۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۶
کد مطلب: ۲۵٬۶۱۵

قدرتی که پیش از جنگ ساخته شد

مسئله‌ای به نام قوی شدن

فاطمه حسین‌پور _ آگاه مسائل فرهنگی

آگاه: وقتی از رهبر شهید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و نسبت او با دفاع مقدس حرف می‌زنیم، تصویر فقط به حضور در جبهه یا عضویت در شورای عالی دفاع محدود نمی‌شود. آنچه اهمیت بیشتری دارد، پیوند میان «حضور در میدان» و «ساختن آینده میدان» است. او در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، در کنار شهید مصطفی چمران در سازمان‌دهی جنگ‌های نامنظم نقش داشت و به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع، مسائل جبهه را از نزدیک دنبال می‌کرد. در ماجرای سوسنگرد نیز نقش او در هماهنگی نیروهای نظامی و مقاومت مدافعان شهر، بخشی از همین تجربه میدانی بود.
اما جنگ یک درس مهم دارد: کشوری که امنیت خود را به تجهیزات دیگران گره بزند، در حساس‌ترین لحظه ممکن است با یک سوال ساده روبه‌رو شود؛ اگر ندادند چه؟
پاسخ به همین سوال بود که بعدها در مسیر خودکفایی دفاعی معنا پیدا کرد. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، داستان موشک و شهید حسن طهرانی‌مقدم است. او سال‌ها مسئولیت جهاد خودکفایی سپاه را برعهده داشت و بخش مهمی از مسیر شکل‌گیری توان موشکی ایران با نام او گره خورده است. رهبر شهید نیز از این مسیر حمایت می‌کرد؛ مسیری که نتیجه‌اش فقط ساخت یک موشک نبود، بلکه تبدیل «نیاز دفاعی» به «توان بومی» بود.
این تفاوت کوچکی نیست. بازدارندگی یعنی دشمن بداند تصمیم به حمله، هزینه‌ای واقعی دارد. به همین دلیل، «قوی شدن» در این نگاه، دعوت به جنگ نیست؛ اتفاقا تلاشی برای جلوگیری از تحمیل جنگ است. کشوری که توان دفاع از خود را ندارد، حتی اگر صلح‌طلب باشد، لزوما در امنیت نیست. جنگ ۱۲ روزه این مسئله را از یک بحث نظری به یک تجربه عینی تبدیل کرد. پس از این جنگ، رهبر شهید از اتحاد مردم، اعتمادبه‌نفس ملی و ضرورت حفظ توان دفاعی سخن گفت و تاکید کرد که ملت ایران نباید در برابر دشمن خود را طرف ضعیف ببیند. در روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی، توان موشکی شکل‌گرفته در سال‌های قبل، در پاسخ نظامی ایران در این جنگ نقش مهمی داشت.
حتی تعبیر «سیلی» که رهبر شهید سال‌ها پیش درباره حمله موشکی ایران به پایگاه عین‌الاسد به کار برد، فقط یک عبارت سیاسی نبود؛ پشت آن، این پیام قرار داشت که دوران حمله بدون هزینه به ایران گذشته است. پیش‌بینی‌های او نیز در همین چارچوب قابل فهم است. در سال ۱۳۹۴، او گفت که رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید. این جمله در آن زمان یک موضع سیاسی و تحلیلی درباره آینده این رژیم بود و در رسانه‌های مختلف بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. امروز، صرف‌نظر از اختلاف‌نظرها درباره تفسیر و تحقق دقیق چنین پیش‌بینی‌هایی، خود این موضع نشان می‌دهد که او تحولات منطقه را در افق کوتاه‌مدت نمی‌دید؛ نگاهش معطوف به روندهای بلندمدت بود.
از دفاع مقدس تا جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، یک خط مشترک دیده می‌شود: امنیت، محصول آمادگی لحظه آخر نیست. آنچه در روز جنگ دیده می‌شود، حاصل تصمیم‌هایی است که سال‌ها قبل گرفته شده‌اند؛ از سازمان‌دهی نیرو در سوسنگرد تا سرمایه‌گذاری روی دانش موشکی و تربیت نیروهایی مانند طهرانی‌مقدم. 
شاید اگر قرار باشد رهبر شهید را برای نسل آینده معرفی کنیم، بهتر باشد فقط از سخنرانی‌ها و تصاویر رسمی نگوییم. باید داستان آدم‌هایی را روایت کنیم که از یک کشور وابسته در تجهیزات نظامی، به کشوری رسیدند که توان دفاعی خود را تا حد زیادی در داخل ساختند. باید به نوجوان امروز توضیح دهیم که پشت یک موشک، فقط آهن و سوخت نیست؛ سال‌ها دانش، شکست، تجربه، شهید و تصمیم ایستاده است.
نسل آینده بیش از آنکه به یک تصویر رسمی از رهبر شهید نیاز داشته باشد، به یک روایت واقعی نیاز دارد؛ روایتی که نشان دهد «قوی شدن» از شعار شروع نمی‌شود. از پذیرفتن مسئولیت آینده شروع می‌شود. دفاع مقدس تمام شده است، اما درس آن هنوز تمام نشده: دشمن ممکن است شکلش عوض شود، جنگ ممکن است کوتاه یا طولانی شود، اما کشوری که آینده دفاعی خود را از امروز نسازد، در روز حادثه فرصت ساختنش را نخواهد داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.