آگاه: در چنین شرایطی است که توسعه فضای سبز به عنوان یکی از نخستین راهکارها برای کاهش دمای شهر مطرح میشود. کاشت درختان، ایجاد پارکها و افزایش سرانه فضای سبز میتواند با ایجاد سایه و افزایش فرآیند تبخیر و تعرق، بخشی از گرمای محیط را کاهش دهد اما آیا افزایش تعداد درختان بهتنهایی میتواند تهران را از پیامدهای جزیره حرارتی نجات دهد؟ پاسخ کارشناسان به این پرسش، چندان ساده نیست. هرچند پوشش گیاهی نقش مهمی در تعدیل دمای محیط دارد، اما جزیره حرارتی نتیجه عملکرد همزمان مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی است.
بنابراین مقابله با آن نیز به مجموعهای از راهکارهای هماهنگ در حوزههای مختلف نیاز دارد از نحوه کاشت و جانمایی درختان گرفته تا شکل ساختمانها، تراکم شهری، نوع مصالح ساختمانی و حفظ مسیرهای طبیعی جریان هوا.
مهسا نوروزی، پژوهشگر گروه مطالعات محیط زیست در گفتوگو با «آگاه» با اشاره به پدیده جزیره حرارتی در تهران گفت: پدیده جزیره حرارتی یکی از چالشهای کلانشهر تهران است. این پدیده به این معناست که دمای مناطق مرکزی و شهری، بهدلیل عوامل مختلف، از مناطق پیرامونی بیشتر است. وی افزود: با افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی، شاهد تغییر کاربری زمین و جایگزینی پوششهای طبیعی با سطوح نفوذناپذیر هستیم. آسفالت و بتن ظرفیت گرمایی بالایی دارند و باعث میشوند گرما در شهر حبس شود.
نوروزی با اشاره به تاثیر فرم و کالبد شهر بر تشدید جزیره حرارتی اظهار کرد: جهتگیری ساختمانها، مصالح مورد استفاده، عرض معابر و ارتفاع ساختمانها بر میزان دریافت تابش خورشیدی و جریان هوا در شهر تاثیرگذارند. برای مثال، خیابانهایی که توسط ساختمانهای بلند محصور شدهاند، میتوانند در انسداد جریان تهویه هوا و ایجاد رکود هوا موثر باشند و در نتیجه به ماندگاری گرما در فضای شهری کمک کنند.
این پژوهشگر گروه مطالعات محیط زیست مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران درباره نقش فضای سبز در کاهش دمای شهر گفت: پوشش گیاهی در سطوح شهری از طریق فرآیند تبخیر و تعرق میتواند دمای محیط را نسبت به مناطق فاقد پوشش گیاهی حدود سه تا چهار درجه کاهش دهد. با این حال، توسعه فضای سبز و افزایش سرانه آن بهتنهایی نمیتواند موجب کاهش جزیره حرارتی تهران شود؛ چراکه این پدیده تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. وی ادامه داد: مسئله امروز فقط این نیست که چه تعداد درخت در شهر کاشته شود، بلکه باید مشخص شود درختان کجا و در چه موقعیتی کاشته شوند و چه ترکیبی با ساختار کالبدی شهر داشته باشند. حتی جانمایی درختان در عرض معابر و میزان سایهاندازی آنها اهمیت زیادی دارد. نوروزی با اشاره به محدودیت منابع آبی تهران گفت: کلانشهر تهران با محدودیت منابع آب نیز مواجه است، اما حتی اگر از نظر تامین آب مشکلی نداشته باشیم، باز هم توسعه فضای سبز بهتنهایی راهکار کافی برای تعدیل جزیره حرارتی نخواهد بود.
تاثیر معماری و مصالح بر دمای شهر
وی با اشاره به مطالعات انجامشده درباره ساختار کالبدی تهران اظهار کرد: برخی مطالعات اخیر نشان دادهاند که در بافتهای متراکم شهری تهران، دمای سطوح حدود یک تا سه درجه پایینتر از برخی مناطق دیگر است. یکی از دلایل این موضوع میتواند محدود بودن ضریب دید به آسمان در این بافتها باشد که در تعدیل پدیده جزیره حرارتی موثر است. نوروزی افزود: یکی دیگر از پارامترهای مهم که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، مصالح و رنگ نماست. هرچه ضریب بازتاب مصالح مورد استفاده در ساختمانها بیشتر باشد، گرمای دریافتی ناشی از تابش خورشید سریعتر به اتمسفر بازمیگردد و گرمای کمتری در شهر باقی میماند. بنابراین استفاده از مصالح با رنگهای روشنتر در بام و جدارههای خنک میتواند به افزایش ضریب انعکاس و کاهش جذب گرما کمک کند.
