آگاه: دکتر نصیبه سادات حسینی - پژوهشگر: غدیر را معمولا در قاب یک واقعه تاریخی یا یک آیین مناسبتی میگذاریم: روزی برای تبریک، اطعام، جشن و راهپیمایی. اما مسئله اینجاست که اگر غدیر صرفا «یادبود» باشد، خیلی زود به یک خاطره تبدیل میشود؛ خاطرهای محترم، اما کماثر در هندسه زندگی. حال آنکه غدیر، در منطق دینی، «نقطه تکمیل» است: تکمیل دین نه به معنای افزودن یک حکم جزئی، بلکه به معنای کامل شدن سازوکار تحقق دین در جامعه. دین، تنها مجموعهای از گزارههای اخلاقی و حقوقی نیست؛ دین باید بتواند انسان و جامعه را «به مقصد» برساند و این مقصد، بدون یک «نظام هدایت» که معیارها، جهتگیریها و اولویتها را در میدان واقعی زندگی تثبیت کند، دستنیافتنی میشود.
به همین دلیل، تعظیم شعائر غدیر، فقط بزرگداشت یک روز نیست؛ پاسداری از «ستون فقرات» هویت اجتماعی جامعه مومن است. جامعهای که قانون دارد، اما «جهت» ندارد، ممکن است منظم باشد، اما الزاما رشد نمیکند ممکن است شعائر داشته باشد، اما پیشران تمدنی نداشته باشد. در این نگاه، غدیر موتور حرکت جمعی است: دین را از سطح فردی و انتزاعی به سطح اجتماعی و عینی میآورد؛ یعنی دین را از «گفتن» به «شدن» منتقل میکند. اگر قرار باشد دین در قامت جامعه دیده شود، باید معیار رهبری، معیار حق و باطل و الگوی عدالت اجتماعی روشن باشد. غدیر دقیقا همین کار را میکند: نسبت میان «هدایت»، «رهبری»، «امت» و «مسئولیت اجتماعی» را صورتبندی میکند.
درمانگری با تجربه ایمان جمعی
اینجاست که معنای شعائر غدیری تغییر میکند. راهپیماییها، جشنها و گردهماییهای غدیر اگر درست فهم شوند، تنها «ابراز محبت» نیستند؛ نوعی بازتولید سرمایه اجتماعی و تمرین همبستگی مومنانهاند. در جهان امروز که جامعه زیر فشار فرسایش امید، بیاعتمادی و گسستهای اجتماعی است، تجربههای جمعی ایمان میتوانند نقش درمانگر داشته باشند: انسانها را از جزیرههای فردیت بیرون میآورند، احساس تعلق را تقویت میکنند و دوباره امکان «ما شدن» را به جامعه یادآوری میکنند. این کارکرد روانشناختی و جامعهشناختی، وقتی به غدیر متصل میشود، عمق پیدا میکند؛ چون غدیر فقط اجتماع عاطفی نیست، اجتماع «جهتدار» است. در غدیر، گردهم آمدن مردم صرفا برای بودن کنار هم نیست؛ برای یادآوری یک معیار است: معیار ولایت، عدالت و صلاحیت.
اما چرا «تعظیم شعائر» در این نقطه حساس است؟ چون شعائر، زبان عمومی ارزشهاست. جامعه برای اینکه ارزشها را از سطح ذهن نخبگان به سطح فهم عمومی و تجربه مشترک منتقل کند، نیاز به نماد وآیین دارد. شعائر، ارزشها را قابل لمس میکنند. وقتی غدیر در هیات جشن و راهپیمایی و روایتگری عمومی ظهور میکند، «ولایت» از یک مفهوم نظری به یک حس اجتماعی تبدیل میشود؛ حس تعلق به حقیقت و آمادگی برای مسئولیت. تعظیم شعائر یعنی تقویت حافظه جمعی؛ یعنی اجازه ندادن به اینکه جامعه، معیار حق را با «مصلحتاندیشیهای مقطعی» یا «هیجانهای رسانهای» عوض کند. جامعهای که شعائرش ضعیف شود، معمولا بهتدریج معیارهایش هم فرسوده میشود؛ آن وقت حتی اگر قوانین درست هم داشته باشد، در اجرا به بیراهه میرود، چون قطبنما را از دست داده است.
