۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۱
کد مطلب: ۲۳٬۱۷۶

در کشور ما، آیین‌های سوگواری محرم و سنت مداحی، نقشی حیاتی در انتقال ارزش‌ها، رویدادهای تاریخی و هویت مذهبی از نسلی به نسل دیگر ایفا می‌کنند. با این حال، در سال‌های اخیر و تحت تاثیر تحولات پرشتاب فرهنگی، رسانه‌ای و تکنولوژیک، فرم و ساختار این مناسک دچار تغییرات چشمگیری شده است. ورود ریتم‌های مدرن، سبک‌های موسیقی پاپ و ابزارهای الکترونیک به عرصه نوحه‌ها و مداحی‌های جدید، چالش‌ها و پرسش‌های جدی را در میان پژوهشگران، جامعه‌شناسان و عموم جامعه برانگیخته است.

ریتم‌های جدید برای حافظه‌ای کهن

آگاه: برخی این دگرگونی‌ها را تهدیدی برای اصالت، وقار و عمق سنت‌های عزاداری می‌دانند و بر این باورند که چنین روندی ممکن است به تهی‌شدگی فرهنگی منجر شود؛ در حالی که گروهی دیگر آن را بازتولید خلاقانه، پویا و گریزناپذیر سنت‌ها برای بقا و تداوم در دنیای امروز قلمداد می‌کنند. این دگرگونی‌ها فراتر از یک تغییر موسیقایی ساده، نشان‌دهنده نحوه مواجهه و بازتعریف نسل جوان با مفاهیم مقدس است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد چگونه یک جامعه می‌تواند گذشته تاریخی خود را با زبان، سرعت و نیازهای زمان حال پیوند بزند و آن را از قالب یک آیین فصلی محدود، به عنصری جاری، سیال و پویا در بطن زندگی روزمره تبدیل کند.
زهراسادات روح‌الامین معتقد است که نوآوری در مداحی‌های جدید و استفاده از ریتم‌های مدرن، پاپ و الکترونیک، تا زمانی که به محتوای اصیل و ریشه‌های مذهبی وفادار بمانند، ویرانگر نیستند، بلکه ابزاری کارآمد برای به‌روزرسانی و احیای زنجیره حافظه جمعی مذهبی به شمار می‌روند. از دیدگاه او، اصالت سوگواری در یک فرم ثابت و منجمد سنتی نیست، بلکه در انتقال پویای سنت بر اساس نیازهای نسل جدید نهفته است. به باور وی، ورود این ملودی‌ها به فضاهای غیرمذهبی نیز می‌تواند نشانه‌ای از حضور پایدار و ریشه‌دار بودن این نواها در ناخودآگاه جمعی مردم باشد.

ریتم‌های جدید برای حافظه‌ای کهن
زهراسادات روح‌الامین، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه سواد تاریخی و حافظه جمعی است؛ او به عنوان مترجم، آثار برجسته‌ای را به فارسی برگردانده که از مهم‌ترین آنها می‌توان به کتاب بنیادی «جامعه‌شناسی حافظه جمعی» اثر موریس هالبواکس و کتاب «جامعه‌شناسی تاریخی بازتابی» اشاره کرد. گفت‌وگوی «آگاه» با این پژوهشگر جامعه‌شناسی را در ادامه می‌خوانید:

در سال‌های اخیر، ظاهر و ساختار موسیقایی مداحی‌ها و نواهای محرم تغییرات زیادی کرده و پای موسیقی پاپ، الکترونیک و حتی ریتم‌های مدرن به آنها باز شده است. به نظر شما مهم‌ترین تغییرات در این کارهای جدید نسبت به گذشته چیست و این روند چقدر اصالت سوگواری سنتی را دستخوش تغییر کرده است؟
مهم‌ترین تغییر در مداحی‌های جدید (مانند آثار پویانفر) بازطراحی نغمه‌ها و ملودی‌ها در قالبی مدرن است که همچنان به «نقاط اشتراک» حافظه جمعی مذهبی اشاره دارد. ریتم‌های مدرن، الکترونیک یا پاپ، در واقع ابزارهایی برای احیا و گسترش زنجیره حافظه هستند. در گذشته، حافظه جمعی از طریق نوحه‌های ساده، یکنواخت و محله‌محور منتقل می‌شد. امروز با ریتم‌های متنوع، این حافظه از محدوده هیات‌های سنتی خارج شده و به «محرم ایران» (مانند قطعه پویانفر) تبدیل می‌شود؛ حافظه‌ای فراتر از یک شهر یا محله که سیاه‌پوشی جمعی و حس اشتراک را بازتولید می‌کند. اصالت سوگواری سنتی نه در «فرم ثابت» بلکه در محتوای حافظه‌ای (یادآوری مصیبت کربلا، غدیر، فاطمیه و زنجیره سنت) نهفته است. نوآوری‌ها وقتی به این محتوا وفادار بمانند (مانند اشاره به اشعار تاریخی، ناصرالدین شاه، مؤذن‌زاده اردبیلی یا «نقطه اشتراک» هیات‌ها)، اصالت را دستخوش تغییر ویرانگر نمی‌کنند؛ بلکه آن را به‌روزرسانی می‌کنند تا حافظه جمعی از فراموشی نسل جدید در امان بماند. هالبواکس تاکید دارد که گروه‌های اجتماعی گذشته را بر اساس نیاز حال بازسازی می‌کنند؛ این دقیقا همان چیزی است که در مداحی نوین رخ می‌دهد.

حال‌وهوای این نواها از آن حالت حزن، گریه سنتی و درون‌گرایانه، بیشتر به سمت شور، ریتم‌های تند، فضای حماسی و حتی گاهی لحن‌های عاشقانه رفته است. این تغییر عاطفی، چه تاثیری روی ارتباط و حس‌وحال مخاطبان، به‌خصوص نسل جوان در مراسم محرم می‌گذارد؟
این تغییر عاطفی، حافظه جمعی مذهبی را از حالت «یادآوری صرف گذشته غم‌بار» به اتصال گذشته با انرژی حال تبدیل کرده است. نسل جوان امروز در جهانی پرشتاب زندگی می‌کند؛ حافظه مذهبی برای تداوم باید با این سرعت و با زبان عاطفی آنها (شور، حماسه، حتی حس عاشقانه به اهل‌بیت) سخن بگوید. تاثیر مثبت آن این است که حافظه جمعی از «مراسم فصلی» به هویت درونی‌شده تبدیل می‌شود. جوان دیگر فقط در محرم گریه سنتی نمی‌کند، بلکه با ریتم‌های تند و حماسی، کربلا را به‌عنوان الگوی مقاومت و عشق در زندگی روزمره بازتولید می‌کند. این دقیقا عملکرد حافظه جمعی مذهبی هالبواکس است: انتقال سنت از طریق زنجیره‌ای پویا که گذشته را زنده نگه می‌دارد و به حال معنا می‌بخشد. نتیجه: ارتباط عمیق‌تر نسل جوان با مراسم محرم، نه فاصله.

گویی امروزه این نواها دیگر فقط مخصوص زمان و مکان هیات‌ها و عزاداری نیستند و مردم آنها را در ماشین یا به عنوان موسیقی روزمره در تمام طول سال گوش می‌دهند. این گوش دادن مداوم، چطور تعریف موسیقی مناسبتی و مذهبی را عوض کرده و آن را به بخشی از زندگی عادی مردم تبدیل کرده است؟
این پدیده، تعریف موسیقی مناسبتی را از موقعیت‌محور به حافظه‌ای سیال و فراگیر تغییر داده است. حافظه جمعی مذهبی همیشه به تکرار و حضور مداوم نیاز داشته؛ قبلا این تکرار در هیات و روضه خانگی بود. («ب بسم الله اول هر ماه») امروز مداحی‌ها به بخشی از زندگی عادی تبدیل شده‌اند و حافظه را از «زمان مقدس» به «زمان دنیوی روزانه» گسترش می‌دهند. این تغییر، حافظه را تقویت می‌کند چون یادآوری را مداوم و بخشی از هویت روزمره می‌سازد. مثل آنچه موریس هالبواکس (جامعه‌شناس فرانسوی که برای تکمیل مفهوم حافظه جمعی نام‌آور شد) در بازسازی مداوم گذشته توصیف می‌کند: خاطرات مذهبی دیگر فقط در محرم فعال نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان «زمینه صوتی» زندگی، دائما گذشته مقدس را در حال حاضر بازتولید می‌کنند و انتقال بین‌نسلی را آسان‌تر می‌کنند.

