آگاه: در منطق قرآن، جان انسان دارای حرمتی الهی است و هیچ قدرتی نمیتواند بر اساس برتریطلبی، منافع سیاسی یا اراده سلطهجویانه آن را نادیده بگیرد. قرآن قتل ناحق یک انسان را همانند قتل همه انسانها معرفی میکند و نجات یک انسان را بهمنزله نجات همگان میداند (مائده: ۳۲). این تعبیر نشان میدهد که جنایت علیه بیگناهان، فقط به قربانیان مستقیم و خانوادههای آنان محدود نمیشود؛ بلکه به اعتماد عمومی، امنیت روانی و نظم اخلاقی جامعه آسیب میرساند. حمله بیدلیل به ایران اسلامی، بهویژه هنگامی که از استکبار و احساس مصونیت دشمن سرچشمه بگیرد، نوعی اعلام بیاعتنایی به کرامت یک ملت است.
مبنای قرآنی خونخواهی در آیه ۳۳ سوره اسراء روشن شده است: «هرکس مظلوم کشته شود، برای ولی او سلطهای قرار دادهایم؛ پس نباید در کشتن زیادهروی کند.» این آیه، همزمان دو اصل را تثبیت میکند: نخست، حق مظلوم و ولی دم برای دادخواهی؛ دوم، ممنوعیت تعدی و زیادهروی. بنابراین، خونخواهی اسلامی مجوز خشونت نامحدود نیست. مقصود از آن، شناسایی مسئولان جنایت، اثبات جرم، رفع مصونیت از مجرمان و اجرای مجازات عادلانه و متناسب است. خونخواهی، هنگامی مشروع است که از مسیر حقیقت، قانون و اخلاق عبور کند. تفاوت خونخواهی با انتقام شخصی نیز از همینجا آشکار میشود. انتقام شخصی معمولا در پی فرونشاندن خشم از طریق تحمیل رنج به طرف مقابل است؛ اما خونخواهی دینی باید در پی اعاده حق و جلوگیری از تکرار جنایت باشد. قرآن مسئولیت را شخصی میداند و تاکید میکند که «هیچکس بار گناه دیگری را برنمیدارد» (انعام: ۱۶۴). در نتیجه، خانواده، قوم، ملت یا افراد غیرنظامی را نمیتوان بهسبب عمل یک فرد یا مجموعه مجرم مجازات کرد. خون بیگناه نمیتواند پاسخ خون بیگناه دیگری باشد؛ زیرا چنین رفتاری، دادخواهی را به بازتولید ظلم تبدیل میکند.
آیه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» نیز فلسفه اجتماعی این مفهوم را بیان میکند (بقره: ۱۷۹). قصاص برای گسترش مرگ تشریع نشده، بلکه هدف آن حفاظت از حیات جامعه است. هنگامی که عاملان قتل بدانند جنایت بدون پاسخ قانونی نمیماند، قدرت بازدارندگی جامعه افزایش مییابد. بنابراین، پاسخ عادلانه به تجاوز، افزون بر احقاق حق قربانیان، حامل این پیام اجتماعی است که جان انسانها بیارزش نیست و هیچ قدرتی حق ندارد با تکیه بر برتری نظامی یا سیاسی، دیگران را از حق زندگی محروم سازد.
از منظر جامعهشناسی، حمله به کیان یک جامعه و قتل بیگناهان، احساس «تهدید وجودی» ایجاد میکند. در این وضعیت، مرزهای هویت جمعی برجستهتر میشود، اختلافات داخلی موقتا کاهش مییابد و نمادهای دینی و ملی قدرت بیشتری پیدا میکنند. آیینهای تشییع، سوگواری و بزرگداشت قربانیان نیز رنج فردی را به معنایی عمومی تبدیل میکنند. جامعه از طریق این مناسک اعلام میکند که قربانیان فراموش نشدهاند و تعرض به آنان، تعرض به کل پیکره اجتماعی است. از اینرو، خونخواهی میتواند به سازوکاری برای بازسازی همبستگی و ترمیم احساس تحقیر جمعی تبدیل شود.
