آگاه: بر اساس جدیدترین اطلاعات موجود در معاونت صنایع دستی وزارت میراث فرهنگی، شمار شهرها و روستاهای جهانی صنایع دستی ایران به ۱۷ عنوان رسید و در آخرین مورد، یزد به عنوان شهر جهانی زیورآلات سنتی به فهرست عناوین جهانی صنایع دستی ایران اضافه شده است.
فهرست عناوین جهانی کشور در سالهای اخیر گسترش یافته و حالا موضوع تنها ثبت شدن یک شهر یا روستا نیست. پرسش اصلی این است که این عناوین تا چه اندازه توانستهاند به رونق اقتصادی، اشتغال هنرمندان و حفظ هنرهای بومی کمک کنند. در ایران، مسیر معرفی یک منطقه به عنوان شهر یا روستای جهانی صنایع دستی معمولا با شناسایی ظرفیتهای آن در سطح ملی آغاز میشود. یک هنر باید در منطقهای ریشه تاریخی داشته باشد، تعداد قابل توجهی از مردم به آن مشغول باشند و آن هنر بتواند بخشی از هویت اقتصادی و فرهنگی منطقه را نمایندگی کند.
وجود هنرمندان و استادکاران فعال، کارگاههای تولیدی، سابقه تاریخی، استمرار تولید، کیفیت آثار، اصالت هنر، انتقال دانش از نسلهای گذشته و نقش صنایع دستی در اقتصاد محلی از جمله ظرفیتهایی است که در معرفی یک شهر یا روستا به عنوان نامزد ثبت ملی و سپس جهانی اهمیت پیدا میکند. اما هر منطقهای که یک هنر قدیمی دارد، لزوما جهانی نمیشود. یک پرونده جهانی باید نشان دهد که آن هنر هنوز زنده است و تنها به یک میراث تاریخی یا چند نمونه باقیمانده از گذشته محدود نمیشود.
پرونده جهانی چگونه بررسی میشود؟
ثبت یک شهر یا روستا در فهرست جهانی صنایع دستی یک تصمیم صرفا اداری نیست. پرونده منطقه باید ظرفیت واقعی آن را در حوزه مورد نظر نشان دهد و در فرآیند ارزیابی، وضعیت هنرمندان، کارگاهها، کیفیت تولید، اصالت آثار و ظرفیتهای توسعه بررسی میشود.
شورای جهانی صنایع دستی در این فرآیند به ویژگیهایی مانند تعداد هنرمندان و تولیدکنندگان، سابقه و پیشینه هنر، کیفیت محصولات، میزان انتقال دانش و مهارت به نسلهای جدید، نوآوری در کنار حفظ اصالت، نقش صنایع دستی در اشتغال و اقتصاد محلی، ظرفیت عرضه و فروش محصولات و ارتباط صنایع دستی با گردشگری توجه میکند. ارزیابی میدانی نیز بخش مهمی از این فرآیند است چراکه ظرفیت یک منطقه تنها با مطالعه پرونده روی کاغذ مشخص نمیشود. آنچه برای دریافت عنوان اهمیت دارد، وجود یک اکوسیستم واقعی صنایع دستی در منطقه است.
از سفال و فرش تا زیورآلات
فهرست جهانی صنایع دستی ایران شامل شهرها و روستاهایی است که هر کدام با یک هنر یا حوزه خاص شناخته میشوند. اصفهان شهر جهانی صنایع دستی، لالجین شهر جهانی سفال، تبریز شهر جهانی فرش، مشهد شهر جهانی گوهرسنگ، سیرجان شهر جهانی گلیم، مریوان شهر جهانی کلاش، میبد شهر جهانی زیلو، آباده شهر جهانی منبت، شیراز شهر جهانی صنایع دستی، زنجان شهر جهانی ملیله و ملایر شهر جهانی مبل و منبت از عناوین شناختهشده ایران هستند.
در میان روستاها نیز کلپورگان با سفال دستساز، خراشاد با توبافی و قاسمآباد با چادرشببافی پیش از این به عنوان روستاهای جهانی صنایع دستی شناخته شده بودند. با اضافه شدن ثبتهای جدید و رسیدن شمار کل عناوین جهانی به ۱۷، یزد با عنوان شهر جهانی زیورآلات سنتی یکی از تازهترین نامهای این فهرست است، اما این تازگی مربوط به سال ۱۴۰۴ است و هنوز برای سالی که از آن ۶ ماه گذشته شهری جهانی نشده است.
این تنوع نشان میدهد که ظرفیت جهانی صنایع دستی ایران تنها به چند هنر شناختهشده مانند فرش و سفال محدود نیست و شهرها و روستاهای مختلف میتوانند بر پایه هنرهای بومی خود در این مسیر قرار بگیرند. گرفتن یک عنوان جهانی شاید مهمترین مرحله تبلیغاتی یک منطقه باشد، اما نباید پایان مسیر تلقی شود. در واقع، بعد از جهانی شدن، مسئولیت شهر یا روستا بیشتر میشود. هنر جهانیشده باید به بخشی از هویت و معرفی رسمی شهر تبدیل شود؛ در ورودی شهر، تبلیغات، رویدادها، بستههای گردشگری و معرفی به گردشگران. ثبت جهانی باید فروش محصولات، تعداد مشتریان و امکان صادرات را افزایش دهد؛ وگرنه این عنوان فقط یک افتخار تشریفاتی است.