یکی از اتفاقات نوظهور این است که برخی از این ریتم‌ها و ملودی‌ها گاهی با تغییر شعر یا تنظیم جدید به فضاها و مراسم‌های غیرمذهبی و گاهی نامتعارف راه پیدا کرده‌اند. این جابه‌جایی بین دو فضای کاملا متفاوت را چطور تحلیل می‌کنید؟ به نظر شما این پدیده نشان‌دهنده دور شدن این نواها از منشأ معنایی اصلی‌شان است؟
این پدیده به نظرم نه لزوما «دور شدن از منشأ» بلکه نشانه‌ای از قدرت ذاتی این ملودی‌هاست. باید بین دو چیز تفکیک کنیم: شکل و معنا. وقتی یک ریتم یا ملودی از بستر مذهبی‌اش بیرون می‌آید، شکلش منتقل می‌شود ولی معنا لزوما با آن همراه نیست. این اتفاق بارها در تاریخ موسیقی افتاده است. خیلی از ملودی‌های کلیسایی اروپا وارد موسیقی سکولار شدند یا برعکس. اما یک نکته مهم‌تر هم هست: این جابه‌جایی می‌تواند از دو جهت متضاد خوانده شود. یک تفسیر این است که این ملودی‌ها آنقدر از معنای اصلی‌شان تهی شدند که حالا صرفا به یک «فرم صوتی جذاب» تبدیل شده‌اند، یعنی نوعی تهی‌شدگی فرهنگی. تفسیر دیگر اما این است که این ملودی‌ها آنقدر ریشه در حافظه جمعی مذهبی مردم دارند که حتی در فضای شادی هم ناخودآگاه سر بر می‌آورند، یعنی نوعی حضور پایدار.
من شخصا فکر می‌کنم قضاوت ارزشی در این مورد کار سختی‌ست. پرسش مهم‌تر این است که استفاده‌کنندگان چه نسبتی با این ملودی‌ها دارند. آیا آگاهانه فضا را می‌شکنند یا ناخودآگاه دارند چیزی را منتقل می‌کنند که اسمش را نمی‌دانند؟ که پاسخ به این سوال جای تحقیق دقیق‌تر و بیشتر دارد.

 با توجه به سرعت بالای این تغییرات در سال‌های اخیر، آینده موسیقی و نواهای محرم را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟ آیا این دگرگونی‌ها یک به‌روزرسانی خلاقانه و لازم برای زنده ماندن این سنت در دنیای امروز است یا باعث می‌شود این نواها هویت و معنای اصلی خودشان را از دست بدهند؟
آینده نواهای محرم را ترکیبی پویاتر از سنت و نوآوری پیش‌بینی می‌کنم، به شرطی که نوآوری در خدمت تقویت زنجیره حافظه جمعی بماند. سرعت تغییرات بالا است، اما حافظه جمعی مذهبی همیشه با شرایط جدید تطبیق یافته (از نوحه‌های سنتی تا استفاده از رسانه‌های مدرن). این دگرگونی‌ها عمدتا به‌روزرسانی خلاقانه و لازم برای زنده ماندن سنت هستند. حافظه جمعی مذهبی برای تداوم نیاز به جذب نسل جدید دارد؛ پویانفر با ریتم نوجوان‌پسند و اشاره به خاطرات جمعی (خاطره‌بازی با مؤذن‌زاده، محرم ایران، غدیر خم) دقیقا این کار را کرده است. خطر از دست رفتن هویت وقتی پیش می‌آید که فرم بر محتوا غلبه کند یا زنجیره سنت قطع شود. اما مادامی که به ریشه‌ها (اشعار عرفانی، رویدادهای تاریخی اسلام، حس اشتراک هیات) پایبند باشیم، این تغییرات حافظه را غنی‌تر و مقاوم‌تر در برابر فراموشی می‌کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.