خطرات پنهان درمان با هوش مصنوعی

آگاه: هوش مصنوعی در مدت کوتاهی به یکی از پرکاربردترین ابزارهای زندگی روزمره تبدیل شده است. از پاسخ به پرسش‌های علمی و آموزشی گرفته تا تولید متن، ترجمه، برنامه‌ریزی و حتی ارائه توصیه‌های مرتبط با سلامت روان، این فناوری اکنون در دسترس میلیون‌ها نفر قرار دارد. بسیاری از کاربران در زمان مواجهه با اضطراب، استرس، مشکلات خانوادگی یا بحران‌های عاطفی، پیش از مراجعه به یک متخصص، پرسش‌های خود را با چت‌بات‌های هوش مصنوعی مطرح می‌کنند و از آنها راهنمایی می‌خواهند. اما آیا این فناوری می‌تواند جای روان‌شناس را بگیرد؟
یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره هوش مصنوعی این است که بسیاری از افراد تصور می‌کنند دریافت اطلاعات روان‌شناختی معادل درمان است. در حالی که آگاهی داشتن از یک موضوع لزوما به معنای حل آن نیست.
اسماعیل سلطانی، روان‌شناس بالینی، در این باره هشدار داده است که استفاده از هوش مصنوعی به جای روان‌شناس اقدامی نادرست و بالقوه خطرناک است. به گفته او، تغییر روان‌شناختی تنها از طریق کسب اطلاعات اتفاق نمی‌افتد و فرآیند درمان به عوامل متعدد دیگری وابسته است. واقعیت این است که بسیاری از افراد می‌دانند اضطراب دارند، می‌دانند باید خشم خود را کنترل کنند یا می‌دانند سبک زندگی سالم‌تری داشته باشند؛ اما دانستن یک موضوع با توانایی تغییر آن فاصله زیادی دارد. روان‌درمانی دقیقا برای پر کردن همین فاصله شکل گرفته است. در جلسات درمانی، فرد نه‌تنها اطلاعات دریافت می‌کند، بلکه با کمک یک متخصص به شناخت ریشه مشکلات، اصلاح الگوهای رفتاری و ایجاد تغییرات پایدار در زندگی خود می‌پردازد.

انسان‌ها شبیه هم نیستند
یکی دیگر از چالش‌های استفاده از هوش مصنوعی در حوزه سلامت روان، ناتوانی آن در درک کامل تفاوت‌های فردی است.
هر انسان مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از تجربیات، خاطرات، ویژگی‌های شخصیتی، شرایط خانوادگی، باورها و موقعیت‌های اجتماعی را با خود حمل می‌کند. دو نفر ممکن است علائمی مشابه از اضطراب یا افسردگی داشته باشند، اما علت شکل‌گیری این مشکلات و مسیر درمان آنها کاملا متفاوت باشد.
سلطانی معتقد است روان‌درمانی علمی است که تفاوت‌های فردی در آن اهمیت فراوانی دارد و حتی می‌توان گفت به تعداد انسان‌ها، شیوه‌های درمانی فردی‌سازی‌شده وجود دارد. در مقابل، هوش مصنوعی بر پایه الگوهای آماری و داده‌های موجود عمل می‌کند. اگرچه ممکن است توصیه‌های کلی و مفیدی ارائه دهد، اما نمی‌تواند مانند یک روان‌شناس باتجربه ظرافت‌های شخصیتی، پیشینه زندگی و شرایط خاص هر فرد را به‌طور کامل درک کند. همین موضوع ممکن است باعث شود توصیه‌های ارائه‌شده برای برخی افراد ناکافی، نامناسب یا حتی گمراه‌کننده باشد.
شاید مهم‌ترین تفاوت میان یک چت‌بات و یک روان‌شناس در چیزی باشد که متخصصان آن را «رابطه درمانی» می‌نامند.
بخش قابل توجهی از اثربخشی روان‌درمانی تنها به تکنیک‌ها و روش‌های علمی محدود نمی‌شود، بلکه به کیفیت ارتباط میان درمانگر و مراجع بستگی دارد. احساس امنیت، اعتماد، همدلی، درک شدن و تجربه یک ارتباط انسانی اصیل، از عناصر کلیدی درمان به شمار می‌روند. یک روان‌شناس هنگام گفت‌وگو با مراجع، تنها به کلمات توجه نمی‌کند. لحن صدا، مکث‌ها، زبان بدن، واکنش‌های هیجانی، اشک‌ها، سکوت‌ها و بسیاری از نشانه‌های ظریف دیگر نیز در فرآیند درمان نقش دارند. هوش مصنوعی فاقد چنین توانایی‌هایی است. این فناوری می‌تواند پاسخ تولید کند، اما نمی‌تواند حضور انسانی داشته باشد. نمی‌تواند درد را احساس کند، تجربه مشترک هیجانی بسازد یا همان سطح از همدلی واقعی را ارائه دهد که در یک رابطه انسانی شکل می‌گیرد. به همین دلیل مهم‌ترین بخش درمان، یعنی رابطه انسانی، چیزی است که فعلا از دسترس فناوری خارج است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.