آگاه: تابآوری ملی را گاهی به توان مردم برای تحمل سختیها معنا میکنیم؛ گویی هرچه جامعه فشار بیشتری را تاب بیاورد، تابآورتر است. این برداشت، اگرچه بخشی از واقعیت را بیان میکند، کامل نیست. تابآوری فقط صبر مردم نیست؛ توانایی یک کشور برای پیشبینی بحران، کاهش آسیبها، حفظ خدمات ضروری و بازگشت هوشمندانه به شرایط باثبات نیز هست. جامعهای را نمیتوان تابآور دانست اگر مردمش بردبار باشند، اما نهادهای آن با نخستین تکانه اقتصادی، اجتماعی یا رسانهای دچار آشفتگی شوند. از اینرو، یکی از مهمترین راهکارهای افزایش تابآوری ملی، ایجاد ساختارهای حقوقی و اداری است که در شرایط بحرانی نیز منظم، پاسخگو و کارآمد باقی بمانند.
بحرانها معمولا از یک نقطه آغاز میشوند، اما اگر بهدرستی مدیریت نشوند، به حوزههای دیگر سرایت میکنند. یک مشکل اقتصادی ممکن است به نگرانی اجتماعی بینجامد؛ نگرانی اجتماعی میتواند زمینه انتشار شایعه را فراهم کند و شایعه نیز اعتماد عمومی را کاهش دهد. در چنین وضعیتی، حتی تصمیم درست مسئولان ممکن است با بدبینی روبهرو شود. کارکرد نظام حقوقی تابآور آن است که این زنجیره را پیش از تبدیل شدن به بحرانی فراگیر متوقف کند. روشن بودن مسئولیت دستگاهها، هماهنگی میان نهادها، دسترسی مردم به اطلاعات معتبر و وجود سازوکارهای نظارتی، اجازه نمیدهد یک مسئله محدود به بینظمی گسترده تبدیل شود.
نخستین ویژگی ساختار تابآور، «پیشبینیپذیری» است. مردم باید بدانند هنگام بروز بحران، کدام نهاد مسئول است، چه اختیاراتی دارد و تصمیمهایش تا چه زمانی اعتبار خواهد داشت. فعال اقتصادی نیز باید بتواند با اطمینان نسبی برای آینده برنامهریزی کند. تغییر مکرر و ناگهانی مقررات، حتی اگر با هدف حل یک مشکل فوری صورت گیرد، امنیت روانی و اقتصادی جامعه را کاهش میدهد. وقتی شهروندان نتوانند رفتار نهادهای عمومی را پیشبینی کنند، به تصمیمهای عجولانه و احتیاطی روی میآورند. حاصل چنین فضایی، افزایش بیاعتمادی و کاهش مشارکت است؛ دو آسیبی که مستقیما تابآوری ملی را تضعیف میکنند.
ویژگی دوم، تعیین دقیق حدود اختیار و مسئولیت است. در شرایط دشوار، سرعت تصمیمگیری اهمیت دارد؛ اما سرعت نباید به بیضابطگی منجر شود. اقدام اضطراری باید بر پایه قانون، متناسب با میزان خطر و محدود به زمان بحران باشد. هر تصمیمی که حقی را محدود یا هزینهای را بر مردم تحمیل میکند، نیازمند دلیل روشن، مدت مشخص و امکان نظارت است. نظام حقوقی تابآور میان دو نیاز تعادل برقرار میکند: از یکسو، اجازه نمیدهد تشریفات طولانی فرصت مقابله با بحران را از میان ببرد و از سوی دیگر، مانع میشود شرایط اضطراری به بهانهای برای نادیده گرفتن حقوق عمومی تبدیل شود. قانون در بحران نباید تعطیل شود؛ بلکه باید دقیقتر، سریعتر و مسئولانهتر عمل کند.
