آگاه: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تازهترین لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه ایران، مدعی شده که ارتش آمریکا آماده، مایل و قادر است تمام مناطق ایران را هدف قرار دهد. در ادبیات دیپلماتیک جهان امروز، به کارگیری عبارتهایی مانند نابودی کامل یک کشور و بازگرداندن به عصر حجر، فراتر از یک لفاظی تند سیاسی، وارد قلمرو مسئولیتهای حقوقی دولتها میشود.
ترامپ با استفاده از ادبیاتی زننده، ضمن تهدید صریح به حمله نظامی، ارتش ایالات متحده را برای ضربات گسترده به تمامی نقاط جغرافیایی ایران آماده خواند. در اظهاراتی که گویی مرزهای دیپلماسی را جابهجا میکند، رئیسجمهور آمریکا توان عملیاتی ارتش تروریستیاش را برای کشتار مردم ایران، اعلام کرد. استفاده از مفاهیمی نظیر نابودی هستی و بازگشت به عقب تاریخی در بیانیههای مقامات ارشد دولت تروریستی آمریکا از جمله ترامپ، نه تنها مخل ثبات بینالمللی است، بلکه میتواند مصداق صریح نقض منشور سازمان ملل و تهدید به جنگ باشد. وقتی تهدیدات نظامی از سطح تنشهای منطقهای به سطح نابودی ساختاری یک ملت ارتقا مییابد، ما با نوعی لفاظی تهاجمی مواجه هستیم که مرزهای مسئولیتهای کیفری بینالمللی دولتها را تحتالشعاع قرار میدهد.
ادعای توانایی برای تخریب کامل زیرساختهای یک کشور مستقل، فراتر از یک تاکتیک سیاسی، از منظر حقوق بینالملل میتواند به عنوان زمینهسازی برای اقدامات غیرقانونی و نقض حاکمیت ملی قلمداد شود.
چارچوب حقوق بینالملل؛ از منع تهدید تا جنایت جنگی
ممنوعیت تهدید یا توسل به زور، یکی از قواعد آمره در حقوق بینالملل است که هیچ استثنایی بر آن وارد نیست. نهادها و معاهدههای بینالمللی چارچوبهای سختگیرانهای را در این زمینه تدوین کردهاند.
بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد به صراحت اعلام میکند که تمامی اعضا باید در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری کنند؛ بنابراین، تهدید به نابودی تمدنی یا زیرساختی، نقض آشکار و اولیه منشور سازمان ملل است. اصل عدم توسل به زور، بهعنوان یکی از ستونهای بنیادین نظم حقوقی بینالملل، جایگاهی فراتر از یک قاعده قراردادی دارد و بهعنوان یک قاعده آمره بر تمامی کنوانسیونها و توافقات مقدم است. هیچ ادعای سیاسی یا ضرورت امنیتی نمیتواند توجیهکننده نقض اصل ممنوعیت تهدید به زور باشد؛ چرا که این قاعده، سنگبنای بقای جوامع بینالمللی و مرزی است که هیچ دولتی مجاز به عبور از آن نیست. ممنوعیت تهدید به استفاده از زور، از قواعد غیرقابل انکار حقوق بینالملل است که حتی در شدیدترین تنشهای ژئوپلیتیک نیز، از اعتبار و الزامآوری آن کاسته نمیشود.طبق حقوق بینالملل بشردوستانه و قواعد کنوانسیونهای ژنو، دو اصل بنیادین تفکیک و تناسب، ستون فقرات حقوق جنگ را تشکیل میدهند؛ اصل تفکیک هرگونه حمله به اهداف غیرنظامی مانند پلها، نیروگاهها و پالایشگاهها را ممنوع میکند. تهدید به نابودی فراگیر، عملا اعلام نیت برای نادیدهگرفتن این دو اصل است. در اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی حملههای عامدانه گسترده که به رنج و ویرانی زیرساختهای حیاتی زندگی غیرنظامیان منجر شود، در زمره جنایتهای جنگی قرار گرفته و در صورت نظاممند بودن، مصداق جنایت علیه بشریت تلقی میشود.
حقوق بشر و تهدید تمدنی؛ سلب حق حیات جمعی
از منظر حقوق بشر، تهدید به نابودی یک کشور بهطور مستقیم حق حیات را که در ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی قید شده است، هدف قرار میدهد. ترویج چنین ادبیاتی به معنی تهدید به سلب حق حیات، حق سلامت و حق برخورداری از رفاه اقتصادی و اجتماعی یک ملت به صورت جمعی است.
در ماههای اخیر، لفاظیها و تهدیدات مقامهای غربی از جمله دونالد ترامپ مبنی بر بازگرداندن ایران به عصر حجر یا نابود کردن کل کشور در صورت عدم تسلیم، با واکنشهای شدید حقوقی و دیپلماتیک همراه بوده است. تحلیلگران حقوقی معتقدند این اظهارات خطوط قرمز بینالمللی را جابهجا کرده است. حقوق بینالملل مدرن برای پیشگیری از بازگشت به قانون جنگل شکل گرفته است. تهدید به نابودی مردم یک کشور یا ساختارهای تمدنی آن، معیاری روشن برای ارزیابی پایبندی دولتها به نظم بینالمللی است؛ ادبیاتی که از نظر منشور ملل متحد، کنوانسیونهای ژنو و اصول بنیادین حقوق بشر محکوم و واجد مسئولیت بینالمللی است.
هدف غایی حقوق بینالملل، جایگزینی منطق قدرت محض با منطق حق و عبور از عصر وحشیانه قانون جنگل به سوی حاکمیت قانون است. لفاظیهای ترامپ که بقای ملت ما و زیرساختهای تمدنی ما را هدف قرار میدهد، نه تنها یک تهدید سیاسی، بلکه تلاشی برای بازگشت به وضعیت پیشاحقوقی (Pre-legal state) و فروپاشی نظم جهانی است و یک عنوان مجرمانه در حقوق بینالملل محسوب میشود.
نظر شما