۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
کد مطلب: ۲۳٬۸۰۷

جنگ، جنگ اراده‌هاست

صراط مستقیم انتقام

سعید توتونکار _ آگاه مسائل سیاسی

این روزها بسیاری درباره انتقام سخن می‌گویند. طبیعت رشد یک ملت رها شده از استعمار است که یک بار تمام بدیهیات را به چالش فهم مجدد و روزآمد بکشاند و مفاهیم و معانی و مصادیق و موضوعات و مسائل را متناسب با دوران آقایی و عزت و شرافت دوباره بشناسد و بر اساس آن برنامه‌ریزی‌های دقیق و درست انجام دهد. لذا نباید از اینکه بحث‌هایی راجع به ابتدائیات پذیرفته شده در جریان است نگران بود. اما باید تلاش کرد این مرحله با موفقیت پشت سر گذاشته شود تا مفاهیم ناقص‌الخلقه از میان کشمکش‌ها متولد نشود و ماجرای حرکت رو به جلوی مردم را مختل نکند.

صراط مستقیم انتقام

آگاه: انتقام سخت است. آسان نیست. ارزان نیست. ساده نیست. انتقام سخت، سخت‌تر. ما موظفیم هر چند روز یک بار با خودمان مرور کنیم که در یک جنگ ترکیبی جهانی قرار داریم. اگر نتوانیم ذهن خود را متناسب با وضعیتی که در آن قرار داریم هماهنگ کنیم، دائم دچار تنش‌های مفهومی عجیب و غریب خواهیم شد. تقلیل انتقام به قصاص یکی از آن سوء برداشت‌های مفهومی است که این روزها عده‌ای سعی می‌کنند با آن کل صحنه را وارونه تصویر و تفسیر کنند. کسانی که در تاریکی‌های ذهن خود، حکومت را ناگزیر امری استبدادی می‌دانند و به هیچ وجه حکومت‌های الهی و نقش‌آفرینی انسانی را باور ندارند و فضای حکمرانی را ملک طلق ایده‌های شیطانی شناسایی می‌کنند، همه چیز را شخصی می‌فهمند. در طول چند دهه اخیر که ما دوران تحولات انقلابی را تجربه می‌کنیم، انجماد و تحجر فکری و ذهنی این دسته حتی گاه لباس انقلابی به تن کرده و رفتارهایی بروز داده که دیگران را گیج و متحیر می‌کند. شاید باور نکنید اما هستند کسانی که باور دارند جنگ تحمیلی سوم حاصل یک دشمنی شخصی بین رهبر ایران و رهبران غربی است. تبدیل یک نزاع تمدنی به دشمنی شخصی. پس از این تنازل بحث و تقلیل سطح، شروع به داوری درباره حق و باطل بودن یک طرف یا دو طرف می‌کنند. لذا یک نفر از میان آنان به زبان می‌آید و درخواست می‌کند که وارثان مقتول، قاتل را عفو کند تا جنگ پایان یابد و امور سامان پیدا کنند. گویی تصویر ذهنی این جماعت از اوضاع، انتقام‌جویی و کینه‌توزی شخصی و عصبانیت و خشونت غریزی و جنگ‌طلبی از روی غرور و خودخواهی است. اینها همان‌هایی هستند که طی چند دهه به کمک دشمن و در محاصره شبکه نفاق، هر چه توانستند به ستون‌های هویتی انقلاب اسلامی از جمله ولایت فقیه ضربه زدند تا بلکه موفق به شکست آن و بازگشت امور به مدار فسق و فجور و تباهی دوران استبداد و استعمار غربی شوند. امیدوار