غدیر در ذات خود، عبور از منطقهای جاهلی قدرت است. در نظامهای قبیلهای یا طاغوتی، قدرت از زور و ثروت و شبکههای نفوذ میآید؛ اما در منطق غدیر، قدرت باید بر مدار حق، علم، عدالت و امانت باشد. تعظیم غدیر یعنی زنده نگه داشتن همین جابهجایی معیار. اگر این جابهجایی در ذهن و ضمیر جامعه تثبیت نشود، جامعه دوباره به همان مکانیزمهای قدیمی برمیگردد: قبیلهگرایی نو، شهرتزدگی، مصرفگرایی هویتی و سیاستورزی تهی از عدالت. بنابراین، شعائر غدیر تنها «یادآور یک انتخاب تاریخی» نیستند؛ «مقاومت در برابر بازتولید جاهلیت»اند؛ جاهلیتی که امروز ممکن است نه با بت سنگی، بلکه با بت رسانه، پول، شهرت و مصلحت بیریشه بازگردد.
غدیر و جریان تربیت
از سوی دیگر، غدیر به ما میگوید که ولایت، صرفا مدیریت سیاسی نیست؛ «جریان تربیت» است. این نکته، شعائر را از سطح شور به سطح شعور میکشاند. اگر کسی غدیر را بزرگ میدارد، معنایش فقط حضور در مراسم نیست؛ یعنی پذیرفته است که در انتخابهای فردی و اجتماعی، شاخصهایی فراتر از میل شخصی و منفعت کوتاهمدت وجود دارد. شعائر غدیر باید این ترجمه را در زندگی روزمره ممکن کنند: از مصرف و سبک زندگی تا اخلاق اجتماعی، از نسبت ما با حقالناس تا نسبت ما با عدالت، از نوع مواجهه با اختلافات تا شکل مشارکت در کار خیر و مسئولیت عمومی. اگر شعائر به این پیوند نرسند، در بهترین حالت به یک هیجان سالانه تقلیل مییابند.
پس راهکار ارتقای کیفی مناسبتهای غدیری چیست؟ اول، باید روایت غدیر را از «صرف تبریک» به «تبیین معیار» ارتقا داد: معیار عدالت، معیار شایستگی، معیار امانت، معیار مقاومت در برابر ظلم. دوم، شعائر باید حامل تجربه مشارکت باشند، نه فقط تماشا: مردم باید سهم واقعی در خدمترسانی، اطعام هدفمند، کمک به نیازمندان و برنامههای محلهمحور پیدا کنند تا غدیر به «تمرین جامعهسازی» تبدیل شود. سوم، رسانه و هنر باید غدیر را به زبان امروز ترجمه کنند: روایت کوتاه، مستند، داستان، نمایش، سرود و روایتهای مردمی از تجربه همبستگی. چهارم، باید از مصرفزدگی مناسکی فاصله گرفت؛ شکوه غدیر با اسراف بالا نمیرود، با معنا بالا میرود. شکوه، وقتی تمدنی میشود که عدالت در آن دیده شود: سهم محرومان، کرامت انسانها و اخلاق عمومی.
از غدیر تا نظام امید
تعظیم شعائر غدیر یعنی پاسداشت یک حقیقت زنده: اینکه دین برای ساختن انسان تنها نیامده، برای ساختن جامعه هم آمده است؛ جامعهای که با عدالت قوام میگیرد و با هدایت استمرار پیدا میکند. اگر غدیر را درست بزرگ بداریم، از سطح یک جشن عبور میکنیم و به یک «نظام امید» میرسیم: امید به امکان زیستن عادلانه، امید به امکان همبستگی و امید به اینکه حقیقت میتواند در متن جامعه جاری شود. غدیر، وقتی از شعائر به جامعهسازی تبدیل میشود که مردم، در کنار شادی و محبت، «مسئولیت» را هم جشن بگیرند؛ مسئولیت دفاع از حق، ایستادگی در برابر ظلم و ساختن آیندهای که در آن معیار قدرت، عدالت و هدایت باشد.
نظر شما