۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۳
کد مطلب: ۲۳٬۲۴۲

در دنیای سیاست و جنگ که آکنده از روایت‌های ساختگی، بیانیه‌های تبلیغاتی و تلاش‌های سیستماتیک برای تحریف واقعیت است، گاهی صادق‌ترین و معتبرترین شاهد، خود دشمن است. هنگامی که جامعه‌ای قرار بود «پیروزی مطلق» و «تغییر نقشه منطقه» را جشن بگیرد، در نظرسنجی‌های داخلی و علنی خود از شکست سخن می‌گوید، دیگر نیازی به تفسیرهای پیچیده خارجی یا استناد به منابع جانبدارانه باقی نمی‌ماند.

آگاه: نتایج نظرسنجی مشترک دانشگاه عبری اورشلیم و موسسه «آگام»، که با مشارکت گسترده ۳۶۴۴ شهروند اسرائیلی در بازه زمانی ۱۷ تا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ انجام شد، سندی بی‌طرف اما ویرانگر برای روایت رسمی تل‌آویو به شمار می‌رود. این نظرسنجی فراتر از یک گزارش آماری ساده، اعترافی تاریخی و شفاف از سوی بدنه اجتماعی رژیم صهیونیستی به تغییر اساسی معادلات راهبردی منطقه به نفع جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت است.
۹۲.۱ درصد از کل پاسخ‌دهندگان (نکته‌ای بسیار قابل توجه اینکه حتی ۹۳.۱ درصد از حامیان راست‌گرای بنیامین نتانیاهو) صراحتا اعلام کرده‌اند که ایران در این تقابل مستقیم یا غیرمستقیم پیروز شده یا سود استراتژیک بیشتری برده است. این ارقام خیره‌کننده، نه تنها یک نظرسنجی گذرا، بلکه سند محکمی است که تبلیغات جنگی رژیم صهیونیستی را در برابر افکار عمومی خودشان بی‌اعتبار می‌سازد. چنین اعترافی از درون جامعه دشمن، وزنی بی‌نظیر دارد؛ زیرا از زبانی برمی‌خیزد که دهه‌ها تلاش کرده شکست‌های خود را به پیروزی تبدیل کند.

شکاف عمیق میان روایت رسمی و واقعیت افکار عمومی
دولت نتانیاهو و ماشین تبلیغاتی عظیم آن، از رسانه‌های بین‌المللی گرفته تا لابی‌های قدرتمند در واشنگتن، تمام ظرفیت خود را به کار بستند تا تصویری از «دستاوردهای استراتژیک بزرگ»، «رفع تهدید وجودی ایران»، «ضربه پیش‌دستانه موفق» و حتی «تغییر نقشه خاورمیانه» به نفع اسرائیل بسازند. اما همین نظرسنجی داخلی آشکار می‌سازد که ۷۲.۵ درصد از شهروندان اسرائیلی این روایت‌های رسمی را باور ندارند. این شکاف عمیق و رو به گسترش میان ادعاهای مقامات سیاسی-نظامی و باور جمعی مردم، نشانه‌ای آشکار از بحران مشروعیت، اعتماد عمومی و انسجام داخلی در درون رژیم صهیونیستی است.
در هفته‌های ابتدایی جنگ، جامعه اسرائیلی با وعده‌های پرطمطراق پیروزی سریع، نابودی کامل قدرت بازدارندگی ایران، تضعیف محور مقاومت و برقراری امنیت پایدار برای نسل‌ها بسیج شد. رسانه‌های عبری‌زبان و مقامات ارشد رژیم، سناریوهایی از فروپاشی داخلی ایران، انزوای سیاسی آن و حتی تغییر رژیم را ترسیم می‌کردند. اما امروز، پس از ماه‌ها درگیری، هزینه‌های هنگفت انسانی، اقتصادی و نظامی، واقعیت میدان با آن وعده‌های توخالی فاصله‌ای فاحش پیدا کرده است.
این فاصله میان وعده و عمل، نه تنها اعتماد عمومی را به شدت خدشه‌دار کرده، بلکه شکاف‌های سیاسی، قومی و اجتماعی موجود در اسرائیل را نیز عمیق‌تر کرده است. اعتراضات داخلی، انتقادات تند از عملکرد ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی و شکاف میان فرماندهان نظامی و سیاسیون، همگی جلوه‌هایی از این بحران فراگیر هستند که ریشه در ناکامی استراتژیک دارد.