بودند که با نقاب دموکراسی غربی بتوانند مردم‌سالاری دینی را که متکی به روش ثقلین است، مرعوب کنند و بزرگ‌ترین مانع را اندیشه‌ای می‌دیدند که اجازه نمی‌دهد امور، شخصی فهمیده و تعادل و تعارض منافع بر اساس میل و طمع اشخاص تعیین شود. آیا جنگ ۴۰روزه، جنگ رهبر شهید، آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه‌الزکیه) با رئیس‌جمهور فاسد و جنایتکار رژیم شیطانی آمریکا بود؟ جریانی که در تمام مدت فعالیت خود، ولایت فقیه را پادشاهی معنی کرده و بر اساس آن هر روز و هر ساعت از هر فرصتی برای هجوم به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و اصول و مبانی آن کمال سوء استفاده را داشته تا رضایت غرب را به خود جلب کند، نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی را نیز چنین ترجمه و تعبیر خواهد کرد تا بدون توبه و بازگشت از خیانتی که ده‌ها سال به کشور و مردم مرتکب شده، پشت نقاب ساختگی مفاهیم مصلحت‌جویی و خردمندی و صلح‌طلبی و نیک‌خواهی و پرهیزکاری پنهان شود. وجود چنین افراد و جریاناتی در میدان تنش‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، زمین بازی کوتاه و کوچک و پستی را به وجود می‌آورد که در آن افرادی هم‌سطح امکان فعالیت دارند. به محض اینکه توانستی درباره شخصی بودن انتقام سخن بگویی یعنی شیطان اکبر در این سوی میدان نمایندگانی دارد برای سازگار کردن وضعیت با مقدورات غرب.
اگر این باور انحرافی به یک باور عمومی تبدیل شود و اندک اندک تمرکز ذهن‌ها و تحلیل‌ها را متوجه خود کند، بازیگرانی از جنس انقلابی هم خواهد داشت. در زمین دشمن هر کس ببرد دشمن برنده شده. افراط و تفریط در ظاهر با یکدیگر می‌جنگند؛ اما در واقع ضامن حیات یکدیگرند. این دو به راحتی نزاع جبهه حق را به یک تقابل غریزی و سپس شیطانی تبدیل می‌کنند و آنگاه نتیجه هر چه باشد، انسان بازنده خواهد بود. ولایت فقیه ضامن عدم بازی جمهوری اسلامی ایران در زمین تعریف شده دشمن است. ولی‌فقیه در تمام طول پیشتازی و راهبری خود سعی کرده تا طراح صحنه باشد و زیر بار بازیگری در نقشی که دشمن برای او تعریف می‌کند، نرود. اگر گاهی در این میدان تنها مانده دلیل شخصی بودن نزاع نیست. ابراهیم تنها ماند؛ اما یک امت بود. هیچ گاه در دام خودخواهی نیفتاد و از خداخواهی عقب ننشست. ولایت فقیه نفی تمام استبدادها و مراقبت از جریان خداخواهی در برابر دیکتاتوری‌های شیطانی است. تمام کسانی که آلوده خودخواهی و فهم شخصی از هر امری هستند، از درک رفتار ولی خدا به نسبت خودخواهی که دچار آن شده‌اند، عاجزند.
از نظر قرآن کریم قصاص مایه حیات است. وقتی کسی مرتکب قتل می‌شود، حکم قصاص این اجازه را می‌دهد که قاتل نیز کشته شود. 

