آگاه: در حالی که جمهوری اسلامی ایران همواره در چارچوب مقررات بینالمللی و با حسن نیت کامل نسبت به تعهدات خود عمل کرده، غرب متجاوز و به سرکردگی آمریکای جنایتکار، در تداوم سیاستهای خصمانه میکوشد با پروژه امنیتیسازی، پرونده هستهای ملت بزرگ ایران را که نماد صلحآمیز پیشرفت کشورمان است، ابزار فشار و باجخواهی قرار دهد.
ایالات متحده آمریکا همراه با انگلیس، فرانسه و آلمان در تلاش است شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطعنامهای تصویب کند که پرونده هستهای ایران را برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش دهد.
خبرگزاری رویترز روز جمعه ۱۳ شهریور به نقل از دیپلماتها و با استناد به متن پیشنهادی قطعنامه گزارش داد که چهار کشور در حال رایزنی با دیگر اعضای شورای حکام ۳۵ عضوی آژانس برای تصویب این قطعنامه هستند.
بر اساس پیشنویسی که رویترز مشاهده کرده است، شورای حکام از مدیرکل آژانس خواهد خواست قطعنامه جدید و قطعنامههای پیشین مرتبط با برنامه هستهای ایران را برای اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل ارسال کند.
بیاعتباری اقدام اخیر غرب
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، در جریان نشست خبری روز گذشته خود درباره تلاش غرب برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت گفت: پیشنویس قطعنامه کشورهای غربی بر اساس گزارشی است که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی منتشر کرده و قبلا هم با این الگو مواجه بودهایم. هرکجا کم میآورند سراغ آژانس و گروسی میروند.
بنا به گفته بقایی، اقدام اخیر کشورهای غربی از چند جهت بی معناست. از لحاظ حقوقی مدعی بودند آنچه به اسنپبک موسوم شد قطعنامهها را احیا کرد. این نقض همان ادعای آنان و اثبات موضع ایران، چین و روسیه است که اسنپبک را غیرقابل اعمال میدانستیم. نکته دوم بیاعتباری مسیر سه کشور اروپایی است و سوم اینکه خواسته اینها نامعقول است. از طرفی آمریکا بانی این وضعیت است و اینکه آژانس به تاسیسات ایران دسترسی ندارد به خاطر جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آنان مسیر را مسدود کردند و اکنون به آژانس روی آوردهاند.
سخنگوی وزارت خارجه تصریح کرد: اقدام اخیر غربیها نشانه بدنیتی است و نشان میدهد غربیها به دنبال تشدید اوضاع هستند. ایران حتما تدابیر لازم را نسبت به هر اقدامی میاندیشد. آزموده را آزمودن خطاست. آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بنا بر اساسنامه مورد پذیرش جهانی موظف است نهادی غیرسیاسی و صرفا فنی و تخصصی باشد، متاسفانه در سالهای اخیر از مسیر امانت و بیطرفی عدول کرده و به ابزاری در دست سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی برای پیشبرد اهداف استکباری بدل شده است. اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهجای ایفای نقش تخصصی و فنی خود، به تریبونی برای انتشار ادعاهای واهی و همسو با سیاستهای آمریکا تبدیل شده، گواهی روشن بر شکست اخلاقی و اعتبارزدایی از نهادهای بینالمللی در عرصه نظم نوین جهانی است.
تشدید فضاسازیهای غرب
اما ادعای نزدیک شدن ایران به بمب هستهای که مستمسک غربیها برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت قرار گرفته علاوه بر کارکرد تبلیغاتی، برای توجیه هزینهتراشیها و تحرکات تهاجمی غرب نیز مورد استفاده قرار میگیرد. همزمانی این فضاسازیها با مقاطع حساس سیاسی و حقوقی از جمله نشستهای شورای حکام آژانس نیز نشان میدهد که این ادعاها میتواند برای تقویت دست دیپلماتهای غربی در مجامع بینالمللی طراحی شده باشد.
برای آنکه یک کشور از جایگاه رقیب سیاسی به یک تهدید وجودی برای صلح جهانی تبدیل شود، ابتدا باید یک روایت امنیتی درباره آن ساخته شود. فضاسازی درباره برنامه هستهای ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. طرف مقابل برای اقداماتی مانند تشدید فشارهای اقتصادی، تحریمهای بیشتر، عملیات سایبری، ترورهای هدفمند یا حتی ماجراجویی نظامی محدود، به یک روایت توجیهکننده نیاز دارد و ممکن است در صورت تشدید فشارها علیه ایران، این ادعا را مطرح کند که ایران در آستانه دستیابی به بمب اتم بوده و راه دیگری وجود نداشته است.
