۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۸
کد مطلب: ۲۴٬۰۲۶

بازتعریف رسانه در الگوی تاب‌آوری ملی

سپر نامرئی

فاطمه شبانی‌آرانی _ آگاه مسائل اندیشه

آگاه: در روزگاری که جامعه زیر هجوم موج‌های خبری پیاپی دچار سرگیجه ادراکی می‌شود، مسئله فقط کمبود اطلاعات نیست بلکه ناتوانی در تشخیص درست از نادرست است. در عصر جنگ روایت‌ها، رسانه دیگر تنها وسیله انتقال خبر نیست بلکه یکی از پایه‌های حفظ ثبات روانی جامعه است. تاب‌آوری ملی نیز تنها با شاخص‌های سخت مانند اقتصاد، امنیت و مدیریت سنجیده نمی‌شود بلکه به توان یک ملت در حفظ آرامش، قدرت تشخیص و جلوگیری از خطای جمعی در لحظات بحران وابسته است. از همین‌رو باید در تعریف ماموریت رسانه تجدیدنظر کرد و آن را از سطح اطلاع‌رسانی صرف، به سطحی بالاتر، یعنی «ایمن‌سازی شناختی» رساند.
ریشه این چالش در الگوی رایج رسانه نهفته است که اغلب پس از وقوع بحران به میدان می‌آید. شایعه منتشر می‌شود، التهاب شکل می‌گیرد، فضای عمومی متشنج می‌شود و تازه در آن لحظه، تکذیب و اقناع آغاز می‌شود. این الگو در فضای شتاب‌زده شبکه‌های اجتماعی کارآمدی اندکی دارد چرا که سرعت انتشار دروغ و خشم، همواره از سرعت اصلاح و اقناع پیشی می‌گیرد. جامعه‌ای که تنها به تکذیب‌های پسینی تکیه دارد، در برابر تکانه‌های روانی آسیب‌پذیر می‌ماند. تاب‌آوری ملی زمانی تقویت می‌شود که رسانه، پیش از اصابت بحران، قدرت تشخیص را در ذهن مخاطب نهادینه کرده باشد.
در همین نقطه است که ایده محوری این نوشتار روشن می‌شود. رسانه باید افزون بر خبررسانی، نقش پیش‌دفاعی ایفا کند. رسانه نباید تنها ناظری باشد که آسیب را روایت می‌کند بلکه وظیفه اصلی‌اش این است که مکانیزم تولید آن آسیب را برای مخاطب کالبدشکافی کند. پیش‌دفاعی یعنی جامعه پیش از آنکه در معرض موج شایعه قرار گیرد، با سازوکارهای فریب آشنا شود. مخاطب باید بداند چگونه یک خبر مبهم با ترکیب چند تصویر پراکنده به هشداری فراگیر بدل می‌شود، چگونه یک گزاره ناقص به نتیجه‌ای کلی می‌رسد و چگونه حادثه‌ای محدود، به نشانه‌ای از فروپاشی سراسری تعبیر می‌شود. بدین‌سان، رسانه نه فقط منتشرکننده خبر که آموزش‌دهنده شیوه تشخیص تحریف و رکن راهبردی تاب‌آوری ملی است.
نمونه‌های این مسئله در فضای رسانه‌ای ایران کم نیست. در برخی مقاطع، شایعات مربوط به کمبود کالاهای اساسی مانند روغن، مرغ، آرد یا برنج، پیش از آنکه واقعیت اقتصادی را بازتاب دهند، خود به عامل التهاب بازار تبدیل شدند. چند تصویر محدود، چند روایت نامطمئن و چند بازنشر هیجانی کافی بود تا ترس از کمبود، رفتار عمومی را به سمت خرید شتاب‌زده سوق دهد و همان چیزی را که هنوز به بحران تبدیل نشده بود، به سطحی از آشفتگی روانی برساند. در حوزه‌ای دیگر، بارها دیده‌ایم که نوسانات ارزی یا خبرهای مبهم درباره قیمت دلار، نه از مسیر تحلیل دقیق، بلکه از راه تیترهای هیجان‌آلود و روایت‌های شتاب‌زده به افکار عمومی منتقل شده و فضای انتظار تورمی را تشدید کرده است. همین الگو درباره برخی رخدادهای اجتماعی نیز تکرار می‌شود. یک حادثه تلخ و محدود چنان بازنمایی می‌شود که گویی نشانه فروپاشی فراگیر است. در همه این موارد، مسئله فقط دروغ نیست، بلکه مهندسی ادراک عمومی از طریق ترس، تعمیم و اغراق است.
بر این اساس، رسانه در الگوی تاب‌آوری ملی باید «سپر نامرئی» جامعه در میدان نبرد ادراکی باشد. هر اندازه این سپر هوشمندتر، سریع‌تر و دقیق‌تر عمل کند، جامعه کمتر دچار هراس ناگهانی، خشم القایی و خطای محاسبه می‌شود. امروز پایداری ملی تنها در گرو آن نیست که مردم از واقعیت‌ها خبر داشته باشند بلکه در گرو آن است که «سازوکار تحریف واقعیت» را نیز بشناسند. ملتی تاب‌آور است که پیش از گرفتار شدن در موج شایعه، منطق آن را بفهمد و پیش از تسلیم ‌شدن در برابر روایت مخرب، شیوه خنثی‌کردن آن را بداند. این همان نقطه‌ای است که رسانه از یک تریبون روزمره، به یک ابزار راهبردی برای حفظ انسجام ملی تبدیل می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.