به همین دلیل، خانواده‌های میزبان پیش از پذیرش کودک آموزش می‌بینند تا بتوانند روابط و تعاملات خود را به درستی مدیریت کنند. واگذاری کودک نیز تنها پس از بررسی صلاحیت‌های روانی و رفتاری متقاضیان انجام می‌شود. افزون بر زوجین، زنان و دختران مجرد نیز می‌توانند از طریق این طرح سرپرستی موقت کودکان را بر عهده بگیرند.
سازمان بهزیستی برای مدیریت وابستگی‌های عاطفی، تدابیری نیز در نظر گرفته است. به گفته مسئولان این سازمان، پیش از هرگونه واگذاری، هم خانواده میزبان و هم کودک ـ در صورتی که از توان تشخیص کافی برخوردار باشند ـ به طور شفاف در جریان موقتی بودن این رابطه قرار می‌گیرند تا از شکل‌گیری دلبستگی شدید جلوگیری شود.

لغو سرپرستی در صورت تشخیص شرایط مخاطره‌آمیز
پس از سپردن کودک به خانواده میزبان، وضعیت او به طور مستمر توسط مددکاران اجتماعی رصد می‌شود. هر زمان کارگروه تخصصی تشخیص دهد کودک در شرایط مخاطره‌آمیز قرار گرفته، احساس امنیت و آرامش ندارد یا نمی‌تواند با اعضای خانواده ارتباط برقرار کند، روند سرپرستی متوقف خواهد شد.
همچنین لزوما کودک به چند خانواده مختلف سپرده نمی‌شود. ممکن است یک خانواده کودک را برای مدت کوتاهی، مثلا دو هفته، بپذیرد و پس از مدتی دوباره درخواست میزبانی او را ارائه کند. در فاصله‌ای که کودک به مرکز بازمی‌گردد نیز خانواده میزبان می‌تواند همچنان به عنوان حامی با او در ارتباط باشد. در طرح میزبان، اگر کودک و خانواده نتوانند با یکدیگر ارتباط مناسبی برقرار کنند، این رابطه خاتمه می‌یابد. هر کودک حداکثر سه بار می‌تواند به خانواده‌های متفاوت سپرده شود. در صورتی که خانواده از عهده نگهداری برنیاید یا کودک و خانواده یکدیگر را نپذیرند، سرپرستی پایان می‌یابد. طبق آمار اعلام شده، حدود دو درصد از کودکان دوباره به مراکز نگهداری بازگشته‌اند.

طرح «میزبان»؛ پلی به سوی خانواده یا چالش وابستگی موقت؟
طرح «میزبان» را بدون تردید می‌توان یکی از جسورانه‌ترین تجربه‌های سال‌های اخیر در حوزه حمایت از کودکان بی‌سرپرست دانست. آمارها از موفقیت این طرح خبر می‌دهند؛ از کاهش ۸۳ درصدی کودکان شیرخوارگاه‌های هفت‌گانه گرفته تا خالی شدن کامل برخی مراکز در بعضی استان‌ها. هزاران کودک که ممکن بود سال‌ها پشت دیوارهای سرد مراکز نگهداری و در میان مربیان متغیر بزرگ شوند، حالا هرچند موقت، طعم زندگی خانوادگی و مهر مادرانه را تجربه کرده‌اند. آثار روانی چنین تجربه‌ای، از کاهش اختلال دلبستگی نهادی تا آماده‌سازی کودک برای فرزندخواندگی دائم، قابل انکار نیست.
با این حال، در کنار این موفقیت‌ها، پرسش‌های مهمی همچنان باقی است. مهم‌ترین چالش، مسئله دلبستگی عاطفی کودک است. به کودکی که هیچ نقشی در سرنوشت خود نداشته گفته می‌شود این خانه و این آغوش موقتی است؛ اما دلبستگی، انتخابی آگاهانه نیست، بلکه نیازی عمیق و زیستی است. پرسش اصلی اینجاست که اگر کودکی پس از شکل‌گیری پیوند عاطفی ناچار به بازگشت به مرکز یا انتقال به خانواده‌ای دیگر شود، چه پیامدی در انتظار او خواهد بود؟
ابهام دیگر به مفهوم «مصلحت کودک» و تصمیم‌گیری کارگروه‌های تخصصی باز می‌گردد. هنوز روشن نیست چه معیارهای مشخص و شفافی برای سنجش این مصلحت وجود دارد. همچنین اگر کودکی تا سه بار میان خانواده‌های مختلف جابه‌جا شود و هیچ‌یک از این تجربه‌ها به سرانجامی پایدار نرسد، آینده او چگونه رقم خواهد خورد؟ آیین‌نامه طرح در برابر این پرسش‌ها پاسخ روشنی ارائه نمی‌دهد.
با وجود همه این ابهام‌ها، طرح «میزبان» روزنه‌ای جدی برای تغییر نگاه به نگهداری کودکان بی‌سرپرست در ایران ایجاد کرده است؛ تغییری که تلاش می‌کند «مرکز» را از محور زندگی کودک حذف و «خانواده» را جایگزین آن کند. موفقیت نهایی این طرح اما نه فقط به کاهش آمار مراکز نگهداری، بلکه به توان آن در ساختن احساس امنیت، تعلق و ثبات برای کودکان وابسته است؛ کودکانی که بیش از هر چیز، به یک خانه واقعی نیاز دارند، نه فقط یک اقامت موقت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.