آگاه: «وَإِنَّمَا یؤْتَی خَرَابُ الْأَرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا.» ویرانی سرزمینها، از تهیدستی و ناتوانی مردم آنها آغاز میشود - نهجالبلاغه، نامه ۵۳
امیرالمؤمنین (ع) در نامه به مالک اشتر، پایداری حکومت را تنها به قدرت نظامی یا فراوانی منابع گره نمیزند؛ بلکه آن را در عدالت، تدبیر و توان مردم جستوجو میکند. قرنها بعد، رهبر شهید انقلاب نیز با نگاهی راهبردی هشدار دادند که مهمتر از پدید آمدن یک نظام، تابآوری و استمرار آن است و دشمن، بیش از هر چیز، دو نقطه را هدف گرفته است: تابآوری مردم و خطای محاسباتی مسئولان. این هشدار، بیش از آنکه خطاب به مردم باشد، مسئولیتی سنگین بر دوش مدیران و تصمیمگیران کشور میگذارد.
اما پیش از آنکه از مردم بخواهیم تابآور باشند، باید یک حقیقت را بپذیریم؛ مردم ایران، بیش از چهار دهه است که تابآوری را زندگی کردهاند، نه اینکه فقط درباره آن شنیده باشند. جنگ، تحریم، ترور، زلزله، سیل، کرونا و سالها فشار اقتصادی، هرکدام میتوانست جامعهای را از پا درآورد، اما این ملت هر بار برخاست، دوباره ساخت و امید را از دل سختی بیرون کشید. بنابراین، مسئله امروز آموزش تابآوری نیست؛ مسئله، حفظ سرمایه تابآوری است.
برای فهم این موضوع، کافی است به یک خانواده درگیر بحران اقتصادی نگاه کنیم. پدر و مادری را تصور کنید که درآمدشان کاهش یافته است. آنان از فرزندان میخواهند قناعت کنند، صبور باشند و برای عبور از روزهای سخت همراه خانواده بمانند. این انتظار، منطقی و ضروری است. اما اگر همان فرزندان هر روز شاهد اختلافهای فرساینده پدر و مادر، سرزنش یکدیگر، تصمیمهای متناقض یا هزینههایی باشند که با شرایط خانواده سازگار نیست، آیا هنوز با همان امید، آینده را باور خواهند کرد؟
جامعه نیز همینگونه است. مردم، سختی را تحمل میکنند، اما آنچه سرمایه امید را فرسوده میکند، مشاهده اختلافهای بیحاصل، پیامهای متناقض و فاصله میان شعار و عمل است. اختلافنظر در مدیریت کشور طبیعی است، اما نزاعهای فرساینده و انتقال آن به افکار عمومی، درست در همان نقطهای عمل میکند که دشمن در جنگ شناختی به دنبال آن است؛ تضعیف اعتماد و کاهش امید.
از همین رو، تابآوری ملی یک مسئولیت دوطرفه است. مردم، سهم خود را سالهاست ادا کردهاند. اکنون نوبت مسئولان است که با انسجام، عدالت، شفافیت و تصمیمهای دقیق، از این سرمایه پاسداری کنند. مبارزه با فساد، رانت، احتکار و تبعیض، فقط یک برنامه اقتصادی نیست؛ بازسازی اعتماد عمومی است. سادهزیستی مسئولان نیز یک فضیلت فردی صرف نیست؛ پلی است میان تصمیمگیران و زندگی واقعی مردم.
رسانه نیز در این میدان، مسئولیتی تعیینکننده دارد. انکار مشکلات، اعتماد را از بین میبرد و سیاهنمایی، امید را میفرساید. جامعه به روایت صادقانه نیاز دارد؛ روایتی که هم رنج مردم را ببیند و هم مسیر عبور از بحران را نشان دهد. امید، محصول تبلیغات نیست؛ ثمره عدالت، صداقت و کارآمدی است.
امروز بزرگترین تهدید، کمبود صبر مردم نیست؛ عادی شدن رنج مردم است. هرگاه درد مردم به آمار تبدیل شود و تجربه زیسته آنان از نگاه تصمیمگیران دور بماند، تابآوری بهتدریج از «اراده برای ساختن» به «تحمل برای ماندن» تبدیل میشود و این آغاز فرسایش سرمایه اجتماعی است.
مردم ایران بارها ثابت کردهاند که برای حفظ کشورشان از آسایش خود گذشتهاند. اکنون نوبت همه ارکان حکمرانی است که نشان دهند آنان نیز برای حفظ اعتماد مردم، از منافع کوتاهمدت، اختلافهای فرساینده و خطاهای قابل پرهیز عبور میکنند. زیرا آینده ایران، بیش از هر چیز، بر ستون اعتماد استوار است و اعتماد، تنها در سایه عدالت و همدلی پایدار میماند و شاید مهمترین پرسشی که امروز باید پیش روی همه مسئولان قرار گیرد این باشد: اگر مردم ایران بیش از چهار دهه بار تابآوری این سرزمین را بر دوش کشیدهاند، آیا همه تصمیمها، رفتارها و اختلافهای ما، این سرمایه را حفظ میکند یا آرامآرام از آن میکاهد؟
۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
کد مطلب: ۲۴٬۰۳۲
نظر شما