اما همین انرژی اجتماعی، اگر بهدرستی هدایت نشود، ممکن است به خشم تعمیمیافته، شایعهپذیری و مطالبه اقدام فوری بدون احراز حقیقت بینجامد. در چنین فضایی، وظیفه نهادهای دینی، حقوقی، رسانهای و مدنی آن است که هیجان مشروع جامعه را به دادخواهی مسئولانه تبدیل کنند. رسانه نباید با انتشار ادعاهای اثباتنشده، دامنه دشمنی را گسترش دهد؛ خطیب دینی نباید حق قصاص را با خشونت بیضابطه یکی بگیرد و نهاد تصمیمگیر نیز نباید از عواطف عمومی برای توجیه رفتاری استفاده کند که جان بیگناهان را به خطر میاندازد.
حمله استکباری، از حیث دینی، معمولا واکنشهایی چون احساس تکلیف برای دفاع از مظلوم، نفی سلطه، حمایت از خانوادههای قربانیان و مطالبه مجازات عاملان را برمیانگیزد. از حیث اجتماعی نیز میتواند به افزایش مشارکت عمومی، تقویت همبستگی، بازتولید روایت مقاومت و شکلگیری حافظهای ماندگار از مظلومیت و ایستادگی منجر شود. با این حال، پایداری این همبستگی وابسته به آن است که دادخواهی از صورت شعاری خارج شود و به اقداماتی مانند مستندسازی جنایت، پیگیری حقوقی، حمایت از آسیبدیدگان، مطالبه پاسخگویی و ایجاد بازدارندگی مشروع تبدیل شود.
مرز خونخواهی مشروع را میتوان در پنج اصل خلاصه کرد: احراز دقیق حقیقت، صلاحیت مرجع تصمیمگیر، تناسب پاسخ، تفکیک مجرم از بیگناه و رعایت مصالح عمومی. سیره امام علی (ع) نیز مؤید همین معناست؛ آن حضرت پس از ضربت خوردن، از پیروان خود خواست تنها قاتل مجازات شده و از تعدی، مثله کردن و گسترش خشونت پرهیز شود. این سفارش نشان میدهد که عدالت دقیقا در لحظه غلبه خشم آزموده میشود. در نهایت، خونخواهی در فرهنگ اسلامی، تبدیل سوگ به مسئولیت و تبدیل خشم به عدالت است. جامعه حق دارد در برابر تجاوز و قتل بیگناهان سکوت نکند؛ اما پاسخ آن زمانی دینی و انسانی خواهد بود که از حدود عدالت خارج نشود. وفاداری به خون مظلوم، با ریختن خون بیگناهان تحقق نمییابد، بلکه با رفع مصونیت از مجرم، دفاع از حیات جامعه، جلوگیری از تکرار جنایت و حفظ کرامت انسان معنا پیدا میکند.
۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷
کد مطلب: ۲۳٬۸۱۳
تشییع گسترده پیکر مطهر قائد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره)، صرفا آیینی برای بدرقه یک فرد نیست؛ بلکه لحظهای است که اندوههای پراکنده در قالب حافظه و ارادهای جمعی به هم میپیوندند. فریاد «خونخواهی» در چنین موقعیتی، پیش از آنکه درخواست انتقام فردی باشد، اعتراض جامعه به شکسته شدن حرمت حیات، حاکمیت و امنیت عمومی است. با این حال، این مطالبه به تبیین نیاز دارد؛ زیرا اگر از چارچوب دینی، اخلاقی و حقوقی جدا شود، ممکن است به واکنشی شتابزده فروکاسته شود. مسئله اصلی آن است که چگونه میتوان میان دادخواهی مشروع و انتقامگیری احساسی تمایز گذاشت.
نظر شما