از همین زاویه، حملات رسانهای علیه برنامه هستهای ایران را نیز نباید صرفا یک پروپاگاندای رسانهای دانست، بلکه این فضاسازیها میتواند بخشی از آمادهسازی حقوقی و رسانهای برای اقدامات عملیاتی یا تحریمی آینده باشد. غرب میداند که نظم تکقطبی گذشته تضعیف شده و کشورهایی مانند چین و روسیه و بسیاری از کشورهای آسیایی بهسادگی زیر بار ائتلافسازیهای واشنگتن نمیروند. به همین دلیل، ادعای حرکت ایران به سمت هستهای شدن نظامی میتواند یکی از معدود کارتهای غرب برای ایجاد اصطکاک میان ایران و سایر کشورها در عرصه بینالمللی باشد. با این حال، این ترفند نسبت به گذشته کارایی سابق را ندارد؛ چراکه شکافهای ژئوپلیتیک در جهان افزایش یافته و روایتهای هراسافکنانه غرب برای افکار عمومی جهان مانند گذشته اعتبار ندارد. با این وجود، ایران نباید منفعلانه با این موضوع برخورد کند و لازم است سطح فعالیت رسانهای و دیپلماتیک خود را در عرصه بینالمللی افزایش دهد.
تهران باید روایت طرف مقابل را با پرسشهای روشن و غیرقابل انکار به چالش بکشد و اجازه ندهد ادعاهای اثباتنشده درباره برنامه هستهای ایران به مبنایی برای اجماعسازی علیه کشور تبدیل شود.
ابهام استراتژیک
کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و ژئوپلیتیک معتقدند که مسئله بمب هستهای در واقع یک ابهام استراتژیک است که اکنون در سطح جهان و بهخصوص برای دشمنان ما ایجاد شده است. فضای تنشی که اکنون بین ایران و آمریکا وجود دارد و روزبهروز نیز تشدید میشود، بحث بمب هستهای را مقداری سیاسیتر کرده است؛ یعنی فضایی که اکنون درباره دسترسی ایران به بمب هستهای ایجاد شده، بیشتر یک مسئله سیاسی است تا یک مسئله نظامی یا استراتژیک.
لذا این ابهام استراتژیک هم میتواند فرصتهایی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند و هم میتواند به یک ابزار تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. تا آنجایی که مسئولان سیاسی به این ابهام ضریب ندهند و در مورد آن بحث نکنند، این مسئله برای ما فرصت ایجاد میکند؛ اما اگر مسئولان سیاسی بخواهند روی بحث نزدیک شدن ایران به بمب هستهای مانور بدهند و اظهار نظر شفاف کنند، این موضوع به نوعی به یک ابزار تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل میشود.
یک تفاوت اساسی نیز میان توانایی ساخت بمب اتم و تصمیم برای ساخت بمب اتم وجود دارد. این نیز باز یک ابهام برای آمریکاییهاست که آیا ایران، با فرض اینکه توانایی ساخت بمب اتم را داشته باشد، اکنون تصمیم و ارادهای در نظام برای حرکت به سمت بمب اتم دارد یا خیر؟ این نیز خودش یک ابهام استراتژیک است و مسئولان ما باید این ابهام را حفظ کنند؛ یعنی آمریکاییها، دشمنان ما و خود آژانس در این ابهام قرار بگیرند که آیا ما تصمیم به ساخت بمب اتم داریم یا نداریم. به عبارت دیگر، باید بهگونهای باشد که آنها تصور کنند ما توانایی، ظرفیت و قابلیت ساخت بمب اتم را داریم، اما هنوز به تصمیم قطعی نرسیدهایم که این بمب را تولید کنیم یا نکنیم. باید آمریکا، رژیم صهیونیستی و آژانس را در این وضعیت ابهام نگه داریم.
آمریکاییها در بحث حرکت ایران به سمت بمب هستهای، بیشتر میخواهند از این موضوع بهعنوان یک ابزار سیاسی برای مشروعیت بخشیدن به اجماع علیه ایران استفاده کنند.
نظر شما