آگاه: مقاله جدید نیویورکتایمز به قلم فرناز فصیحی بدون ذرهای تردید با گزارههای سراسر دروغ و جعلی به رشته تحریر درآمده است. مقاله با تیتری که از اصطلاح تندرویان ایران استفاده میکند در تلاش است تا تفاهم اسلامآباد که از روز اول مرده به دنیا آمده بود را مقتول جناح انقلابی ایران و رهبر انقلاب معرفی کند. از سوی دیگر تلاش فصیحی برای نشان دادن و القای دوگانگی در نظام تصمیمگیری ایران با اتهامزنی به نظامیان و ادعای مضحک اختلاف آنان با سیاسیون، مشهود است.
القای دوقطبی میان دستگاه دیپلماسی و نیروهای مسلح، پروژهای تکراری و نخنماست که اتاق فکر جریان سلطه در واشنگتن، هر بار با دستمایه قرار دادن یک رویداد میدانی، آن را کلید میزند. نیویورکتایمز و امثال فصیحی، با قلب واقعیت و ساختن روایت مطلوب آمریکا، بیش از آنکه به دنبال گزارشگری باشند، در حال مهندسی افکار عمومی برای ایجاد شکاف در انسجام ملی ایران هستند؛ سناریویی که باوجود هزینههای گزاف رسانهای، همواره با هوشیاری نخبگان سیاسی و نظامی کشور به شکست انجامیده است.
استناد به منابع مجهول و ناشناس برای ساختن گزارههای دروغین و اتهامزنی به نهادهای انقلابی، امضای همیشگی خبرنگاران نیویورکتایمز در پرونده ایران است. این رسانه با وارونهسازی جایگاه جلاد و شهید و با هدف تخریب بازدارندگی نظام، تلاش میکند اقدامات مشروع دفاعی سپاه پاسداران را بیپروا جلوه دهد تا فضای دیپلماتیک را برای امتیازگیری حداکثری آمریکا هموار کند. این دیپلماسیِ دروغپردازی، نه برای حقیقت، که برای تغییر محاسبات تصمیمگیران ما طراحی شده است.
ماموریت ویژه فصیحی
فرناز فصیحی و حلقه رسانهای همسو با او، مدتهاست که از لباس خبرنگاری خارج شده و در کسوت پیادهنظام جنگ روانی علیه ملت ایران عمل میکنند. تلاش مستمر آنان برای القای اختلاف میان دولت و بدنه نظامی کشور، تلاشی مذبوحانه برای ناامید کردن مردم از اقتدار نظام است. وقتی رسانهای با تیترهای زرد و جنجالی، به جای انتشار منصفانه اخبار، به دنبال فتنهانگیزی داخلی است، مخاطب هوشمند بهخوبی درک میکند که این نه گزارش خبری، که بخشی از پازل فشار حداکثری است.
امپراتوری رسانهای آمریکا، از نیویورکتایمز تا سایر شبکههای معاند، پس از شکستهای پیاپی در میدان نبرد، اکنون تمام تمرکز خود را بر میدان روایتها گذاشتهاند. جعل خشم خیالی مسئولان کشور پس از عملیاتهای دفاعی، تلاشی است برای القای ضعف در اراده سیاسی کشور. این نوع خبرسازیهای مشمئزکننده، بیش از هر چیز، نشاندهنده استیصال دشمن در برابر قدرت تصمیمگیری راهبردی جمهوری اسلامی ایران است؛ دشمنی که نمیتواند بپذیرد دیپلماسی و میدان، هر دو در خدمت منافع ملی ایران مقتدر قرار دارند.
البته این نخستین بار نیست که فرناز فصیحی و روزنامه نیویورکتایمز به دروغگویی و وارونهنمایی در قبال ایران میپردازند. روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز با حضور فرناز فصیحی، خبرنگار زن ایرانیتبار علنا به منبعی برای دروغپردازی علیه کشورمان تبدیل شده است. در بزنگاههای خبری و حوادث مختلف این ماشین دروغپردازی به کار میافتد تا با استفاده از یک منبع رسمی خبری، افکارعمومی ایران را منحرف کند.
دروغهای کلکسیونی فصیحی دارای المانهای قابل تاملی از جمله منبعسازی فیک و جعلی است. وی در اوایل سال ۱۴۰۴ در یکی از دروغهایی که درباره انفجار بندر شهید رجایی نوشته بود منبع خبری خود را نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوانده بود! موضوعی که بلافاصله تکذیب شد اما خاصیت دروغ تند و تیز در میان افکارعمومی آن هم زمانی که جامعه به خبر نیاز مبرمی دارد و عطش خبری در میان حوادثی مانند آتشسوزی بندر شهید رجایی با چنین اخبار جعلی مرتفع میشود، باعث ایجاد نگرشهای عمیق انحرافی شده که تصحیح آن کار رسانهای مجدانه نیاز دارد.
فرناز فصیحی نشان داد که ماموریت تام و تمامی با برند رسانهای نیویورکتایمز برای انحراف افکارعمومی ایران دارد. در فضای شبکههای اجتماعی از فصیحی به عنوان یک فیک نیوز یاد میشود که باید در خصوص اخبار وی به طور جدی تردید کرد. وی نیویورکتایمز را به یک فیکنیوز در میان ایرانیان تبدیل کرده است.
اخلاق رسانهای، یعنی کشک!
مجموعه دروغهای نیویورکتایمز نشان میدهد این رسانه آمریکایی با توجه به سیاست دشمنی که در قبال ایران دارد هیچ کدام از حساسیتهای خبری و مراحل صحتسنجی و قواعد حرفهای تهیه خبر را رعایت نمیکند. رویکرد جهتدار و آمیخته به کذب نیویورکتایمز در پوشش تحولات ایران، پرده از این واقعیت برمیدارد که اعتبار حرفهای برای این نشریه، تنها پوششی ظاهری برای پیشبرد دستورکارهای خصمانه دولت آمریکا علیه ملت ایران است.
این سبک خبرسازیهای مغرضانه نشان میدهد که اتاق خبر نیویورکتایمز عملاً به یک اتاق جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است، جایی که در آن، اخلاق رسانهای و اصول صحتسنجی فدای اهداف کلان سیاسی واشنگتن میشود. تکرار ادعاهای بیاساس در گزارشهای نیویورکتایمز پیرامون ایران ثابت میکند که این رسانه، نه یک منبع خبری متعهد به واقعیت، بلکه بازوی تبلیغاتی دستگاه استکبار است که برای ترور روانی افکار عمومی، اصول اولیه خبرنگاری را عامدانه زیر پا میگذارد.
نظر شما