صراط مستقیم انتقام
اما گفت‌وگوی خداوند با ما درباره قتل و قصاص بیش از این است. اگر کسی، انسانی را به ناحق کشت، مانند آن است که همه مردم را کشته است. وقتی یک فرد به جان و مال و نام دیگری تجاوز می‌کند، تنها یک فعل شخصی انجام نمی‌دهد. او در واقع یک شخصیت را مورد تجاوز قرار می‌دهد؛ یک حریم را می‌درد؛ یک قاعده را می‌شکند؛ یک اساس را نادیده می‌گیرد؛ یک قانون را زیر پا می‌گذارد که بی‌شمار مصداق شخصی دارد. فهم این قضیه می‌تواند کلیدی باشد برای حل نزاع مفهومی که بر سر واژه انتقام درگرفته است. همه مردم درباره انتقام محق و مسئولند. هر کس از حق خود صرف نظر کند یا از مسئولیت خود سر باز زند به دشمن و دشمنی و غلبه استبداد و تجاوز بر مردم کمک کرده و امکان انتقام را تضعیف کرده است.
تصور دشمن از ترور سران جمهوری اسلامی ایران چه بود؟ آنها بدون پرده‌پوشی اعلام کردند که سر را می‌زنند تا بدنه بمیرد و تسلیم شود. یعنی آنها در اراده و فعل خود برای کشتن ایران و مردم آن عملیاتی را آغاز کرده‌اند و بر آن اصرار دارند. این عملیات ده‌ها سال است آغاز شده و همواره گسترش یافته و پیچیده‌تر شده است. ما در یک جنگ ترکیبی بزرگ قرار داریم. جنگی که نتیجه اعلامی آن تسلیم ایران در برابر غرب است. مانند آنچه سایر کشورها و کشورک‌های بیچاره و ذلیل دور و نزدیک دچار آن هستند. غرب خود را صاحب میهن و مردم ما می‌داند. خود را مرکز عالم و دیگران را پیرامون خود تعریف می‌کند. خود را اصل و دیگران را فرع شناسایی می‌کند. خود را اهل و دیگران را بیگانه می‌داند. خود را اهلی و دیگران را وحشی معرفی می‌کند. خود را صاحب اختیار و دیگران را تابع اراده خویش می‌فهمد. این طراحی غرب است برای کسانی که صاحب شخصیت هستند. تلاش غرب برای سلب شخصیت و دین و قانون و هویت تمام انسان‌های روی زمین است تا به عنوان یک جسد متحرک تسلیم ساختاری شوند که غرب برای جلب منافع حداکثری طراحی و تحمیل کرده است.
جنگ‌های متعدد، ترورهای بی‌شمار، فتنه‌های ریز و درشت گاه و بیگاه، تحریم‌های گسترده، تخریب‌های همه جانبه، تجاوزهای چندوجهی برای کشتن شخصیت ایرانی و تبدیل اعضای این شخصیت، به افرادی رها شده و بی‌قید و بی‌برنامه و بلاتکلیف و بی‌تعلق و ضعیف و وابسته و آسیب‌پذیر است. دشمن در حال کشتن یک معناست و این همان چیزی است که بر ما واجب می‌کند تا به فکر انتقام و متمرکز در آن باشیم. در نتیجه انتقام اگر درست فهمیده شود یک واجب ضروری و فوری و اولویت‌دار عینی برای هر فرد ایرانی و هر فرد مسلمان و هر فرد مستضعف در هر جای ایران و منطقه و جهان است. خط مقدمی که امروز در ایران شعله‌های آتش آن برپاست، خط مقدم انسان در برابر شیطان است. خط مقدم مردم در برابر طاغوت است. خط مقدم مظلوم در برابر ظالم است. خط مقدم مستضعف در برابر مستکبر است. انتقام در واقع خنثی‌سازی عملیات دشمن علیه حق است. حالا با این مقدمه مثلا کشتن رئیس‌جمهور فاسد، بیمار و جنایتکار رژیم اپستینی آمریکا تنها یکی از مصادیق خرد انتقام است. قصاص تک تک افرادی که دست به ترور و جنایت در کشور ما و هر کشور دیگری زده‌اند، تنها مصادیقی از انتقام هستند. نکته اینجاست که سهم ما از انتقام کدام است؟
وقتی موضوع انتقام بهانه‌ای می‌شود برای ذهن‌های ترسیده و مردد تا یک فاجعه عظیم تمدنی را به دعواها و منافع شخصی و حزبی و انتخاباتی تقلیل دهند و سهم خود از ثروت و قدرت و شهرت و شهوت را جست‌وجو کنند و آتش انتقام را از دشمنی آشکار به سمت نابودی خودی‌ها منتقل کنند و درست زمانی که دشمن با همه امکانات خود روی جبهه خیمه زده، شروع به تخریب تمام دستاوردهای چند دهه گذشته و زیر پا گذاشتن قواعد و اصول حفظ قدرت و اقتدار کنند، می‌توانی نگران باشی که در جنگ ترکیبی ضرباتی از یک سو، ما را از آسیب‌پذیری سوی دیگر غافل کرده تا نتوانیم از دارایی‌های خود به خوبی محافظت کنیم.
