۶ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۶
کد مطلب: ۲۳٬۳۴۳

پرسش اصلی آن است که فرآیند امنیتی‌سازی تصویر ایران در نظام بین‌الملل تحت تاثیر چه عوامل فرهنگی، نهادی و سیاستی شکل گرفته و چه راهبردهایی می‌تواند به بازسازی این تصویر در افکار عمومی و جامعه جهانی کمک کند؟

آگاه: پاسخ به این پرسش، پیش از هر چیز مستلزم بازنگری در شیوه بازنمایی هویت فرهنگی و تمدنی کشور و تقویت ابزارهای قدرت نرم است. در این میان، «ایرانیت» و «اسلامیت» دو سرمایه بنیادین هویتی ایران به شمار می‌آیند؛ سرمایه‌هایی که اگر نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد هم و در چارچوبی هم‌افزا به کار گرفته شوند، می‌توانند به تقویت دیپلماسی عمومی، افزایش اعتماد جهانی و ارتقای برند ملی ایران منجر شوند. ایران و اسلام دو بال یک پرنده‌اند؛ پرنده‌ای که با گشودن هر دو بال، توان آن را می‌یابد که از زمین تنگ منازعات برخیزد و در افق‌های بلند تمدنی اوج گیرد. ایران بدون پشتوانه معنوی، اخلاقی و تمدنی اسلام، بخشی از عمق هویتی خود را از دست می‌دهد و اسلام در ایران نیز بدون زبان، تاریخ، فرهنگ، هنر، ادبیات و تجربه زیسته ایرانی، یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های تمدنی خود را نخواهد داشت. از این منظر، هنر حکمرانی فرهنگی آن است که این دو مؤلفه را در قالب روایتی جذاب، انسانی، معقول و جهان‌فهم بازنمایی کند.
با این حال، در برخی مقاطع، سیاست‌گذاری‌های فرهنگی به‌گونه‌ای بوده که به جای تقویت این هم‌افزایی، نوعی دوگانگی در فضای داخلی و بازنمایی خارجی ایجاد کرده است. گاه ایرانیت در حاشیه قرار گرفته و گاه اسلامیت به زبانی محدود، رسمی و غیر گفت‌وگویی عرضه شده است. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش ظرفیت اقناعی پیام ایران و فراهم شدن زمینه برای برداشت‌های نادرست یا امنیتی از آن بوده است. در حالی ‌که ایران می‌تواند با تکیه بر ادبیات فارسی، میراث تاریخی، حکمت اسلامی، فعالیت‌های قرآنی، آیین‌های ایرانی ـ اسلامی، هنر، معماری، خانواده، مهمان‌نوازی، تنوع قومی و مذهبی و تجربه زیست اجتماعی خود، تصویری چندلایه و جذاب از خویش ارائه دهد. چنین تصویری هم برای ملت‌های مسلمان الهام‌بخش است و هم برای مخاطبان غیرمسلمان، قابل فهم و ارتباط‌پذیر خواهد بود.

بازآرایی نهادی؛ فراتر از تکثیر ساختارهای اداری
واکاوی تصویر فعلی ایران در عرصه بین‌الملل نشان می‌دهد که مسئله فقط کمبود فعالیت فرهنگی نیست، بلکه گاه مسئله در پراکندگی فعالیت‌ها، فقدان راهبرد مشترک، موازی‌کاری نهادی و ضعف هماهنگی میان دستگاه‌هاست. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تکثر نهادها و تعدد تشکل‌های فرهنگی در خارج از کشور، لزوما به افزایش اثرگذاری منجر نمی‌شود. در بسیاری از موارد، پراکندگی ماموریت‌ها، رقابت‌های غیرسازنده، ضعف ارزیابی عملکرد و نبود پیام واحد، به گسیختگی در روایت ایران و در نهایت به تضعیف چهره کشور انجامیده است. از این‌رو، شکل‌گیری راهبردی موثر در حوزه دیپلماسی عمومی و برندینگ ملی، بیش از آنکه مستلزم افزودن بر ساختارهای اداری یا تاسیس شوراهای جدید باشد، نیازمند بازآرایی نهادی، ادغام سازوکارهای موازی، شفاف‌سازی ماموریت‌ها و الزام دستگاه‌های اجرایی به هماهنگی حداکثری است.
در این بازآرایی، باید نسبت سه سطح سیاست فرهنگی داخلی، روایت رسانه‌ای بیرونی و دیپلماسی عمومی روشن شود. سیاست فرهنگی داخلی، پشتوانه اجتماعی و هویتی روایت ایران را می‌سازد؛ روایت رسانه‌ای بیرونی، زبان و تصویر ایران را در جهان شکل می‌دهد و دیپلماسی عمومی، امکان ارتباط مستقیم با ملت‌ها، نخبگان، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، هنرمندان، گردشگران و جوامع ایرانی خارج از کشور را فراهم می‌کند. بدون هماهنگی این سه سطح، تصویر ایران یا پراکنده خواهد بود یا غیرقابل باور.
همچنین فعالیت فرهنگی در عرصه بین‌الملل باید از شفافیت بیشتری برخوردار شود. شفافیت در اهداف، مخاطبان، منابع، سازوکارها و پیام‌های فرهنگی، یکی از مهم‌ترین عناصر اعتمادسازی است. هر اندازه فعالیت فرهنگی ایران در جهان شفاف‌تر، حرفه‌ای‌تر و مبتنی بر گفت‌وگو باشد، امکان سوءبرداشت، برچسب‌زنی و امنیتی‌سازی آن کاهش خواهد یافت.