راهکارهای موثر برای کاهش جزیره حرارتی
این پژوهشگر در پاسخ به پرسشی درباره راهکارهای اجرایی برای کاهش جزیره حرارتی تهران گفت: خنکتر کردن شهر تهران نیازمند مجموعهای از راهکارهای ترکیبی است و توسعه سرانه فضای سبز بهتنهایی نمیتواند این هدف را محقق کند. وی ادامه داد: یکی از مهمترین موضوعات، ساختار کالبدی یا همان مورفولوژی شهری است. ارتفاع ساختمانها، میزان سایهاندازی آنها بر معابر و تراکم ساختمانی در مناطق مختلف، تاثیر قابل توجهی بر وضعیت حرارتی شهر دارند.
نوروزی افزود: در کنار این موارد، توسعه فضای سبز با استفاده از گونههای گیاهی سازگار با اقلیم تهران اهمیت دارد؛ گونههایی که بتوانند با محدودیت منابع آبی سازگار باشند. همچنین حفاظت از روددرهها و کریدورهای جریان هوا باید مورد توجه قرار گیرد، چراکه حفظ این مسیرها میتواند به بهبود کیفیت هوای شهری و افزایش آسایش حرارتی شهروندان کمک کند. وی تاکید کرد: خنکتر کردن تهران نیازمند راهکارهای ترکیبی است. معماری و طبیعت زمانی که در کنار یکدیگر و هماهنگ با هم طراحی شوند، میتوانند به تعدیل پدیده جزیره حرارتی کمک کنند. در چنین شرایطی، کالبد شهر نهتنها بهعنوان یک مانع، بلکه بهعنوان عاملی کمککننده به جریان و تهویه هوای شهری عمل خواهد کرد.
پدیده جزیره حرارتی تهران حاصل یک عامل واحد نیست که بتوان با یک راهکار ساده آن را برطرف کرد. توسعه بیرویه سطوح نفوذناپذیر، تراکم و ارتفاع ساختمانها، نحوه طراحی معابر، نوع مصالح، کاهش پوشش طبیعی و اختلال در مسیرهای جریان هوا، همگی در کنار یکدیگر بر شرایط حرارتی پایتخت اثر میگذارند.
از این رو هرچند توسعه فضای سبز یکی از ابزارهای مهم برای خنکسازی شهر است، اما تبدیل آن به تنها راهکار مقابله با گرمای شهری میتواند سیاستگذاری را از سایر عوامل مهم دور کند. حتی در شرایطی که منابع کافی برای توسعه فضای سبز وجود داشته باشد، کاشت درخت بدون توجه به محل استقرار، میزان سایهاندازی، نیاز آبی گونهها و ارتباط آن با ساختار کالبدی شهر، الزاما به بیشترین میزان خنککنندگی منجر نخواهد شد.
آنچه تهران به آن نیاز دارد، تغییر نگاه از «افزایش کمی فضای سبز» به سمت طراحی هوشمندانه و اقلیممحور شهر است؛ شهری که در آن درختان، ساختمانها، معابر، مصالح، روددرهها و مسیرهای جریان هوا بهعنوان اجزای یک سیستم واحد دیده شوند.
گلایه شهروندان تهرانی از وضعیت فضای سبز تهران
مردم درختان را تک به تک رصد میکنند
تهران در سالهای اخیر با یک مطالبه جدی از سوی شهروندان روبهرو شده است مطالبهای که شاید تا چند سال قبل به این اندازه پررنگ نبود. امروز دیگر قطع شدن یک درخت، خشک شدن چند درخت در حاشیه یک بزرگراه یا خالی شدن بخشی از یک پارک از پوشش سبز، بهسادگی از چشم مردم پنهان نمیماند. شهروندان دقیقتر از گذشته به فضای سبز شهرشان نگاه میکنند و از کنار تنههای بریدهشده و درختان خشکشده بیتفاوت عبور نمیکنند.