پاسخگویی مسئولان، ستون دیگر تابآوری نهادی است. مردم زمانی دشواریها را بهتر تحمل میکنند که احساس کنند مدیران واقعیت را با آنان در میان میگذارند، خطاهای خود را میپذیرند و از نتایج تصمیمهایشان کنار نمیکشند. شفافیت به معنای انتشار بیملاحظه هر اطلاعاتی نیست؛ بلکه یعنی ارائه بهموقع اطلاعات صحیح، توضیح منطق تصمیمها و جلوگیری از شکلگیری فضای شایعه. سکوت یا ارائه گزارشهای مبهم، میدان را برای روایتهای غیرواقعی باز میگذارد. در مقابل، اطلاعرسانی صادقانه، حتی اگر حاوی خبرهای ناخوشایند باشد، اعتماد عمومی را حفظ میکند. اعتماد نیز نوعی سرمایه ملی است که در روزهای بحران، گاه از منابع مادی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تابآوری ملی بدون عدالت پایدار نمیماند. فشار بحرانها بهطور مساوی میان مردم تقسیم نمیشود. خانوادههای کمدرآمد، صاحبان مشاغل کوچک، سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت و زنان سرپرست خانوار معمولا زودتر و بیشتر آسیب میبینند. اگر سیاستگذاری این تفاوتها را نادیده بگیرد، یک مشکل اقتصادی به احساس تبعیض و سپس به شکاف اجتماعی تبدیل میشود. برابری حقوقی همیشه به معنای رفتار کاملا یکسان با همه نیست؛ گاهی عدالت اقتضا میکند از گروهی که آسیبپذیرتر است، حمایت بیشتری شود. تامین خدمات ضروری، شناسایی دقیق گروههای در معرض خطر و ایجاد راههای سریع جبران خسارت، امتیازدهی نیست؛ اقدامی برای جلوگیری از گسترش بحران و حفظ انسجام اجتماعی است.
تصمیمگیری مبتنی بر داده نیز از الزامات ساختار تابآور است. سیاستی که بر حدس، گزارش ناقص یا فشار فضای رسانهای بنا شود، ممکن است هزینه بحران را افزایش دهد. لازم است دستگاههای مسئول، شاخصهای روشنی برای سنجش تابآوری ملی طراحی کنند: میزان دسترسی مردم به خدمات ضروری، سرعت واکنش نهادها، سطح اعتماد عمومی، وضعیت گروههای آسیبپذیر و توان ادامه فعالیت زیرساختها. این دادهها باید بهصورت دورهای بررسی شوند تا ضعفها پیش از رسیدن بحران شناسایی شوند. آیندهپژوهی نیز باید از یک فعالیت حاشیهای به بخشی ثابت از مدیریت کشور تبدیل شود؛ زیرا نهادی که تنها پس از وقوع حادثه به فکر راهحل میافتد، مدیریت بحران نمیکند، بلکه صرفا در برابر آن واکنش نشان میدهد.
افزایش تابآوری نهادی به قوانین مناسب محدود نیست. بهترین قانون نیز بدون مدیر آموزشدیده، تقسیم کار روشن و نظارت موثر، روی کاغذ باقی میماند. باید پیش از بحران، مسئولیت هر دستگاه مشخص، تمرینهای آمادگی برگزار و راه ارتباط مردم با نهادهای مسئول تعریف شود. پس از هر بحران نیز لازم است عملکرد دستگاهها صادقانه ارزیابی شود: چه تصمیمی موثر بود؟ کدام نهاد دیر وارد عمل شد؟ چه گروهی از حمایت کافی برخوردار نشد؟ کشور تابآور فقط از بحران عبور نمیکند؛ از آن درس میگیرد و برای بحران بعدی آمادهتر میشود.
در نهایت، تابآوری ملی حاصل پیوند میان مردم مسئولیتپذیر و نهادهای پاسخگوست. نمیتوان همه بار پایداری را بر دوش مردم گذاشت و از آنان خواست همواره صبور باشند، در حالی که ساختارها از اصلاح خطاهای خود سر باز میزنند. مردم با همبستگی، مشارکت و پرهیز از رفتارهای هیجانی به عبور از بحران کمک میکنند و مسئولان نیز با قانونمداری، عدالت، شفافیت و تصمیمگیری عاقلانه، اعتماد جامعه را پاس میدارند. تابآوری واقعی درست در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که صبر مردم با کارآمدی نهادها همراه میشود و قانون، بهجای آنکه در روزهای سخت به حاشیه برود، به مهمترین پشتوانه امنیت، امید و انسجام ملی تبدیل میشود.
۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۵
کد مطلب: ۲۴٬۰۳۱
نظر شما