دیپلماسی عمومی؛ بازتاب اعتماد درونی
همچنین باید توجه داشت که تصویر ایران در خارج، تا حد زیادی بازتاب تصویر آن در داخل است. دیپلماسی عمومی موفق، پیش از آنکه در بیرون ساخته شود، در درون جامعه شکل می‌گیرد. اعتماد اجتماعی، رضایت عمومی، سرمایه اجتماعی، احساس تعلق شهروندان به هویت ایرانی ـ اسلامی و کیفیت رابطه مردم با نهادهای حکمرانی، از عوامل بنیادینی است که بر اعتبار و جذابیت تصویر ایران در جهان اثر می‌گذارد. اگر روایت بیرونی از کشور با تجربه زیسته مردم در داخل فاصله جدی داشته باشد، آن روایت در بلندمدت باورپذیر نخواهد بود. جهان امروز به دلیل گسترش شبکه‌های اجتماعی، رفت‌وآمدهای انسانی، ارتباطات لحظه‌ای و رسانه‌های غیررسمی، امکان پنهان کردن شکاف میان روایت رسمی و تجربه اجتماعی را بسیار کاهش داده است. از این‌رو، بهبود تصویر خارجی ایران بدون تقویت اعتماد داخلی، سیاستی ناقص خواهد بود.
در این میان، ایرانیان خارج از کشور نیز یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های ارتباطی ایران به شمار می‌آیند. این جامعه گسترده می‌تواند پلی میان ایران و جهان باشد و در تقویت شبکه‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی، دانشگاهی، رسانه‌ای و فناوری نقش‌آفرینی کند. البته تحقق این ظرفیت، نیازمند سیاست‌هایی فعال، واقع‌بینانه و اعتمادساز برای تعامل با آنان است. نگاه صرفا امنیتی، بی‌اعتمادی متقابل یا نبود سازوکارهای پایدار ارتباطی، می‌تواند این سرمایه بزرگ را از دسترس سیاست فرهنگی کشور خارج کند. در این چارچوب، بازنگری در نوع مواجهه دستگاه‌های نظارتی با فعالیت‌های فرهنگی نیز ضروری است. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که غلبه نگاه امنیتی بر فرهنگ، به محدود شدن ظرفیت‌های ارتباطی، کاهش خلاقیت، بی‌اعتمادی فعالان فرهنگی و تضعیف دیپلماسی فرهنگی می‌انجامد. البته عرصه فرهنگ، به‌ویژه در سطح بین‌المللی، نیازمند هوشمندی، مراقبت و شناخت دقیق تهدیدهاست؛ اما این مراقبت نباید به انسداد، بدبینی فراگیر یا محدودسازی غیرضروری فعالیت‌های فرهنگی منجر شود. تفاوت مهمی میان «نگاه امنیتی» و «اشراف امنیتی» وجود دارد. نگاه امنیتی، فرهنگ را عمدتا از زاویه تهدید می‌بیند؛ اما اشراف امنیتی، ضمن شناخت تهدیدها، امکان فعالیت، گفت‌وگو، تعامل، نوآوری و حضور موثر را فراهم می‌کند.
جایگزینی نگاه امنیتی با اشراف امنیتی، به معنای نظارت هوشمندانه همراه با تسهیل‌گری است. چنین رویکردی می‌تواند ضمن حفظ حساسیت‌های لازم، زمینه رشد و پویایی فعالیت‌های فرهنگی، هنری، رسانه‌ای، دانشگاهی، گردشگری و ارتباطی را فراهم آورد و به تقویت حضور و نفوذ فرهنگی ایران در عرصه بین‌المللی بینجامد. در جهان امروز، کشوری می‌تواند تصویر خود را بازسازی کند که به فعالان فرهنگی، هنرمندان، دانشگاهیان، کارآفرینان، گردشگران، شرکت‌های خلاق، رسانه‌ها و جامعه مدنی اعتماد نسبی داشته باشد و آنان را بخشی از قدرت نرم ملی بداند. قدرت نرم با دستور اداری تولید نمی‌شود؛ بلکه در بستر اعتماد، خلاقیت، آزادی عمل مسئولانه، انسجام سیاستی و روایت معتبر شکل می‌گیرد. در مجموع، بازسازی تصویر ایران در نظام بین‌الملل نیازمند بازنگری جدی در حکمرانی فرهنگی و عبور از رویکردهای پراکنده، واکنشی و صرفا اداری است. تصویر یک کشور در جهان تنها با تبلیغات رسمی ساخته نمی‌شود، بلکه محصول اعتمادسازی پایدار، انسجام سیاستی، شفافیت در فعالیت‌های فرهنگی، کارآمدی داخلی و توانایی آن کشور در ارائه روایتی معتبر از خود به افکار عمومی جهانی است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.