دشمن با بمب و موشک بخشی از دارایی‌های ما را ویران می‌کند و عده‌ای با شایعه و شبهه بخش‌های عمیق‌تر و نرم‌تر و بنیادی‌تر را از بین می‌برند. سوءظن و سوءتفاهم‌های پی در پی و انباشته، همان روش‌ها و رفتارهایی را بین مردم تولید و ترویج می‌کند که ضد انقلاب و جریان نفاق سعی کرده در طول زمان به وجود آورد. فضای مجازی لبریز از گفت‌وگوهای مخرب و ضد امنیت ملی راجع به جنگ و مسائل پیرامون آن است. عده‌ای رسما با ادبیات انقلابی وارد زمین بازی دشمن شده‌اند و بر اساس فهم دشمن از واقعیت با خودی‌ها می‌جنگند. آنها فتحی را دنبال می‌کنند که جز شکست نیست. آتش انتقام را از بیرون به درون کشیده و تسویه حساب‌های کور را تبدیل به اصل ماموریت خویش کرده‌اند. غالبا توجه ندارند که طراح عملیاتی که اینها مبارز آن به شمار می‌آیند دشمنی است که اکنون از چند جهت هجوم آورده و البته افرادی را از این سو و آن سو استخدام کرده است. اگر بنا بود هر کس درباره دانسته‌هایش سخن بگوید، جهان را سکوت دربر می‌گرفت. متاسفانه فضای رسانه‌ای ما مملو از تنش‌هایی است که اصل و اساس اکثریت قاطع آنها حدس و گمان و احتمال و خیال است. افراد سعی می‌کنند با بافتن ندانسته‌هایشان به هم، یک واقعیت را کشف یا درک یا خلق کنند. آنها از این مسئله غافلند که این شکل از رفتار بایسته همان نظام سلطه جاهلیت است که شیطان به دوستانش تعلیم می‌دهد و از آنان مطالبه می‌کند. این رفتارها دقیقا روش زیست غریزی را تایید و تصویب و اجرا می‌کنند و فسادی که از این طریق بر فعالیت مردمی تزریق می‌شود به مراتب از آنچه موشک‌ها و بمب‌ها بر سر ما می‌آورند، بیشتر است. نباید هیچ گاه فراموش کنیم که رویارویی نظامی با تمام شدت و گستردگی و پیچیدگی که دارد، تنها جنگ کوچک ماست. صحنه بزرگ و جنگ بزرگ و جهاد اکبر و کبیر، در جای دیگری تعریف می‌شود. شدیدترین دشمنی‌ها درون خود ما آفریده می‌شود و ویرانگرترین رفتارها و جنایت‌ها و تجاوزها مربوط به بلایی است که خودمان بر سر خودمان می‌آوریم.
وقتی صحنه را ساده و پیش پا افتاده می‌فهمیم، انتقام را نیز غلط ترجمه می‌کنیم و از ارزش و حیثیت آن می‌کاهیم. حالا اگر سؤال کنیم که سهم هر یک از ما نسبت به انتقام چیست، بسیاری هیچ پاسخی جز شعارهای تند علیه خودی‌ها ندارند. امکان انتقام زمانی فراهم می‌شود که همه افراد وظیفه خود را در قبال انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران انجام داده باشند. نمی‌توان انتظار داشت که انتقام صورت پذیرد در حالی که بخش قابل توجهی از جامعه، مسئولیت خود در قبال انتقام را نمی‌پذیرد یا نمی‌داند یا نمی‌تواند. همه جامعه باید متحد و منسجم با دانش و آگاهی و عزم و اراده کامل برنامه مشترک انتقام را طراحی و اجرا کند. قدرت نظامی که امروز بار بخشی از انتقام را بر دوش می‌کشد، محصول ده‌ها سال تلاش متمرکز شبانه روزی میلیون‌ها نفر است. اما این تمام آن چیزی نیست که نیاز داریم و تمام آن چیزی نیست که باید و می‌توانیم انجام دهیم. اگر مقوله انتقام را درست درک نکنیم، قدرت نیروهای مسلح ما با تمام موفقیت‌های شگفت‌آوری که کسب کرده و خواهد کرد، نخواهد توانست از عهده کامل نیازهای ما برآید و پیروزی قطعی و نهایی و همه جانبه را برای ما فراهم کند.
تبدیل موضوع انتقام به کشمکش‌های تند و بی‌پروای داخلی چیزی جز موفقیت عملیات دشمن در جنگ ترکیبی نیست. یادمان نرود که هدف نهایی دشمن فروپاشی ایران عزیز است. جنگ، جنگ اراده‌هاست و آنان سعی خواهند کرد در بالاترین سطح ممکن فرسایش و سستی اراده جمعی ما را تشدید و تسریع کنند. لذا بالاترین مقامات رسمی و قدرتمندترین رسانه‌های دشمن این روزها ارتباط مستقیمی با خیابان دارند تا بدون تاخیر خبرها و رویدادها را جمع‌آوری کنند و با واکنش‌های حساب شده بعثت مردم را در نقطه ظهور و بروز آن فرونشانند. صراط مستقیم انتقام پیچیدگی‌ها و فراز و فرودها و دشواری‌های زیادی دارد. نباید اجازه داد طراحی دشمن ما را از مسیر براند و دچار بیراهه و سقوط کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.