آگاه: تابآوری در ادبیات راهبردی، صرفا به معنای تحمل فشار یا مقاومت منفعلانه نیست؛ بلکه توانایی یک جامعه برای حفظ کارکردهای اساسی، بازسازی ظرفیتها و حتی تبدیل تهدیدها به فرصت در مواجهه با بحرانهاست. در جهان امروز که کشورها بیش از هر زمان دیگری در معرض جنگهای ترکیبی، فشارهای اقتصادی، عملیات شناختی و نبردهای رسانهای قرار دارند، میزان قدرت ملی تنها با شاخصهای نظامی و اقتصادی سنجیده نمیشود، بلکه توان جامعه در استمرار عملکرد، حفظ انسجام و بازیابی سریع پس از بحران، به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت تبدیل شده است.
در منظومه فکری رهبر انقلاب نیز مفهوم تابآوری جایگاهی محوری دارد. تاکید ایشان بر اینکه «مهمتر از پدید آمدن نظام اسلامی، تابآوری نظام اسلامی است» نشان میدهد که چالش اصلی هر نظام سیاسی، نه صرفا تاسیس، بلکه استمرار و پایداری آن در برابر تهدیدهای متنوع است. اگر ایجاد یک نظام، محصول یک مقطع تاریخی باشد، حفظ آن نیازمند فرآیندی دائمی از بازتولید سرمایه اجتماعی، افزایش کارآمدی و تقویت اعتماد عمومی است. از همین رو، تابآوری به یک راهبرد مستمر تبدیل میشود، نه واکنشی مقطعی به بحران.
در شرایط کنونی، بخش مهمی از فشارهای واردشده بر کشور در حوزه جنگ شناختی و روایتها جریان دارد. هدف اصلی این جنگ، تغییر محاسبات جامعه و مسئولان، ایجاد احساس بنبست، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف امید اجتماعی است. دشمن تلاش میکند پیش از آنکه توان مادی کشور را هدف قرار دهد، اراده ملی را فرسوده سازد. در چنین شرایطی، تابآوری بیش از آنکه صرفا یک مفهوم امنیتی باشد، به یک سرمایه شناختی و اجتماعی تبدیل میشود. جامعهای که بتواند میان واقعیت مشکلات و تصویرسازی اغراقآمیز دشمن تمایز قائل شود، در برابر عملیات روانی نیز مقاومتر خواهد بود.
البته تحقق تابآوری ملی صرفا بر عهده مردم یا صرفا بر عهده مسئولان نیست، بلکه حاصل همافزایی این دو رکن اساسی است. مردم با حفظ انسجام اجتماعی، تقویت روحیه همکاری، مشارکت در حل مسائل و پرهیز از گسترش ناامیدی، یکی از مهمترین پایههای تابآوری را شکل میدهند. سرمایه اجتماعی زمانی حفظ میشود که اعتماد، همدلی و مسئولیتپذیری در جامعه تقویت شود. در مقابل، انتشار شایعات، دو قطبیسازی و کاهش مشارکت اجتماعی، ظرفیت جامعه برای عبور از بحرانها را تضعیف میکند. در سوی دیگر، مسئولان نیز نقش تعیینکنندهای در افزایش یا کاهش تابآوری دارند. تصمیمگیری دقیق، پرهیز از خطاهای محاسباتی، شفافیت در اطلاعرسانی، مدیریت علمی بحران و استفاده از دادههای معتبر، از مهمترین وظایف نظام حکمرانی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که حتی در شرایط دشوار، اگر مردم احساس کنند مسئولان واقعیتها را صادقانه بیان میکنند و برای حل مشکلات برنامه دارند، سطح اعتماد و همراهی عمومی افزایش مییابد. بنابراین، کارآمدی حکمرانی خود یکی از مؤلفههای اصلی تابآوری ملی محسوب میشود.
از سوی دیگر، تقویت تابآوری نیازمند طراحی سازوکارهای عملیاتی در سطوح مختلف است. در سطح اجتماعی، افزایش سواد رسانهای، آموزش مهارتهای مدیریت بحران، توسعه شبکههای داوطلبانه و تقویت نهادهای مردمی میتواند توان جامعه را برای مواجهه با شرایط سخت افزایش دهد. در سطح اقتصادی نیز کاهش وابستگی به منابع آسیبپذیر، تنوعبخشی به تولید، حمایت از اقتصاد دانشبنیان و ارتقای بهرهوری، بنیانهای تابآوری را مستحکمتر میسازد. در حوزه حکمرانی نیز ایجاد نظامهای آیندهپژوهی، سنجش مستمر شاخصهای تابآوری و تصمیمسازی مبتنی بر تحلیل داده، امکان واکنش سریعتر و دقیقتر به بحرانها را فراهم میکند.
در این میان، رسانهها نقشی فراتر از انتقال اخبار دارند. آنها تنظیمکننده هیجان اجتماعی و شکلدهنده ادراک عمومی هستند. رسانه مسئول، ضمن بیان واقعیتها، از افتادن در دام بزرگنمایی مشکلات و بازتولید ناامیدی پرهیز میکند و همزمان روایتهای موفق از همبستگی، پیشرفت و حل مسئله را برجسته میسازد. در مقابل، انتشار اخبار تایید نشده، شایعات و روایتهای هیجانی میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کرده و هزینه مدیریت بحران را افزایش دهد. از اینرو، ارتقای سواد رسانهای جامعه و مسئولیتپذیری رسانهها، بخش مهمی از راهبرد افزایش تابآوری ملی است.
در نهایت، تابآوری ملی زمانی به یک مزیت راهبردی تبدیل میشود که به فرهنگ عمومی و شیوه حکمرانی کشور تبدیل شود. جامعهای که امید، اعتماد، عقلانیت، مشارکت و کارآمدی را همزمان تقویت کند، نهتنها از بحرانها آسیب کمتری خواهد دید، بلکه میتواند از دل تهدیدها فرصتهای جدیدی برای پیشرفت خلق کند. در چنین نگاهی، تابآوری صرفا ابزار بقا نیست، بلکه موتور حرکت به سوی توسعه پایدار و اقتدار ملی است؛ راهبردی که استمرار، امنیت و پیشرفت کشور را در شرایط پیچیده امروز تضمین میکند.
۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۹
کد مطلب: ۲۴٬۰۱۷
نظر شما