آسیب جدی به امنیت بلندمدت و اعتماد به نهادهای امنیتی
ارقام این نظرسنجی به مراتب فراتر از یک شکست تاکتیکی یا موقتی هستند و ابعاد راهبردی و بلندمدت دارند:
  ۸۲.۹ درصد از شرکت‌کنندگان معتقدند که امنیت بلندمدت اسرائیل در این جنگ آسیب جدی دیده است.
  ۸۶ درصد نسبت به نتیجه نهایی و پیامدهای جنگ دیدگاه کاملا منفی دارند.
این اعداد در واقع رأی عدم اعتماد گسترده و بی‌سابقه به ارتش اسرائیل (IDF)، سرویس‌های اطلاعاتی موساد و شین‌بت، و تصمیم‌گیران سیاسی رژیم تلقی می‌شوند. دستگاه امنیتی-نظامی که با غرور تمام مدعی بود با یک عملیات پیش‌دستانه دقیق، تهدید ایران را برای دهه‌های آینده خنثی خواهد کرد، اکنون با اعتراف تلخ جامعه خود روبه‌رو است: نه تنها تهدید رفع نشده، بلکه قدرت بازدارندگی ایران تقویت شده، نفوذ منطقه‌ای تهران گسترش یافته و محور مقاومت منسجم‌تر و قدرتمندتر از گذشته ظاهر شده است.
این اعتراف داخلی، ارزش تحلیلی بالایی دارد زیرا از زبان مردمی بیان می‌شود که مستقیما هزینه‌های جنگ ـ از جمله تلفات نظامی، اختلال اقتصادی، فرار سرمایه، مهاجرت معکوس و فرسایش روحی ـ را لمس کرده‌اند.
یکی از برجسته‌ترین بخش‌های این نظرسنجی، نگرش انتقادی و واقع‌بینانه شرکت‌کنندگان به ماهیت توافق پایان‌دهنده جنگ است. ۶۳.۲ درصد از پاسخ‌دهندگان صراحتا با این توافق مخالفت کرده‌اند و تنها ۱۲.۱ درصد از آن حمایت می‌کنند. این مخالفت گسترده نشان می‌دهد که حتی از منظر داخلی جامعه صهیونیستی، آنچه به عنوان «آتش‌بس» یا «توافق با میانجی‌گری آمریکا» تبلیغ می‌شود، در حقیقت یک عقب‌نشینی اجباری، امتیازدهی ناخواسته و تسلیم در برابر واقعیت‌های میدانی تلقی می‌گردد. روزنامه معتبر عبری‌زبان «معاریو» نیز در گزارش تحلیلی خود از نگرانی ۶۳ درصدی صهیونیست‌ها نسبت به آینده سرزمین‌های اشغالی و امنیت بلندمدت خبر داده است. این نگرانی عمیق ریشه در تحولات واقعی میدان دارد: تقویت چشمگیر قدرت موشکی، پهپادی و پدافندی ایران، پیشرفت‌های قابل توجه جبهه مقاومت در لبنان، تحولات مثبت در سایر جبهه‌ها.
تصویری که امروز از رژیم صهیونیستی ترسیم می‌شود، تصویری از یک موجود متورم اما در حال انقباض راهبردی است. رژیمی که در آغاز جنگ با شعارهای بلندپروازانه «تغییر نقشه خاورمیانه»، «نابودی حماس و حزب‌الله» و «مهار دائمی ایران» به میدان آمده بود، اکنون برای حفظ همان مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها، مجبور به چانه‌زنی، عقب‌نشینی تدریجی و پذیرش میانجی‌گری‌های خارجی شده است. این انقباض راهبردی، نشانه‌ای روشن از شکست پروژه هژمونیک اسرائیل در منطقه به شمار می‌رود.

معنای راهبردی و تاریخی این اعتراف برای ایران و محور مقاومت
برای مخاطب ایرانی، افکار عمومی منطقه و تحلیلگران بین‌المللی، اهمیت این نظرسنجی در دو سطح کلیدی قابل بررسی است:
اول، اعتبار درونی و بی‌واسطه اعتراف: این داده‌ها از دل جامعه دشمن بیرون آمده‌اند. جامعه‌ای که طی دهه‌های گذشته در هنر روایت‌سازی پیروزی حتی از دل شکست‌های آشکار، مهارت فراوانی کسب کرده بود. اما این‌بار، فاصله میان واقعیت تلخ میدان و ظرفیت محدود روایت‌سازی تبلیغاتی‌شان چنان عظیم بوده که حتی رسانه‌های وابسته به رژیم و تحلیلگران نزدیک به نتانیاهو نیز نتوانسته‌اند آن را به طور کامل بپوشانند. وقتی پایگاه رأی اصلی نتانیاهو ـ راست‌گرایان افراطی و حامیان سیاست‌های تهاجمی‌ـ با ۹۳.۱ درصد به پیروزی ایران اعتراف می‌کنند، این قضاوت درونی و تلخ خود جامعه صهیونیستی درباره عملکرد شکست‌خورده زمامداران‌شان است.
دوم، تایید مستند دکترین دفاعی بومی ایران: این نتایج، مهر تاییدی محکم بر تحلیل‌های دقیق و پیش‌بینی‌هایی است که از روزهای آغازین جنگ تحمیلی مطرح می‌شد. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توانمندی‌های داخلی، دکترین بازدارندگی بومی، مقاومت هوشمندانه و اجتناب از دام‌های استراتژیک دشمن، نه تنها از سناریوی فروپاشی و انزوا مصون ماند، بلکه با حفظ انسجام ملی، تقویت وحدت داخلی، ارتقای توانمندی‌های نظامی-فناورانه و گسترش نفوذ دیپلماتیک، معادله را به سود خود و محور مقاومت تغییر داد. 

جمع‌بندی
تاریخ جنگ‌های بزرگ نشان داده است که روایت نهایی و ماندگار را نه بیانیه‌های لحظه‌ای، نه کمپین‌های تبلیغاتی و نه پیروزی‌های تاکتیکی کوتاه‌مدت، بلکه قضاوت بلندمدت ملت‌ها رقم می‌زند. آنچه امروز از دل نظرسنجی‌های معتبر داخلی اسرائیل بیرون می‌آید، صدای اکثریت قاطع جامعه‌ای است که خود را در میانه یک پروژه راهبردی بلندپروازانه اما شکست‌خورده می‌بیند. این پیروزی، فراتر از ابعاد نظامی، پیروزی روایت حق بر باطل، منطق مقاومت هوشمند بر منطق تجاوز و اراده ملت‌ها بر توطئه‌های استکباری است. تاریخی که امروز نوشته می‌شود، این لحظه را به عنوان نقطه عطفی در تحولات خاورمیانه ثبت خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.