آگاه: نویسنده یادآوری میکند که این اثر، هفتمین کتاب کارسون بهشمار میرفت- شاعری که جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد- اما اولین کتابی بود که خود نویسنده در دوران دانشجویی و در یک کارگاه شعر با آن روبهرو شد؛ تکلیفی کلاسی که تمام هدفش شگفتزده کردن و برانگیختن بهت عمیق مخاطب در برابر متنی سراسر نو و متفاوت بود.
به گزارش «آگاه» نیویورک تایمز با اشاره به جستار آغازین این کتاب با عنوان «زمان عادی: ویرجینیا وولف و توسیدید درباره جنگ» مینویسد: این قطعه با وجود نام دانشگاهی و کنایهآمیزش، تکه نقل قولهای کوتاه و فرضیهاش، بیشتر شبیه مقالهای آکادمیک است که نشان میدهد جنگ چطور ادراک ما از زمان را به هم میریزد. زمان برای سالخوردگان، کودکان، زنان و مردان یکسان سپری نمیشود؛ «زمان جوانی را در خود میگیرد و جوانی جنگ را در آغوش میکشد». این یادداشت کوتاه ۶ صفحهای که دو هزار سال تاریخ را به هم پیوند میزند، در نهایت به شعری چهارسطری میرسد و مرز میان نقد، تاریخ و شعر را درهم میشکند.
نیویورک تایمز با یادآوری قطعه «تنگدستی باشکوه» و بازیهای متنی نامتعارف او مینویسد: این شعر در قالب دوبیتیهایی شکل گرفته که سطرهای یکی درمیان آن، نقل قولهایی بلند از نامههای امیلی دیکینسون به توماس هیگینسون با ذکر دقیق ارجاعات کتاب است. طول این پانوشتها حتی از طول مصراعهای خود کارسون بیشتر میشود؛ شاعر جملهای ساده درباره سکوت زنان را به پنج تکه کوچک میشکند تا نشان دهد چطور ساختار آشنای سطرها در شعر میتواند دگرگون شود و مرز میان حقیقت تاریخی و خیال ادبی فرو بریزد.
بازآفرینی متون کهن و خصلت سهل و ممتنع کارسون
نیویورک تایمز با یادآوری جسارت فرمی و توان شگفتانگیز کارسون در میانه کارنامه ادبیاش مینویسد که او استعدادی کمیاب دارد؛ میتواند جوهره شعر را از دل هر متنی- چه نمایشنامه باشد، چه سخنرانی یا داستان- بیرون بکشد. او همهچیز را با شجاعتی آرام کنار هم مینشاند و نشان میدهد که ادبیات همزمان هم عین واقعیت است و هم سرشار از خیال. این بازیگوشی باعث میشود شعر او، حتی در مواجهه با دشوارترین پرسشها، هیچوقت خشک و بیش از حد دانشگاهی به نظر نرسد.
در ادامه متن به توانایی کارسون در پیوند زدن زبان کهن به روزگار ما اشاره میشود: او متون باستانی را فراتر از تفاوت زبانها و گذر قرنها ترجمه میکند، بهگونهای که لحن شخصیتهای تراژدی یونان مثل کلامی روزمره و خودمانی به گوش میرسد؛ درست مثل وقتی که الکترا در بازنویسی او از نمایشنامه «اورستس» میگوید: «بله خب، دنیا همین است دیگر». طنز کارسون دنیایی پهناور دارد؛ از کنایههای بسیار تلخ و گزنده گرفته تا کمدی تمامعیار؛ ویژگی خاصی که او را به «سادهترین شاعر دشوارفهم» تبدیل کرده است، چراکه پیچیدگیهایش هرگز مانعی نگرانکننده پیش پای خواننده نمیگذارد.
از ایجاز «گفتارهای کوتاه» تا شاهکار «خودزندگینامه سرخ»
نیویورک تایمز با مرور آثار ابتدایی کارسون و کوتاهنویسی درخشان او مینویسد: نخستین اثرش، «اروس تلخوشیرین» (۱۹۸۶)، بازنویسی رساله دکترای او در زمینه مطالعات کلاسیک بود اما کتاب «گفتارهای کوتاه» (۱۹۹۲) ورود رسمی او به جهان شعر به شمار میآمد. قطعات این کتاب، متنهایی منثور و بسیار کوتاهاند که خواندنشان چند ثانیه بیشتر زمان نمیبرد؛ نوشتههایی درباره باران که لحنی شوخ و نیشدار دارند. ایده این اثر بر خلاصه سخن گفتن بنا شده است؛ با کمترین واژهها، جذابترین و دلنشینترین صدای جمع باش.
این نشریه با نگاهی به کتاب برجسته «خودزندگینامه سرخ» (۱۹۹۸) و نوآوری در خلق رمان منظوم مینویسد کارسون در این اثر، دیو بالدار اساطیر یونان( گریون) را در قالب نوجوانی امروزی زنده میکند. این شعر بلند از سطرهای یکیدرمیان کوتاه و بلند ساخته شده است؛ ضربآهنگی ناآرام که مانند زنگ بیدارباش به خواننده یادآوری میکند حتی در دل روایتی داستانگونه، با جوهره ناب شعر روبهرو است و نباید به ساختار همیشگی نثر دل ببندد.
بازیگوشی فلسفی در «نورمای اشتباه» و کارنامه ۲۵ ساله
گابرت در این متن با اشاره به اثر تازه کارسون یعنی کتاب «نورمای اشتباه» (۲۰۲۴) مینویسد: این مجموعه همان سرزندگی، اندوه و تناقضهای کارهای درخشان پیشین او را پیش رو میگذارد. کارسون در این کتاب قالبهای شعری کهن را با یادداشتهای دانشگاهی، ترجمه بخشهایی از «ضیافت» افلاطون و داستانی رازآلود از همنشینی با یک کلاغ پیوند میزند. این ترکیبهای نامتعارف، تصویری چندبعدی و زنده از زندگی تلخوشیرین انسان میسازند و یادآور این پرسش تاملبرانگیز او هستند: «پاسخها اصلا قرار است جواب چه چیزی باشند؟» نویسنده متن با اشاره به تجربه ۲۵ ساله در مطالعه کارهای کارسون مینویسد: دنیای این شاعر نگاه نسلهای تازه را دگرگون کرده است. او تعریفی نو از مرزهای شعر و گنجایش یک کتاب ادبی آفرید؛ نویسندهای با اصالتی همیشگی که گستره ادبیاش مانند کیهانی بیپایان پس از مهبانگ امتداد یافته و نشان داده است که چگونه یک نویسنده میتواند مرزهای فرم، تفکر و شوخطبعی را بیمرز گسترش دهد.
نظر شما