به گزارش «آگاه» در نقاط مختلف تهران هنوز میتوان درختانی را دید که قطع شدهاند و جای خالیشان، بدون توضیحی روشن و گاه بدون جایگزینی، باقی مانده است. مدتی است وضعیت درختان در بخشهایی از پارک جنگلی چیتگر نیز به یکی از موضوعات مورد اعتراض و نگرانی شهروندان تبدیل شده است درختانی که خشک شدهاند، درختانی که از میان رفتهاند و پرسشی که تکرار میشود اینکه چه کسی پاسخگوی از دست رفتن این سرمایه سبز است؟
تصاویر و فیلمهای متعددی از کاهش تعداد درختان چیتگر در فضای مجازی دست به دست میشود. اما این نگرانی فقط به پارک چیتگر محدود نیست. خیابان ولیعصر، بهعنوان یکی از مهمترین نشانههای هویتی تهران و خیابانی که روزگاری سایه چنارهایش بخشی از حافظه جمعی پایتخت بود، نیز آرامآرام از تعداد درختانش کم میشود. هر جای خالی یک درخت، شاید در میان انبوه ساختمانها و خودروها کوچک به نظر برسد، اما کنار هم قرار گرفتن این جای خالیها تصویری نگرانکننده از آینده سبز تهران میسازد.
در برخی موارد، ماجرای قطع درخت به موضوعی تکراری تبدیل شده است. بهویژه در کنار ساختمانهای تجاری، گویی بعضی مالکان تصور میکنند درختی که مقابل ساختمان قرار گرفته و دید تابلوی تجاری را محدود کرده، باید حذف شود. پیش از این نیز در خیابان فردوسی، مقابل یکی از هتلهای پرستاره تهران، درختانی که بخشی از منظر خیابان بودند از میان رفتند و امروز فضای مقابل هتل، به محل توقف خودروهای مدیران تبدیل شده است درختانی که جای خود را به پارکینگ دادند.
اما شاید تلختر از قطع درختان، خشک شدن تدریجی آنها باشد مرگی خاموش که گاه در برابر چشم شهروندان رخ میدهد. پیام یکی از شهروندان منطقه ۵ تهران تصویری از همین وضعیت را روایت میکند: «کاش یکی بود به شهردار میگفت اگر وقت دارد و زحمتی نیست، کمی هم به شهر توجه کند. کثیفی غوغا میکند، شلختگی شهر عجیب و غریب شده و دار و درختها خشک شدهاند.» او از فضای سبز اطراف محل زندگیاش میگوید از پارکها و فضاهایی که روزگاری سبز بودند و حالا به گفته او «به کویر تبدیل شدهاند.» به گفته این شهروند ساکن منطقه ۵ تهران، فضای سبز دو تا سه هکتاری در تقاطع بزرگراه همت و جنتآباد با درختان حدود ۵۰ ساله، اکنون کاملا خشک شده است. او میگوید که حتی وقتی از مسئول آبیاری درباره دلیل آب ندادن به درختان پرسیده، تنها با خنده او روبهرو شده است.
این شهروند روایت میکند که برخی مردم با دبههای آب پای درختان میرفتند و تلاش میکردند خودشان آنها را نجات دهند، اما زمانی که یک فضای سبز گسترده برای مدت طولانی بیآب بماند، چند دبه آب نمیتواند جای سیستم نگهداری و آبیاری را بگیرد. نتیجه، به گفته او، خشک شدن درختانی است که بعضی از آنها دههها از عمرشان گذشته و حالا دیگر دیر شده است.
درختان تهران سرمایهای نیستند که بتوان در مدت کوتاهی جایگزینشان کرد. یک نهال تازه کاشتهشده، هرچند ضروری، نمیتواند بلافاصله جای چناری چند ده ساله را بگیرد؛ نه از نظر ایجاد سایه، نه از نظر اثرگذاری بر کیفیت هوا و نه از نظر ارزشی که در حافظه یک محله دارد. تهران، شهری با تابستانهای گرم، بحران آلودگی هوا و فشار روزافزون ساختوساز است و از دست دادن هر درخت در آن باید مسئلهای جدی تلقی شود.
شاید مهمترین تغییر در سالهای اخیر، همین حساسیت شهروندان باشد مردمی که امروز از درختان محلهشان عکس میگیرند، خشک شدن آنها را گزارش میکنند و درباره علت قطعشان پرسش میپرسند. این حساسیت، اتفاقی مثبت است، اما بهتنهایی برای نجات فضای سبز تهران کافی نیست. شهروندان حق دارند بدانند چرا درختی خشک شده، چه نهادی مسئول نگهداری آن بوده و اگر درختی قطع شده، مجوزش از کجا صادر شده و چه درختی جایگزین آن خواهد شد. تهران بیش از آنکه به وعدههای سبز نیاز داشته باشد، به مراقبت از درختانی نیاز دارد که هنوز زندهاند. زیرا اگر قرار باشد هر بار پس از خشک شدن یک فضای سبز یا قطع شدن چند درخت، تنها چند نهال جایگزین شود، باید پذیرفت که درختان بزرگ و کهنسال، سایه خیابانها و خاطره سبز شهر را نمیتوان با هیچ آمار کاشتی جبران کرد.
نظر شما