۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۹
کد مطلب: ۲۴٬۶۱۴

در فضای پرتنش و شکننده روابط بین‌الملل، گاه ادعاهایی مطرح می‌شود که بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های میدانی باشند، نشانگر تقلاهای روانی و استیصال بازیگران در تنگناهای سیاسی است.

آگاه: ادعای اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر برقراری ارتباط با ارکان عالی‌رتبه سپاه پاسداران از طریق کانال‌های پشت ‌پرده و مذاکره پیرامون پرونده‌های بحرانی جنگ، دقیقا در همین پازل قابل ارزیابی است. واکنشی که سخنگوی سپاه پاسداران، سردار حسین محبی، به این ادعا نشان داد و آن را «فانتزی‌های ناشی از توهمات و کابوس‌های شکست» خواند، خط بطلانی کشید بر روایتی که واشنگتن تلاش می‌کند برای مصرف داخلی و بین‌المللی خود بازآفرینی کند. برای تحلیل دقیق این رویداد، پیش از هر چیز باید به دوگانگی سنتی رفتار ایالات متحده در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. در حالی که ماشین رسانه‌ای واشنگتن مدعی گشودن کورسوی امید و ارتباط پنهانی است، در میدان عمل هیچ نشانه‌ای از تغییر رویکرد استراتژیک دشمن دیده نمی‌شود. موضع قاطع سپاه پاسداران مبنی بر اینکه این نهاد «بازو و زبان قدرت ملت ایران» است و زبان سخن گفتن آن در میدان تعریف می‌شود، تفکیک وظایف نهادهای حاکمیتی ایران را به رخ می‌کشد. مباحث دیپلماتیک مسیر مشخص خود را دارد و متولیان آن مشخص‌اند، اما وقتی صحبت از خطوط قرمز امنیتی و دفاعی به میان می‌آید، محاسبات میدانی حاکم است. نکته کلیدی در پشت پرده اظهارات اخیر ترامپ، بیش از آنکه مسائل امنیتی باشد، ریشه در دغدغه‌های عمیق اقتصادی و بحران‌های رو به رشد انرژی دارد.  بازار انرژی جهان در ماه‌های اخیر و در سایه سنگین جنگ، نااطمینانی‌های منطقه‌ای و اختلال در مسیرهای حیاتی ترانزیت نفت، به‌شدت آسیب‌پذیر و ملتهب شده است. ترامپ و تیم اقتصادی‌اش به خوبی می‌دانند که هرگونه تداوم یا تشدید بحران در این شریان‌های حیاتی می‌تواند بهای نفت خام را به سطوحی برساند که ضربه مهلکی به شاخص‌های تورم و اقتصاد شکننده غرب وارد کند. از این رو، طرح ادعای ساختگی «مذاکره پنهان» یک ابزار کلاسیک جنگ روانی برای آرام کردن موقت بازارهای جهانی انرژی و کنترل انتظارات تورمی در داخل ایالات متحده است؛ ترفندی مرموز برای ارسال این سیگنال کاذب به بورس‌های جهانی که اوضاع تحت مدیریت است و کانال‌های دیپلماتیک باز مانده‌اند. علاوه بر ابعاد اقتصادی، این مانورهای کلامی از یک گسل عمیق‌تر در محاسبات استراتژیک واشنگتن پرده برمی‌دارد: استیصال در مدیریت ادراک و شکست در جنگ روانی. کاخ سفید که در ابعاد میدانی و دیپلماتیک با انسجام راهبردی تهران مواجه شده، می‌کوشد با تاکتیک «خبرسازی مجهول» و ادعای ارتباطات زیرپوستی، موقعیت تضعیف‌شده خود را ترمیم کند. آنها به خوبی آگاه‌اند که مواضع رسمی جمهوری اسلامی همواره شفاف، بدون ابهام و از مجاری شناخته‌شده دیپلماتیک اعلام می‌شود؛ لذا توسل به افسانه «کانال‌های نامرئی»، صرفا سرپوشی بر ناکامی در برقراری یک موازنه سیاسی واقعی است. ابعاد دیگر این بازی رسانه‌ای را باید در تلاش برای ایجاد انحراف در افکار عمومی جهان و القای شکاف در محاسبات منطقه‌ای جست‌وجو کرد. ایالات متحده با نمایش یک تصویر جعلی از «مذاکره در جریان»، قصد دارد میان بازیگران منطقه‌ای تردید ایجاد کرده و فشار بر متحدان خود را کاهش دهد. اما موضع‌گیری صریح و بلافاصله ارکان دفاعی ایران، این سناریوی شکننده را پیش از تثبیت در فضای خبری عقیم ساخت و نشان داد که ادراک‌سازی‌های شتاب‌زده توان تغییر واقعیت‌های سخت میدانی را ندارند.در نهایت، تحرکات اخیر بار دیگر اثبات کرد که هندسه قدرت در منطقه با رویاپردازی‌های انتخاباتی و مانورهای تبلیغاتی تغییر نمی‌کند. تا زمانی که واشنگتن دست از سیاست زیاده‌خواهانه، تحریم‌های ظالمانه و رفتارهای دوگانه برندارد، ادعای دست ‌یافتن به کانال‌های پنهانی چیزی جز یک شوی کاغذین برای فرار از واقعیت نخواهد بود. اقتدار و بازدارندگی ایران در میدان واقعی صورت‌بندی شده است؛ منطقی استوار که کاخ سفید دیر یا زود مجبور خواهد شد محاسبات خود را بر اساس آن تنظیم کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.