آگاه: از نگاه من جامعه بعد از یک رخداد بزرگ ملی وارد مرحلهای میشود که در آن نیاز به بازخوانی، تفسیر و بازنمایی آن رخداد دارد. خبر، گزارش و تحلیلهای سیاسی معمولا برای لحظهاند، اما هنر میتواند همان تجربه را در حافظه بلندمدت جامعه نگه دارد. یک شعر فیلم رمان تابلوی نقاشی یا حتی یک اثر موسیقایی، گاهی بیشتر از دهها گزارش و سخنرانی میتواند عمق یک واقعه را منتقل کند. دلیلش هم این است که هنر فقط اطلاعات نمیدهد، بلکه احساس، معنا و تصویر مشترک تولید میکند. به همین خاطر، هنرمند در این مرحله فقط یک تولیدکننده اثر فرهنگی نیست، بلکه در واقع بخشی از فرآیند شکلگیری روایت ملی است.
در پژوهشهایی که درباره نسبت هنر و حافظه تاریخی بررسی کردهام این نکته برایم پررنگ شده که یکی از مهمترین وظایف هنرمند بعد از حماسه ملی، جلوگیری از تبدیل شدن آن تجربه به یک خاطره سطحی و مصرفی است. در فضای امروز که سرعت رسانهها بسیار بالاست هر اتفاقی ممکن است خیلی زود جای خود را به اتفاق بعدی بدهد. در چنین شرایطی اگر هنرمندان وارد میدان نشوند، امکان دارد معنای اصلی حماسه در ازدحام روایتهای کوتاه و احساسی گم شود. هنر میتواند به این تجربه عمق بدهد، آن را چندلایه کند و از سطح واکنشهای زودگذر بالاتر ببرد. نکته مهم دیگر این است که نقش هنرمند پس از حماسه ملی فقط به گذشته مربوط نمیشود، بلکه به آینده هم ربط دارد. یک اثر هنری خوب میتواند ارزشهایی مثل همبستگی ایثار مسئولیتپذیری و امید را از یک رویداد تاریخی استخراج کند و به نسلهای بعد منتقل کند. این انتقال فقط زمانی موثر است که اثر هنری با واقعیت اجتماعی پیوند داشته باشد و به دام شعار یا اغراق نیفتد. به نظرم هنر موفق در این زمینه، هنری است که هم وفادار به حقیقت رخداد باشد و هم بتواند آن را به زبان قابل فهم و ماندگار تبدیل کند.
از این زاویه هنرمند بعد از حماسه ملی فقط راوی گذشته نیست بلکه در ساختن آینده هم نقش دارد. او کمک میکند جامعه بفهمد که آن رخداد چه معنایی برای امروز و فردا دارد. اینجاست که هنر به بخشی از سرمایه تمدنی تبدیل میشود. تمدن فقط با ساختمان و نهاد و اقتصاد ساخته نمیشود به حافظه روایت نماد و معنا هم نیاز دارد. اگر این لایه فرهنگی وجود نداشته باشد، حتی بزرگترین رخدادهای ملی هم ممکن است بهتدریج از ذهن نسلهای بعد فاصله بگیرند.
به همین دلیل من فکر میکنم ضرورت تاریخی و تمدنی نقشآفرینی هنرمندان پس از حماسه ملی، یک ضرورت واقعی و جدی است، نه یک انتظار تزئینی. هنرمندان میتوانند تجربه جمعی را از سطح احساسات مقطعی به سطح شناخت معنا و ماندگاری برسانند. در واقع، آنها به جامعه کمک میکنند تا از دل یک حماسه، حافظهای فرهنگی و قابل انتقال بسازد. این حافظه است که در نهایت به استمرار هویت و انسجام اجتماعی کمک میکند.
اگر بخواهم جمعبندی کنم باید بگویم بعد از هر حماسه ملی، جامعه به هنرمندانی نیاز دارد که بتوانند آن تجربه را با زبان امروز، اما با عمق تاریخی، بازآفرینی کنند. نقش این هنرمندان فقط ثبت یک واقعه نیست؛ آنها در حال ساختن روایت ملی حفظ حافظه جمعی و تقویت بنیانهای تمدنی هستند. به نظرم اگر این نقش درست فهم شود، هنر میتواند از یک فعالیت فرهنگی معمولی فراتر برود و به یکی از مهمترین ابزارهای تداوم و بازسازی معنای ملی تبدیل شود.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۸
کد مطلب: ۲۲٬۴۶۰
ضرورت نقش تاریخی و تمدنی هنرمندان پس از حماسه ملی
هنرمندان و بعثت امت
جواد طلوع رضائی صفار _ دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن
در هر جامعهای بعد از یک حماسه ملی، فقط خود رخداد مهم نیست بلکه آن چیزی اهمیت پیدا میکند که پس از آن در حافظه جمعی و در زندگی فرهنگی جامعه باقی میماند. به نظرم در همین مرحله است که نقش هنرمندان اهمیت تاریخی پیدا میکند چون آنها میتوانند تجربهای را که در سطح اجتماع شکل گرفته، به زبان هنر تبدیل کنند و از فراموش شدن یا سطحی شدن آن جلوگیری کنند. اگر این مرحله درست فهم نشود، حماسهای که با هزینههای عاطفی، انسانی و اجتماعی شکل گرفته، ممکن است خیلی زود در هیاهوی روزمره کمرنگ شود. هنر اینجا فقط جنبه تزئینی ندارد، بلکه به نوعی ابزار حفظ معنا و انتقال تجربه تاریخی است.
نظر شما