گردشگر باید بتواند به شهر برود، کارگاهها را ببیند، روند تولید را تجربه کند و محصول را از خود هنرمند بخرد. مثل بازارچه دائمی، نمایشگاه، کارگاههای قابل بازدید، مرکز آموزش، موزه یا حتی یک مسیر گردشگری با محوریت آن هنر. یک نتیجه مهم جهانی شدن باید این باشد که هنر به نسل بعد منتقل شود و جوانان ببینند که این هنر میتواند برایشان شغل و درآمد داشته باشد.
به عنوان مثال ملایر، شهر جهانی مبل و منبت شد. پس از جهانی شدن این شهر، تلاشهایی برای معرفی گستردهتر مبل و منبت ملایر صورت گرفت و از ظرفیت تلویزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی، فضای مجازی و رسانهها برای معرفی این صنعت استفاده شد. این معرفی گسترده در کنار ظرفیت موجود شهر، باعث افزایش توجه بازار به تولیدات ملایر شده بود به نحوی که در جشنواره نوروزی ۱۴۰۴ اعلام شد حدود ۹۵۰ میلیارد تومان مبل و منبت به دلیل تبلیغات انجام گرفته، فروش رفته است.
این همان مسیری است که باید پس از جهانی شدن یک شهر طی شود؛ عنوان جهانی ابتدا باید به برند تبدیل شود، سپس برند باید گردشگر و مشتری جذب کند و در نهایت نتیجه آن باید در رونق کارگاهها و زندگی هنرمندانی دیده شود که اساسا دلیل جهانی شدن آن شهر بودهاند.
احمد تلاشزاده از هنرمندان صنایع دستی یزدی است که به «آگاه» میگوید: یک عنوان جهانی زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که به برندسازی واقعی منطقه منجر شود. گردشگری صنایع دستی باید توسعه پیدا کند، کارگاهها برای بازدید گردشگران آماده شوند، بازار فروش تقویت شود، محصولات به بازارهای داخلی و خارجی راه پیدا کنند و نسل جدید برای یادگیری هنر تشویق شود. در غیر این صورت، ممکن است لوح جهانی در یک ساختمان اداری نصب شود، اما تغییری در زندگی هنرمندی که عامل اصلی کسب این عنوان بوده، ایجاد نکند.
یکی از مهمترین انتقادها به روند ثبت عناوین مختلف این است که گاهی موفقیت در دریافت عنوان، بیشتر در سطح مدیران و دستگاههای اداری باقی میماند و اثر آن به تولیدکنندگان و هنرمندان نمیرسد. هنرمندی که با فروش محدود، گرانی مواد اولیه، نبود بیمه، کاهش تقاضا و دشواری صادرات مواجه است، با دریافت یک عنوان جهانی به تنهایی نجات پیدا نمیکند. ثبت جهانی زمانی موفق است که بتواند به افزایش فروش، حفظ اشتغال و توسعه بازار منجر شود. از سوی دیگر، صنایع دستی میتواند عاملی برای جلوگیری از مهاجرت و تقویت اقتصاد روستاها باشد. هنگامی که یک هنر بومی به منبع درآمد پایدار تبدیل شود، مردم برای ادامه زندگی و فعالیت در منطقه خود انگیزه بیشتری پیدا میکنند.
صنایع دستی تنها یک کالای تزئینی نیست گردشگر میخواهد بداند محصولی که میخرد چگونه و توسط چه کسی ساخته شده است. این همان ظرفیتی است که شهرها و روستاهای جهانی میتوانند از آن استفاده کنند. بازدید از کارگاههای سفالگری کلپورگان، دیدن فرآیند بافت چادرشب در قاسمآباد، مشاهده تولید مبل و منبت در ملایر یا زیورآلات سنتی در یزد میتواند خود به یک جاذبه گردشگری تبدیل شود. در این شرایط، گردشگر تنها یک محصول خریداری نمیکند بلکه با یک تجربه، یک هنر و داستان زندگی یک منطقه روبهرو میشود.
جهانی شدن به شرط برنامهریزی
ثبت جهانی یک فرصت برای شهرداریها، دهیاریها، فعالان گردشگری، دستگاههای دولتی و خود هنرمندان است، اما بهرهبرداری از این فرصت به برنامه نیاز دارد. تلاشزاده در این باره هم میگوید: ایجاد بازارچهها و فروشگاههای تخصصی، برگزاری رویدادها و جشنوارههای صنایع دستی، معرفی هنرمندان، توسعه آموزش، حمایت از نسل جوان، فروش آنلاین و بینالمللی، حضور در نمایشگاههای تخصصی و ایجاد مسیرهای گردشگری صنایع دستی از جمله اقداماتی است که میتواند عنوان جهانی را به یک دستاورد واقعی تبدیل کند. ایران اکنون ۱۷ عنوان جهانی صنایع دستی دارد و این تعداد میتواند افزایش پیدا کند. اما افزایش تعداد لوحها نباید تنها معیار موفقیت باشد.
تلاشزاده میگوید: صنایع دستی ایران، بنا به ادعای مسئولان این حوزه، تنها یک کالا نیست و بخشی از هویت، فرهنگ و دانش بومی این سرزمین را در خود حفظ کرده است. شاید به همین دلیل باشد که ارزش واقعی یک ثبت جهانی نه در تعداد لوحهایی که اهدا میشود، بلکه در روزی مشخص خواهد شد که هنرمند یک شهر یا روستا بتواند نتیجه «جهانی شدن» هنر خود را در زندگی و بازار کارش ببیند. ایران امروز ۱۷ عنوان جهانی صنایع دستی دارد. اما موفقیت واقعی زمانی است که شهر و روستای جهانی تنها یک عنوان روی کاغذ نباشد؛ بلکه نام آن منطقه در ذهن گردشگر، بازار جهانی و زندگی اقتصادی هنرمندان جای بگیرد.
نظر شما